[ad_1]

در زمستان سال 1942 ، در ساحل دریاچه ای در هیمالیا ، یک جنگلبان با صدها استخوان و جمجمه روبرو شد که بعضی از آنها هنوز گوشت روی آنها بود. هنگامی که برف و یخ در این تابستان ذوب شد ، آنها از طریق آب زلال واقع در پایین بسیار بیشتر دیده می شدند. این دریاچه ، قیر یخی به نام Roopkund ، بیش از شانزده هزار فوت بالاتر از سطح دریا بود ، یک انتقال پنج روزه دشوار از محل سکونت انسان ها ، به یک سیرک کوهستانی که توسط مزارع برفی احاطه شده و طوفان ها آن را درگیر کرده است. در اوج جنگ جهانی دوم ، مقامات انگلیسی در هند ابتدا نگران بودند که کشته شدگان ممکن است بقایای سربازان ژاپنی باشد که قصد حمله مخفیانه دارند. سن ظاهری استخوان ها به سرعت این ایده را از بین برد. اما چه اتفاقی برای همه این افراد افتاده بود؟ چرا آنها در کوه بودند و چه زمانی و چگونه مردند؟

در سال 1956 ، نظرسنجی مردم شناسی هند در کلکته از چندین سفر برای تحقیق در روپکوند حمایت مالی کرد. طوفان برفی اولین اعزام را مجبور به بازگشت کرد ، اما دو ماه بعد یک هیئت دیگر موفق شد با بقایای اکتشاف به کلکته بازگردد. قدمت با کربن ، هنوز نوآوری غیرقابل اعتماد ، نشان می دهد که استخوان ها بین پانصد تا هشتصد سال سن دارند.

دانشمندان هندی به راز روپکوند علاقه زیادی داشتند. این دریاچه ، برخی تصور می كردند ، جایی است كه مردان مقدس خودكشی می كنند. یا شاید کشته شدگان یک گروه از سربازان قرن سیزدهم بودند که توسط سلطان دهلی فرستاده شده بود و در یک تلاش سرنوشت ساز برای حمله به تبت ، یا گروهی از بازرگانان مقیم تبت که راه خود را گم کردند. شاید این زمین مقدس بود ، یک گورستان در فضای باز ، یا مکانی بود که قربانیان اپیدمی برای جلوگیری از عفونت در آنجا ریخته می شد.

مردم در روستاهای زیر روپکوند توضیحات خاص خود را داشتند که در آوازها و داستان های محلی نقل شده است. این روستاها در راه عبادت به احترام ناندا دوی ، مظهر پارواتی ، الهه عالی هندوئیسم هستند. این پرستش در پای توده Trisul انجام می شود ، جایی که مردم محلی معتقدند که این الهه با همسرش شیوا زندگی می کند. این ممکن است طولانی ترین و خطرناک ترین زیارت هند باشد ، و یک بخش به خصوص خطرناک – جامرا گالی یا راه مرگ – در امتداد یک پشته بلند بالاتر از روپکوند قرار دارد. به گفته اهالی روستا ، ناندا دوی مدت ها پیش برای دیدار از پادشاهی دور خانه خود را ترک کرد ، جایی که پادشاه و ملکه به طور ناخواسته با او رفتار می کردند. ناندا دوی پادشاهی را نفرین کرد ، خشکسالی و فاجعه را به وجود آورد و شیر و برنج را با لارو آلوده کرد. برای جلب رضایت الهه ، زوج سلطنتی یک سفر زیارتی انجام دادند. پادشاه ، که از تفریحات خود خوشش می آمد ، برخلاف سنتهای زاهدانه عبادت ، تعدادی کورتیزانی و نوازنده رقصنده برمی گرفت. ناندا دیوی از نمایش لذت های زمینی عصبانی شد و دختران رقصنده را به دنیای زیرین سوق داد. گودالهایی که گفته می شود در آنها غرق شده اند ، هنوز در دامنه کوه بالا دیده می شوند. سپس ، طبق افسانه ها ، او کولاک تگرگ و گردبادی را آزاد کرد که همه نمازگزاران در مسیر مرگ را در دریاچه فرا گرفت. اسکلت آنها هشداری است برای کسانی که به این الهه احترام نمی گذارند.

