آخرین خروج از افغانستان نیویورکر


ساکنان محله از دیدن کنترل طالبان لزوماً خوشحال نبودند ، اما آنها نیز به دولت اعتماد نداشتند. یک افسر سابق پلیس به نام سلطان به من گفت که در سالهای پس از 2001 ، با الهام از یک فرمانده پلیس محلی ، که او را صالح و صادق می دانست ، کار خود را ترک کرد. اما همکاران وی از مردم محلی رشوه می گرفتند. وی گفت که برای استخدام ، مجبور به پرداخت حقوق چند ماهه شده است. در همین حال ، شایعات در حال گسترش فساد و فعالیت های غیرقانونی در بین رهبران کشور است. آنها را شامل می شود پایگاه ها را ببینید– سنتی که توسط رهبران ارتش در دهه 1990 انجام می شد و رفتار می کرد مانند بردگان جنسی. سلطان ویدئویی را به من نشان داد که در شبکه های اجتماعی در حال تکان دادن یک پسر رقصنده توسط یک مقام سابق افغانستان است. وی گفت: قلبم سیاه می شود. سلطان یک سال و نیم پیش پس از کشته شدن رئیس پلیس محلی توسط طالبان ، کار خود را ترک کرد. او اکنون به عنوان راننده مینی بوس کار می کرد. طالبان شبانه در بزرگراه گشت زدند ، تا كندهار ، او گفت: “اكنون جاده امن است.”

در طبقه دوم یک خانه در خیابان اصلی کلای عبدالعلی ، من با سه طالب ، میانسال نشسته بودیم که می گفتند از زمان آمدن آمریکایی ها با هم درگیر شده اند. رهبر گروه هدیات نامیده می شد. او ریش نازک خاکستری داشت و خودش را به بالش فشار داد و نگاهم را به من دوخت. هدایت به طور خلاصه گفت که جنگجویان طالبان دو سال پیش از وردک ، یک استان همسایه به این محله نقل مکان کرده بودند. وی گفت: “طالبان اکنون کل ورداک را کنترل می کنند.” “ما می توانیم مردم را از سراسر کشور بیاوریم.”

وی گفت ، این روزها كلا عبدالعلی چنان مطمئن بود كه طالبان از او برای سازماندهی حملات در سایر مناطق پایتخت استفاده می كردند. یکی از طالبان دیگر ناله کرد: “اوه ، بله”. هدات به من گفت که گروه محلی او آتش بس را با آمریکایی ها دنبال می کردند. اما وقتی در مورد معامله با دولت افغانستان سال کردم ، او لبخند تحقیرآمیزی زد. وی گفت: “ما با کسی قدرت مشترک نداریم.”

فرشت K کوهستانی پانزده ساله بود که دولت طالبان سقوط کرد ، و او در آزادی های جدید رشد می کرد. برای دو دهه بعدی ، وی در استان کاپیسا ، در شمال کابل ، وکیل مدافع فقرا شد ، جایی که به خانواده ها در یافتن غذا و دارو کمک می کرد. او رفتاری مدرن و تحریک آمیز داشت ، با اتومبیل شخصی خود رانندگی می کرد ، با شلوار جین راه می رفت ، لبخند درخشانی بر لب می زد و از مردان قدرتمند س directال های مستقیم می پرسید. این از فیس بوک استفاده می کند تا به طور عمومی شرایط بهتری بخواهد. وقتی شوهرش فعالیت وی را دلسرد کرد از او جدا شد. برادرش روهین به من گفت: “شما نمی توانید کسی را مانند فرستا شجاع تصور کنید.” “او در برابر جامعه سنتی احمق ما بود.”

