استاد حقوقی که با پلیس DC آموزش دید


رزا بروکس ، استاد جورج تاون لوو ، بیشتر کار خود را با مشاهده ارتباط بین خشونت و اجرای قانون گذرانده است. وی در وزارت امور خارجه و پنتاگون کار کرده و دوره های حقوق بین الملل و امنیت ملی را تدریس کرده است. در سال 2016 ، بروکس منتشر کرد که “چگونه همه چیز به جنگ تبدیل شد و ارتش به همه تبدیل شد” ، مطالعه نقش بزرگ ارتش در اجرای سیاست خارجی ایالات متحده. پنج سال پیش ، بروکس تصمیم گرفت به عنوان افسر پلیس ذخیره در واشنگتن دی سی آموزش ببیند. او در دوره های آموزشی شرکت می کند و از 2016 تا 2020 هر ماه بیست و چهار ساعت در منطقه کلمبیا گشت می زند. کتاب جدید وی ، با رنگ آبی درهم و برهم ، مستند دوران حضور خود به عنوان یک افسر ذخیره و انتقادات بیشتر از پلیس مدرن است. بروکس به ویژه به شیوه های آموزش پلیس برای پیش بینی خشونت علاقه مند است. وی می نویسد: “درس اصلی آموخته شده در آکادمی ، این است که” هر کس می تواند هر زمان شما را بکشد. “

من اخیراً با بروکس که از بنیانگذاران برنامه پلیس نوآورانه جورج تاون بود نیز تلفنی صحبت کردم. در طول مکالمه خود که برای مدت طولانی و وضوح ویرایش شده بود ، ما در مورد آنچه در آموزش پلیس از دست رفته است ، ارتباط بین اسلحه و پلیس ایمن و اینکه چرا “هیچ کس پلیس خوبی نیست” در سیستم های پلیس مدرن بحث کردیم.

با خواندن اولین کتاب شما و این کتاب ، مرا تحت تأثیر قرار داد که از برخی جهات شما دو پدیده بسیار مشابه را توصیف می کنید.

چگونه همه چیز به یک جرم تبدیل شد و پلیس به همه چیز تبدیل شد.

آیا آنها به هیچ وجه بخشی از یک داستان هستند؟

شما باید بسیار و سرگرم کننده بپرسید. کتاب دوم در اصل درباره این ارتباطات است. در داخل ، ما شاهد یک جرم بزرگ بیش از حد بزرگ هستیم ، که در آن هر دو تخلف مدنی و نظارتی به عنوان یک جرم دوباره تعریف می شوند ، جرایم کاملا جدید ایجاد می شوند ، جرایم دوباره به عنوان جرم تعریف می شوند. ما فقط جنایات بیشتری را ایجاد کرده ایم و هرچه جنایات بیشتری ایجاد کنید ، به پلیس بیشتری احتیاج دارید تا این جنایات را مجبور کنید. اگر به برخی از شهرهای بزرگ و میزان هزینه آنها برای پلیس نگاه کنید ، در مقایسه با هزینه ای که برای همه خدمات اجتماعی می کنند ، هزینه های پلیس تمایل به کاهش سایر خدمات دارد. این فقط شگفت انگیز است. همچنین ، همانطور که بیشتر موارد جنگ به طور فزاینده ای شبیه پلیس در خارج از کشور است ، بسیاری از عملیات پلیس داخلی نیز مانند عملیات جنگی به نظر می رسد.

به نظر شما چرا بیان داستان پلیس آمریکا تا حدی از دریچه نحوه آموزش افسران پلیس مهم است؟

من همیشه مجذوب داستان هایی شده ام که مردم درباره خشونت و ارتباط آن با قانون می گویند. زمانی که در دانشکده حقوق بودم ، یک ترم را در آفریقای جنوبی گذراندم و نوعی پایان نامه درباره تحول فرهنگی و پلیس آفریقای جنوبی نوشتم. و طی این سالها ، کار من اغلب مرا به مسائل پلیس ، معمولاً در سایر کشورها ، پیوند داده است و موارد موازی با برخی از مشکلات که من را مجذوب ارتش می کرد کاملاً واضح بود. وقتی این برنامه واقعاً عجیب DC Reserve Reserve را کشف کردم ، فقط فکر کردم ، شوخی می کنی. آیا اجازه می دهید یک استاد حقوق دارای نشان و اسلحه باشد؟ و من بلافاصله تحت تأثیر قرار گرفتم که چقدر عجیب و غریب ، در عین حال جذاب ، قرار گرفتن در درون فرهنگی است که از بسیاری جهات بسیار مات است ، به طوری که گاهی اوقات کنار گذاشته می شود ، گاهی اوقات دارای نقص است ، اما خیلی خوب نیست.