این داستان در الهه کوهستان ، کتابی توسط انسان شناس آمریکایی ، ویلیام ساکس ، در سال 1991 بازگویی می شود. او که اکنون استاد دانشگاه هایدلبرگ است ، در دهه نود و هفتاد با مراجعه به دریاچه و اجساد به عنوان لیسانس مواجه شد و مجذوب او شد. او و یکی از دوستانش به محله وان ، نزدیکترین روستای روپکوند سفر می کنند ، جایی که یک مرد محلی موافقت می کند تا آنها را برای زیارت دریاچه راهنمایی کند. مسیر از میان جنگلهای عمیق بالای درخت ، یازده و نیم فوت ، روی چمنزارهای پوشیده از گلهای وحشی صعود می کند. در شمال ، دیواری وسیع از قله های هیمالیا واقع شده است که برخی از مرتفع ترین مناطق جهان است. از آنجا ، مسیر از خطوط شیب دار شیب پیروی می کند و از معبد سنگی باستانی آراسته با زنگ های برنز و سه قلاده ای عبور می کند و حاوی مجسمه ای از خدای فیل گانشا است. سپس ، در پانزده هزار پا ، او از یک معبر عبور کرد و یک سری شیفت را از طریق scree به Roopkund بالا برد. این دریاچه ، با عمق حدود یکصد و سی فوت و ده فوت ، یک نگین زمردی است که در یک کاسه سنگ و یخ قرار گرفته است. (به هندی ، طناب زدن تقریباً به محض ورود ساکس و همراهانش ، آنها در یک کولاک غرق شدند و در اطراف یک سیرک استخوان پراکنده سفید پوش افتادند و یکدیگر را صدا کردند و تقریباً اجساد خود را به زمین اضافه کردند.

ساکس خسته و تب آلود ، به سختی با همراهانش به وان رسید و ده روز را در کلبه سنگی راهنمای خود ریکاوری کرد. هنوز علاقه او به این مکان ضعیف بود. وی در ادامه نوشتن رساله دکتری در مورد سنتهای محلی پیرامون ناندا دیوی. در اواخر دهه 1980 ، او به سفر حج رفت ، تنها غربی که در آن زمان چنین کاری کرد و سپس الهه کوه را منتشر کرد. این کتاب شرح می دهد که چگونه هیمالیا “که هزاران سال در ادبیات هند با عبادتگاههای معروف و انصراف های زهد آمیز و قدرتمند همراه بود” ، به محیطی تبدیل شد تا پیروان با “تحمل رنج” به بدن خود ، ارادت به الهه را نشان دهند.

در سال 2005 ، ساکس در یک مستند نشنال جئوگرافیک در مورد این دریاچه حضور یافت. شرکت رسانه ای هند که این فیلم را خلق کرده است ، تیمی از باستان شناسان ، مردم شناسان ، متخصصان ژنتیک و تکنسین ها را از آزمایشگاه های تحقیقاتی هند و انگلیس برای جمع آوری و مطالعه استخوان ها گرد هم آورد. در دهه های گذشته از اولین بازدید ساکس ، این دریاچه به یک مقصد محبوب در جامعه کوه نوردی تبدیل شده و این مکان تخریب شده است. استخوانها به سرقت رفته بودند دیگران به الگوهای خارق العاده ای مرتب شدند یا در هسته ها انباشته شدند. تقریباً هیچ یک از اسکلت ها سالم نبوده و نمی توان تشخیص داد که کدام استخوان ها به هم تعلق دارند یا در کجا ریخته شده اند. طبیعت بر آشفتگی ، کشتار و شکستن استخوان ها با سرسره ها و بهمن افزود. اما اخیراً در اثر رانش زمین یک مخفیگاه با استخوانها و مصنوعات تازه کشف شده است. در زیر یک تخته سنگ ، تیم بقایای زنی را که دو بار خم شده بود پیدا کردند. بدن سالم بود و هنوز پوست و گوشت وجود داشت. دانشمندان نمونه هایی از بافت را برای آزمایش گرفتند ، فیلم تهیه کردند و استخوان ها و مصنوعات را جمع آوری کردند. تیم تخمین زده است که این منطقه شامل بقایای سیصد تا هفتصد نفر است.