کوهستانی برای سالها پیامک های تهدید آمیز دریافت می کرد ، اما آنها آنها را نادیده گرفت. سپس ، حدود یک سال پیش ، گروهی از مردان با چاقو او را محاصره کردند و یکی از آنها هنگام فرار او را برید. در دسامبر ، کوهستانی از دولت خواست تا از او محافظت کند. وی در یک پست در فیس بوک نوشت: “من یک دختر کوچک ترسیده نیستم.” اما او نگران بود که وقتی من رفته ام خانواده و همکارانش در این کشور ویران شده چه خواهند کرد. دوازده روز بعد ، در حالی که او و برادرش شهرام در کاپیسا در حال رانندگی بودند ، دو موتورسیکلت کنار آنها بلند شد و مردی از پشت هر دو آنها را شلیک کرد. وقتی به خانه کوهستان ها رسیدم ، خانواده هنوز در حال استقبال از عزاداران بودند. پدر فرشتا ، نجیبولا ، گفت که او مطمئن نیست که چه کسی او را کشته است ، اما مرگ او مانند بسیاری دیگر در ماه های اخیر بوده است. وی گفت: “آنها نخبگان را می کشند.”

“چه مدت باید در اینجا بمانیم تا از صحبت با همسایه خود جلوگیری کنیم؟”
کاریکاتور توسط اینفان هوانگ

هنگامی که ایالات متحده با طالبان در مورد عقب نشینی مذاکره کرد ، مقامات آمریکایی به صراحت اعلام کردند که انتظار دارند بمبگذاری انتحاری و حملات دیگر با تلفات گسترده پایان یابد. به جای آنها ، به نظر می رسد طالبان درست زمانی که دولت افغانستان مذاکرات را آغاز کرد ، کارزار ترور نخبگان تحصیل کرده را آغاز کرده اند. در یک سال گذشته بیش از پانصد افغان در حملات هدفمند کشته شده اند ، بسیاری از آنها توسط “بمب های چسبناک” ، مواد منفجره ای که در زیر اتومبیل ها قرار گرفته اند ، مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند یا مورد اصابت قرار گرفته اند. در میان آنها ملاله میوند ، روزنامه نگار زن در جلال آباد است. پامیر فیضان ، دادستان نظامی و زاکیا هروی ، یکی از دو قاضی دادگاه عالی کشته شدند. نگرانی عمیق گریبان شهرهای افغانستان را گرفته است. کارمندی به نام علی فرهاد هویدا در کابل به من گفت: “احساس می کنم در یک اتاق تاریک پر از مردم هستم و نمی دانم چه کسی مرا کتک می زند.”

طالبان مسئولیت این حملات را انکار می کنند ، اما مقامات افغانستان می گویند بسیاری از آنها توسط شبکه حقانی سازمان یافته است. امرولا صالح ، یکی از دو معاون رئیس جمهور این کشور ، به من گفت که فرماندهان طالبان که در پاکستان جلسه داشتند اوایل سال گذشته این کارزار را شرح داد. صالح گفت که قبل از انعقاد قرارداد ایالات متحده با طالبان ، به وزیر خارجه مایک پمپئو و وزیر دفاع مارک اسپر اخطار داده بود. (وزارت امور خارجه می گوید هیچ مدرکی در این باره وجود ندارد.) صالح گفت: “ما دقیقاً به آنها گفتیم که چه اتفاقی خواهد افتاد.” پمپئو و اسپر دلسرد نشدند.

اما همه قربانیان ترور دشمن طالبان نیستند. در ژوئن 2019 ، در حالی که استاد عبدالسلام عابد به دفتر خود منتقل می شد ، بمبی پشت ماشین او را منفجر کرد و او را از ناحیه گردن مجروح کرد. عابد هر هفته در نماز جمعه در مسجد عثمان غنی به جماعت خود می گفت که افغان ها باید با هم آشتی کنند. اگرچه او گاهی از طالبان انتقاد می کرد ، اما طرفدار گفتگو بود. وی گفت که دولت و حامیان آمریکایی آن کسانی بودند که خشونت را پیش می بردند. در خانه اش در کابل ، او بر روی زخم خود اثری گذاشت و به من گفت: “من صد در صد مطمئن هستم که دولت این کار را انجام داده است.”