چرا فکر کردید مطالعه فرهنگ پلیس سوالات بزرگتر پلیس در آمریکا را به شما می آموزد؟

من فکر می کنم به طور کلی ، اگر می خواهید چیزی را تغییر دهید ، باید آن را درک کنید. پلیس چگونه نقش خود را درک می کند؟ و چه تجربیات و داستانهای شکل دهنده ای که می شنوند و می گویند و به یکدیگر می گویند که آنها حس هویت حرفه ای و نقشهایشان را شکل داده اند؟ بخشی از دلیل تمرکز این کتاب در آموزش این است که شما گروه بسیار متنوعی از افراد را درگیر پلیس می کنید و مانند ارتش ، یکی از اهداف آکادمی های پلیس این است که آن گروه متنوع را بگیرد و آنها را به پلیس غیرقابل تشخیص تبدیل کند. که به شیوه های قابل اعتماد و قابل پیش بینی رفتار خواهد کرد. این آموزش واقعا تأثیر عمیقی در نحوه درک پلیس از نقش خود دارد. احساس فرهنگ حرفه ای و هویت حرفه ای وجود دارد. آکادمی آموزشی تنها قسمت آن نیست ، اما برای پلیس های آینده یک قلوه است. و قاب بندی “ما در برابر آنها” ، “همه می خواهند شما را بکشند” و “شما باید به طور مداوم آماده باشید تا همه سعی کنند شما را بکشند” وقتی تجربه تلاش برای جذب در آکادمی پلیس را تجربه کردم ، مطمئناً مرا تحت تأثیر قرار داد ، از مهم تا درک اینکه چرا پلیس در ایالات متحده اینقدر خشن است. چه اعتقادی دارید تا اگر پلیس باشید سطح خشونت پلیس در این کشور منطقی باشد؟ پاسخ این است که شما باید باور داشته باشید که گلوله خورده یا شلیک شده است و بسیاری از پلیس ها این باور را دارند.

کدام جنبه های آموزشی بیشتر شما را شگفت زده کرد؟

من تعجب کردم که چقدر همه اینها از نظر تاکتیکی و غیر تئوریک قاطع و قاطع بود. من انتظار نداشتم آکادمی پلیس مانند یک سمینار کارشناسی ارشد باشد ، اما تقریباً تمام آموزش ها واقعاً بی وقفه روی حفظ و تاکتیک ها متمرکز بودند. این لیست از جرایم اتومبیل را بخاطر بسپارید ، چهارده روش انجام آن را به خاطر بسپارید ایکسو نه فرم مالکیت ، خواه نیاز دارید روز هفته را با استفاده از دو حرف یا چهار حرف از انواع فرم کوتاه کنید. در اینجا روش صحیح برای بستن دست شخصی که ایستاده است ، در مقابل فردی که نشسته است ، در مقابل فردی که تکیه می دهد و همه مواردی است که پلیس ها بدیهی است باید بدانند.

اما چیزی که ما در مورد آن صحبت نکردیم حتی درخشان تر بود. ما در مورد این واقعیت صحبت نکردیم که پس از آن ، مانند اکنون ، کل کشور در مورد نژاد ، خشونت و پلیس صحبت می کرد. ما در مورد نژاد صحبت کردیم ، فقط برای گفتن در مورد دلایل بی ربط بودن نژاد ، زیرا پلیس بی طرف است و پلیس با یکدیگر مانند خواهر و برادر آبی پوش رفتار می کند و با اعضای جامعه احترام می گذارد ، مهم نیست ، چه معنایی. بنابراین ما فقط در مورد نژاد صحبت کردیم تا آن را غیرمرتبط بدانیم ، و در مورد خشونت فقط برای یادگیری نحوه و زمان استفاده از آن صحبت کردیم. تأكید شدیدی بر تاكتیكهای دفاعی و تربیت بدنی و آموزش اسلحه گرم داشت.

ما راجع به پلیس صحبت نکردیم. ما چکار می کنیم این پروژه برای چیست؟ امنیت عمومی چیست؟ حمایت از جامعه به چه معناست؟ از کجا می دانید که این کار را انجام می دهید؟ نقش پلیس در یک جامعه متنوع و دموکراتیک چیست؟ از کجا بفهمیم که آنها موفق می شوند یا نه؟ ما در مورد نظریه های مربوط به جرم یا جرم شناسی صحبت نمی کردیم. ما در مورد سیستم عدالت کیفری یا گزینه سیاسی شکل دهنده آن صحبت نکردیم. ما حتی در مورد راه های متفاوت بودن محله های DC با یکدیگر یا دلایل تفاوت آنها با یکدیگر صحبت نکردیم. واقعاً بسیار خیره کننده بود ، همه از قلم افتاده بود.

