آینده روابط آمریکا و چین


در ماه سپتامبر ، اتاق لایحه ای را تصویب کرد که واردات کارگران اجباری اویغور در سین کیانگ را ممنوع می کند. شرکت هایی مانند اپل ، نایک و کوکاکولا علیه این لایحه که با اختلاف بسیار زیاد چهارصد و شش تا سه مجلس به تصویب رسیده و احتمالاً از سنا عبور می کند ، مبارزه کرده اند. اگر این لایحه به قانون تبدیل شود ، آخرین نشانه جنجالی بودن روابط ایالات متحده و چین است مانند دهه های گذشته. استفاده از کار اجباری توسط حزب کمونیست چین ، فعالیتهای اقتدارگرایانه آن در هنگ کنگ و عدم اطمینان در مورد ویروس کرونا ، نگرانی های دو حزب در مورد آینده روابط آمریکا و چین را افزایش داده است.

من اخیراً درباره وضعیت روابط چین و ایالات متحده با جان پومفرت ، نویسنده کتاب “کشور زیبا و پادشاهی میانه: آمریکا و چین ، 1776 تا کنون” و رئیس سابق دفتر پکن در واشنگتن صحبت کردم. پست. در طول مکالمه خود ، که برای مدت طولانی و وضوح ویرایش شده بود ، ما در مورد رقابت ایدئولوژیک بین ایالات متحده و چین ، تاریخ پیچیده شرکت های آمریکایی تجارت در این کشور بحث کردیم ، و اینکه چطور ممکن است رویکرد دولت بایدن به چین با دولت ترامپ

در حال حاضر دو اتفاق در حال رخ دادن است ، و من تعجب می کنم که آیا فکر می کنید آنها بخشی از یک داستان هستند. اولین مورد نقض حقوق بشر در چین در هنگ کنگ و سین کیانگ و نگرانی های آنها در اینجا است. مورد دوم به سادگی رقابت فزاینده ایالات متحده و چین بر سر سیاست ، تجارت و سایر موارد است.

من فکر می کنم ما اساساً در زمانی هستیم که با چین یک مشکل ایدئولوژیک داریم. اینها فقط دو کشور بزرگ نیستند ، همانطور که آلمان و ایالات متحده یا آمریکا و ژاپن با یکدیگر رقابت می کنند. این یک چالش ایدئولوژیک است. من فکر می کنم این فراتر از آن چیزی است که طبیعتاً رقابت بین ما و یک قدرت در حال رشد در منطقه ای از جهان است که ایالات متحده سالها قدرت اصلی آن بوده است.

رقابت ایدئولوژیک قسمتهای زیادی دارد و یک قسمت مربوط به بیزاری آمریکایی از نقض حقوق بشر در چین است ، نه تنها در سین کیانگ و هنگ کنگ ، بلکه در چین تحت سلطه هان. من همچنین فکر می کنم یک قطعه جداگانه وجود دارد ، که روشی است که قدرت رو به رشد با قدرت مقیم مقابله می کند ، و این صرفاً مسئله ای است که بدون توجه به ابعاد سیاسی رابطه ، مشکلی خواهد بود. من فکر می کنم راهی که این مسئله با مسئله حقوق بشر ترکیب می شود این است که این یک رقابت ایدئولوژیک بین دو سیستم اساساً متفاوت ، اعم از سیاسی و اقتصادی است.

آیا وقتی صحبت از یک مسابقه ایدئولوژیک می شود ، آیا این تصور اوج در زمانی است که ایالات متحده کسی را انتخاب کرده است که از لحاظ عقیدتی بیشترین ویژگی ها را با یک رژیم اقتدارگرا داشته باشد ، از رهبر چین تجلیل کند و حتی از انقلاب کمونیستی تجلیل کند؟

بله قطعا. من فکر می کنم چه به روابط ایالات متحده و چین نگاه کنید و چه روابط ایالات متحده و روسیه ، انتخاب کسی با غرایز ضد دموکراتیک قوی توسط ایالات متحده بسیار کنایه آمیز است ، با توجه به اینکه ایالات متحده اکنون با چالش ایده آل چین و از روسیه نیز