بیشتر و بیشتر افغان ها بر این باورند که مقامات دولتی برخی از قتل ها را رهبری می کنند. در ماه اوت ، گروهی از مقامات برجسته پیشین ، بسیاری از نزدیکان حامد کرزی ، رئیس جمهور پیشین ، به غنی نامه نوشتند و ادعا کردند که “مقامات عالی رتبه مظنون به دست داشتن در ترورهای هدفمند” وجود دارد. این نامه همچنین معاون رئیس جمهور و معاون مالیات بر ارزش افزوده را به “تلاش برای گسترش فضای ترس و وحشت در میان منتقدان دولت و مخالفان دولت” متهم کرد. یک رهبر ارشد افغانستان به من گفت: “من هیچ مدرکی ندارم ، اما در اطراف غنا افرادی هستند که مصمم هستند روند صلح را از بین ببرند.”

غنی انکار کرد که کسی در دولت او در پشت این قتل ها باشد. صالح ، معاون رئیس جمهور ، این ادعا را رد کرد و گفت: “آنها توانایی ما را در جلوگیری از قتل های هدفمند به عنوان یک همدست برابر دانستند.” یک مقام ارشد آمریکایی به من گفت که معقول به نظر می رسد که مسئولین دولتی در پشت برخی از این قتلها قابل قبول باشند: “چرا طالبان کسی را که از گفتگوهای صلح حمایت می کند ، می کشد؟” اما ، وی اضافه کرد ، با توجه به اینکه تعداد کمی از سربازان در کشور باقی مانده اند ، ایالات متحده برای جمع آوری اطلاعات قابل اعتماد “ما دقیقاً نمی دانیم چه خبر است.”

در ژانویه ، ژنرال آستین میلر ، فرمانده ناتو نیروهای در این کشور برای رساندن پیامی به طالبان به دوحه پرواز کردند: ستاد ترور ، معامله با آمریکایی ها را در معرض خطر قرار می دهد. در صورت عقب نشینی طالبان ، ایالات متحده ممکن است حملات خود را از سر بگیرد. طالبان می گویند که هیچ تعهدی در کاهش خشونت ندارند: “امارت اسلامی متعهد به چنین تلاشی نبوده است.”

در پنجاه و نه سالگی ، میلر جمع و جور ، مزخرف و مستقیم است. هنگامی که من به پایگاه او رسیدم ، او در یک ساعت دویدن و ژیمناستیک سربازان خود را هدایت می کرد ، که در ارتفاع نزدیک به شش هزار پایی سطح دریا برای خستگی یک سرباز نیمه بزرگتر کافی بود. این نوعی نماد زنده از جنگ های آمریکا پس از 11 سپتامبر است. از سال 2001 ، وی بیش از هفت سال را در جنگ با نیروهای عملیات ویژه در عراق و افغانستان گذرانده است. در افغانستان اعضای القاعده و طالبان را شکار می کند. در عراق ، او در عملیاتی که منجر به کشته شدن رهبر شورشی ابومصعب الزرقاوی شد ، شرکت کرد. وی از قضا خاطرنشان كرد كه بسیاری از رهبران افغانستان كه او و كارمندانش با آنها دوست و دشمن روبرو شده بودند ، هنگام ورود او به منطقه از قبل حضور داشتند. وی گفت: “ما اکنون با پسران آنها سر و کار داریم.”

از سال 2002 ، سربازان و افسران آمریکایی به طور معمول در یک تور یا مدت یک سال خدمت می کردند. با هر چرخش ، سربازان جدید باید در مورد کشور اطلاعات کسب کنند ، و افسران ارشد برنامه های جدیدی ارائه می دهند. نتیجه این است که بیست سال تلاش در افغانستان به معنای بیست کمپین مختلف است. میلر در سال 2010 به کشور بازگشت و بهترین کار را در سال 2018 به عهده گرفت. او به من گفت: “این چهارمین ، پنجمین یا ششمین تور من است.” “من حساب نکردم.”