فکر می کنید افرادی که با آنها زندگی کرده اید علاقه مند می شوند و این مکالمات بزرگتر را می پذیرند؟

من فکر می کنم انواع مختلفی در مورد استخدام افسران پلیس وجود دارد و این شیوه های استخدام در بیشتر ادارات بزرگ در نهایت نوع خاصی از افسران را تولید می کند. اما با توجه به این نکته ، یکی از مواردی که از آن ناشی شد این بود که من برنامه ای را آغاز کردم که با همکاری جورج تاون لوو و اداره پلیس دی سی انجام شد و افسران را به یک سمینار هدایت کرد که در آن در مورد همه این مسائل دشوار صحبت می کردند. . مانند اینکه ، ما چه کاری انجام می دهیم و آیا این سیستم آنقدر نژادپرستانه است که حتی پلیس خوب نیز اثر نژادپرستانه دارد و چرا پلیس اینقدر خشن است؟ و بعنوان نتیجه این برنامه ، که هدف اصلی آن گروه کوچکی از افسران جوان بود که فرایند انتخاب رقابتی را طی می کردند ، ما حمل محتوای یکسانی را برای کلیه افراد جذب شده در آکادمی آغاز کردیم و شروع به سخنرانی مهمانانی کردیم که با همکاران ما ملاقات کنید تا در آکادمی صحبت کنیم. ما ارزیابی ها را بعد از هر جلسه انجام دادیم و افراد تازه کار آن را دوست داشتند. در هر ارزیابی ، همیشه شخصی وجود دارد که می گوید: “این احمقانه است. نمی فهمم چرا مجبور شدیم گوش کنیم. “شما همیشه این فرد را به دست می آورید ، اما در بیشتر موارد ، افراد تازه استخدام شده و اینها اغلب كودكان كوچك هستند ، درمورد چقدر خوشحال می شوند كه از این فرصت برخوردار هستند تا این گفتگوها را انجام دهند. بنابراین فکر می کنم یک گرسنگی واقعی وجود دارد.

من فکر می کنم تعداد انگشت شماری از افراد به پلیس مراجعه می کنند زیرا آنها قلدرهایی هستند که می خواهند اسلحه داشته باشند و افراد اطراف خود را هدایت کنند. اما فکر نمی کنم این مشخصات یک فرد معمولی باشد. من فکر می کنم فرد معمولی به عنوان یک ایده آلیست وارد پلیس می شود. آنها این را راهی برای کمک به جامعه می دانند. بسیاری از آنها طی سالهای گذشته کشته شده اند.

مردم می گویند آموزش نظامی نیز تأثیر مشابهی دارد. این چقدر با پلیس تعمدی است؟

پنجاه پنجاه. و باید بگویم ، تفاوت فاحش بین پلیس و ارتش این است که ما ارتش داریم که به یک وزیر دفاع گزارش می دهد که به یک رئیس جمهور گزارش می شود. این یک سازمان واحد است ، اگرچه بسیار عظیم است. در ایالات متحده حدود هجده هزار دستگاه اجرای قانون وجود دارد و لزوماً آنها با یکدیگر صحبت نمی کنند ، نه؟ آنها فکر نمی کنند برای یکدیگر کار می کنند. بنابراین این بسیار غیرمتمرکز است و بسیاری از خلاصه ها واقعاً خطرناک هستند زیرا پلیس بسیار متنوع است. مطمئناً شما با بسیاری از پلیس ها روبرو می شوید که می گویند: “من به افسرانی نیاز دارم که درک کنند که آنها در یک سلسله مراتب کار می کنند ، که می فهمند که آنها باید کارهای احمقانه ای انجام دهند که دوست ندارند همیشه انجام دهند.” بنابراین برخی از آنها عمدی هستند ، اما این تقریباً سخاوتمندانه است ، زیرا بخش عمده ای از آن فقط تنبلی نهادی و اینرسی بوروکراتیک است. “ما این کار را می کنیم زیرا این کار را انجام داده ایم.”

در این کتاب می نویسید که شک دارید بسیاری از دستگیری هایی که انجام داده اید به جامعه کمک کرده است و در اکثر قریب به اتفاق موارد ، دستگیری عاملان “هیچ ارزشی نداشته است”. چرا این بود


منبع: https://outsidenews.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>