آیا فکر می کنید دولت چین به طور مشابه این مسئله را یک چالش ایدئولوژیک می داند؟

من فکر می کنم چینی ها خیلی بیشتر از آنچه ما با آنها داریم به عنوان یک دشمن ایدئولوژیک با ایالات متحده می جنگند. من معتقدم که چین از سال 1989 و حتی قبل از آن ما را به عنوان یک دشمن ایدئولوژیک دیده است. جناح قابل توجهی از حزب کمونیست به آمریکا به عنوان یک دشمن ایدئولوژیک نگاه می کردند و آمریکا این کار را در اواخر دولت اوباما آغاز کرد. به عنوان مثال ، سند 9 را ببینید ، که در پایان دوره هو جینتائو و آغاز دولت شی جین پینگ منتشر شد ، که ایالات متحده را به عنوان یک دشمن ایدئولوژیک توصیف می کند. ما در مورد این هفت ویروس تفکر غربی صحبت کردیم ، از جمله مشروطه خواهی و مطبوعات آزاد و ارزشهای دیگری که گویا در این جامعه برای آنها ارزش قائل هستیم. و اساساً گفت: “این چیزی است که توسط نیروهای متخاصم خارجی به بیرون رانده خواهد شد و ما باید در این مورد هوشیار باشیم.”

این خلاصه ای از سال ها تأمل در مورد چالش های پیش روی چین از ایالات متحده بود. در غرب ، مدیران روابط اساساً این مسئله را نادیده می گرفتند ، تا حدی به این دلیل که آنها معتقد بودند با تجارت آزاد و بازارهای آزاد ، چین به طور طبیعی به جامعه ای متکثر تبدیل می شود. اینطور نشد فکر نمی کنم ایالات متحده این مسئله را تا پایان دولت اوباما متوجه شود و پس از آن ترامپ به قدرت رسید. واضح است که ترامپ به عنوان یک شخصیت کاملاً شیطانی در نحوه پیگیری و پیگیری رابطه بود.

فکر می کنید دولت بایدن چگونه به چین روی می آورد و تفاوت آن با رویکرد دولت ترامپ چیست؟ به نظر می رسد این ممکن است در سیاست داخلی مشکلی باشد به شکلی که در مورد دولت کلینتون وجود نداشته است ، شاید از سال 1989 تاکنون.

بله حتما. من همچنین فکر می کنم نسل افرادی که تحت نظام قدیمی روابط چین را اداره می کردند – که با امید به اینکه با گذشت زمان تحولات مسالمت آمیزی داشته باشد ، رفتار نسبتاً خوبی با چین داشتند – از بین رفته است. و هنری کیسینگرها در سراسر جهان و دیگران دیگر آنقدر تأثیر ندارند. من فکر می کنم نسل جدیدی از مردم ، از نظر سلطه فکری در حزب دموکرات ، در حال افزایش است. من فکر می کنم مهم است که از آن دیدگاه ، سوزان رایس وزیر امور خارجه را به دست نیاورد.

منظورت چیه؟

هنگامی که او مشاور امنیت ملی اوباما بود ، سوزان رایس به جای تعریق در موضوعات کوچکتر با چین ، از چشم انداز وسیع تری در مورد روابط طرفداری می کرد و امیدوار بود که یک توافق بزرگتر انجام دهد. به دلیل علاقه دولت اوباما به دستیابی به توافق نامه آب و هوایی با چین ، س questionsالات زیادی در پس زمینه قرار گرفته است. دولت اوباما اینقدر فشار بر چین بر حقوق بشر ، جاسوسی سایبری یا دریای چین جنوبی وارد نکرده است ، زیرا هدف اصلی آن چیزی است که آنها از آن به عنوان وجودی تعریف خواهند کرد. از آنجا که تغییرات آب و هوایی از اهمیت بیشتری برخوردار است ، ما باید این مسائل دیگر را نیز قربانی کنیم ، این واقعیت را نادیده بگیریم که اگر چین با شما یک معامله تغییر آب و هوا خواهد کرد ، این امر به این دلیل نخواهد بود که شما در مورد دریای چین جنوبی با آنها مهربان بوده اید. زیرا انجام این کار به نفع چین است.