میلر به اوج تلاشهای آمریكا رسید و هدایت نیرویی را كه به سرعت رو به زوال بود ، در پیش گرفت. هنگامی که ایالات متحده یک بار اهداف بلند پروازانه را دنبال می کرد ، دموکراسی و توسعه اقتصادی را القا می کرد ، او مأموریت خود را به طور دقیق تعریف کرد: نگذارید افغانستان به یک پناهگاه تروریستی تبدیل شود. اما ، او گفت ، یک صید وجود دارد. “شما برای این کار به یک دولت نیاز دارید.”

دانش آموزان منتظر نتیجه امتحانات در دبیرستان معرفت در کابل هستند. مداخله آمریکا پرهزینه و غالباً اغراق آمیز بود ، اما منجر به دستاوردهای چشمگیری در حقوق زنان شد.عکس از آدام فرگوسن

مقامات ارشد در دولت بایدن می گویند که آنها قصد دارند برای تصمیم گیری در مورد نحوه برخورد با افغانستان وقت بگذارند. یک مقام ارشد دوم ایالات متحده به من گفت: “آنها در تلاشند بهترین گزینه های بدی را که به ارث برده اند کشف کنند.” آنها می دانند که اگر بایدن از معامله ترامپ چشم پوشی کند و تصمیم به بازداشت تقریبی 25000 سرباز آمریکایی در افغانستان بگیرد ، طالبان تقریباً به طور قطع به حمله به آنها ادامه خواهد داد.

در ژانویه ، یک افسر ارشد اطلاعات ارتش ایالات متحده به گروهی از سربازان آمریکایی گفت که آماده حمله شوند. “ما بیست سال در این کشور بوده ایم و ممکن است در چهار ماه گذشته وارد این کشور شویم. آنها ممکن است از همه ناامن ترین باشند “. “بیا اول ماه مه ، اگر ما هنوز اینجا هستیم ، من فکر می کنم این یک بازی برای طالبان است.”

میلر به من گفت ، “اگر طالبان به نیروهای آمریکایی یا نیروهای ائتلاف حمله می کنند ، ما آماده پاسخگویی متناسب ، دقیق و با ظرفیت ذخیره هستیم.” اما وی همچنین گفت که در صورت دستورالعمل آماده است تا آخرین نیروهای خود را نیز پس بگیرد. س unال بی پاسخ – که از سال 2001 تاکنون در سراسر کشور وجود دارد – این است که آیا دولت افغانستان می تواند بدون سربازان غربی زنده بماند؟ وقتی از وی پرسیدم که آیا فکر می کنید ارتش افغانستان می تواند به تنهایی هزینه های این کشور را تأمین کند ، پاسخ وی اطمینان بخش نبود. وی گفت: “من مجبورم.”

در اوایل ژانویه ، من با میلر به پایگاه های ارتش افغانستان در مزار شریف ، در شمال و نزدیک رود هیرمند ، در جنوب پرواز کردم. از هواپیمای حمل و نقل S-130 که به هندوکش نگاه می کردم ، زیبایی طبیعی کشور را یادآوری کردم ، اما همچنین واقعیت های جغرافیایی را که مانع هرگونه تلاش برای کمک به آن می شود ، به یاد آورد: این منطقه محصور در خشکی است و توسط کوه ها پوشانده شده است. بیابانی که فقط دوازده درصد از زمین آن برای کشاورزی مناسب است. افغانستان در بیشتر تاریخ معاصر خود شاخه ای از جامعه بین المللی بوده است: خارجی ها هفتاد و پنج درصد از بودجه فدرال آن را پرداخت می كنند و مودیان آمریكایی نیز با هزینه ای بالغ بر 4 میلیارد دلار در سال ، عمدتاً نیروهای نظامی و امنیتی را تأمین می كنند. اما اگر امیدی وجود دارد که دولت افغانستان بتواند به خودکفایی برسد ، در کنار سربازانی است که در اینجا آموزش می بینند.


منبع: https://outsidenews.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>