در آن زمان ، نگرش در کاخ سفید این بود: “ما نمی توانیم اجازه دهیم این معامله بزرگ سقوط کند ، بنابراین مجبور نیستیم این چیزهای دیگر را که اهمیت کمتری دارند عرق کنیم” و این به چینی ها اجازه داد تا نسبتاً خوب در دولت اوباما بازی کنند. . فکر نمی کنم این نسل آنجا باشد.

آیا می توانید درباره چگونگی بازی دولت اوباما بیشتر توضیح دهید؟

خوب ، دولت اوباما در سال 2009 آغاز شد. دالایی لاما قرار است به واشنگتن بیاید. دولت اوباما اساساً به دولت چین می گوید: “سلام ، ما این بار قرار نیست با او ملاقات کنیم زیرا می خواهیم پایه خوبی برای ایجاد رابطه با شما ایجاد کنیم.” این ادامه رفتار آمریکایی ها در قبال چین بود که به نوعی از آن جلوتر است حال به امید رفتار بهتر در آینده.

آنها چندین بار این کار را کردند. نمونه آن معامله جاسوسی سایبری بین اوباما و شی جین پینگ است. در عرض یک سال ، چینی ها آن را نقض کردند. شیدایی برای گرفتن “نتیجه” از چین آنها را کور کرده است به این واقعیت که چینی ها آماده و خرسند هستند که این معاملات را خراب کنند زیرا آنها واقعاً به استفاده از قدرت اوباما احترام نمی گذارند. زیرا وقتی آمریکایی ها تهدید به انجام کارهایی می کنند ، در واقع هرگز آنها را انجام نمی دهند. در حالی که مردم ترامپ ، با وجود همه مشکلاتشان ، تهدید کردند که با چین کارهایی انجام خواهند داد و در واقع این کار را کردند. اینکه آیا آنها کار کرده اند یا نه یک س completelyال کاملاً متفاوت است ، نه؟ تعرفه ها یک فاجعه بود ، مگر نه؟ این کاری است که هیچ دولت دیگر ایالات متحده در گذشته برای غلبه بر تهدیدات تهدید شده علیه چینی ها انجام نداده است.

چین چگونه به این واقعیت نزدیک می شود که آمریکا در حال انتقال از دولتی است که فعالانه هرگونه اقدام در مورد تغییر آب و هوا را دلسرد می کند به دولتی که می گوید تغییر اقلیم یکی از اولویت های اصلی آن است؟

من فکر می کنم از یک نظر ، واکنش زانو در چین اینگونه خواهد بود: “اوه ، خوب. ما می توانیم آنها را همان گونه که با اوباما بازی کردیم بازی کنیم ، درست است؟ “من فکر می کنم بایدن و افرادش در مورد این وزارت دفاع بسیار عاقل تر از دولت اوباما هستند ، فقط به این دلیل که آنها پنج ، شش ، هفت ، هشت سال پیش بسیار سوزانده شدند.

اگر به مصاحبه بایدن با نگاه کنید بارجالب اینجاست که او عجله ای برای مقابله با چین ندارد. او عجله ای در لغو تعرفه ها ندارد. او عجله ای برای به دست آوردن هیچ یک از محدودیت ها ندارد ، هیچ عجله ای برای رفع محدودیت های مشابه قانون مگنیتسکی در مورد مقامات چین برای سین کیانگ ، هنگ کنگ و دیگران ندارد. فکر می کنم این اثبات باشد ، هرچند ناچیز ، که بایدن برای اتصال مجدد عجله ای ندارد.

فکر می کنید دولت چین می خواست ترامپ دوباره انتخاب شود؟


منبع: https://outsidenews.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>