“خوب ، حالا کی سفارش لیوان را نیمه خالی داده و چه کسی لیوان را نیمه پر پر کرده است؟”
کاریکاتور توسط لیانا فینک

تحلیل های علمی به سرعت اکثر نظریه های رایج را کنار زد. اینها بقایای ارتش گمشده نبود: استخوانها مربوط به مردان ، زنان و کودکان بود. به جز یک نیزه آهنین ، هیچ اسلحه ای یافت نشد و هیچ اثری از اسب وجود نداشت. استخوان ها هیچ گونه شواهدی از نبرد ، خودکشی آیینی ، قتل یا بیماری همه گیر نشان نمی دهد. روپکند نیز قبرستان نبود: بیشتر افراد سالم و بین هجده تا سی و پنج سال داشتند. در همین حال ، تجزیه و تحلیل جغرافیایی این تیم ایده بازرگانان گمشده در کوهها را آرام کرد و دریافت که هیچگاه بین هند و تبت در این منطقه مسیر تجاری وجود ندارد. اگرچه مرز تبت فقط سی و پنج مایل از شمال روپکوند است ، کوه ها سدی صعب العبور تشکیل می دهند. علاوه بر این ، هیچ کالای تجاری یا حیوانات بسته ای روی اجساد یافت نشد. این آثار بازیابی شده شامل ده ها دمپایی چرمی ، تکه های چتر بامبو و پوست توس و دستبندهای صدفی و شیشه ای است. فدائیان ناندا دیوی برای عبادت از چتر و دستبند استفاده می کنند. به نظر می رسد مردگان پرستش کنند.

تجزیه و تحلیل DNA نشان داد که به نظر می رسد همه قربانیان دارای ترکیبی ژنتیکی از نژاد آسیای جنوبی هستند. نمونه های استخوان و بافت برای تاریخ دوستی کربن به دانشگاه آکسفورد ارسال شد. تاریخ های جدید ، بسیار دقیق تر از سال 1956 ، یک خوشه فشرده در قرن نهم تشکیل داده است. تام هیگام ، که تجزیه و تحلیل را انجام داد ، نتیجه گرفت که قربانیان در همان واقعه فوت کرده اند و “بلافاصله در عرض چند ساعت از یکدیگر جان خود را از دست دادند”. در همین حال ، تیمی از باستان شناسان و پالئوپاتولوژیستها وجود دو گروه جداگانه را متذكر شدند: افراد “سالم ، بلند قد” با سرهای بلند و همچنین افرادی با “قد متوسط ​​، كمی ساخته شده و گرد” كه یك شیار كم عمق عجیب و غریب از طریق قوس جمجمه داشتند. دانشمندان نتیجه گرفتند كه مردگان دو جمعیت را نشان می دهند: یك گروه از برهمن های بلند از دشت های هند و یك شركت از مهاجرینی كه از بومیان پایین تر استفاده می كنند و سالهاست كه جمجمه آنها با بارهای سنگین با خط خطی بالای سرشان مشخص شده است.

تحقیقات همچنین نشان داد که سه یا احتمالاً چهار جمجمه دارای شکستگی فشاری تاج هستند که احتمالاً در هنگام مرگ رخ داده است. محققان خاطرنشان كردند: “این زخم ناشی از گلوله نیست” ، اما این “از ضربات جسمی سنگین و مبهم است”. این قسمت از هیمالیا به دلیل تگرگ شناخته شده است که محصولات را از بین می برد و به اموال آسیب می رساند. این تیم نتیجه گرفت که در حدود سال 800 میلادی گروهی از زائران در طوفانی در یال باز بالای روپکوند گرفتار شدند و بر اثر تگرگ غول آسا کشته شدند. در طول سال ها ، رانش زمین و بهمن اجساد را از دامنه تند دریاچه و مناطق اطراف آن پایین آورده است. نه تنها به نظر می رسید که رمز و راز روپکند حل شده است. همچنین به نظر می رسید که داستان های محلی عصبانیت ناندا دیوی در یک واقعه واقعی بوجود آمده است.

سال گذشته اما ارتباطات طبیعت نتایج گیج کننده مطالعه جدیدی را که توسط شانزده موسسه تحقیقاتی از سه قاره انجام شده منتشر کرد. تجزیه و تحلیل ژنتیکی و قدمت جدید کربن نشان داده است که بسیاری از بقایای Ruopkund متعلق به افرادی از جایی در شرق مدیترانه ، به احتمال زیاد در نزدیکی کرت است و آنها فقط چند قرن پیش در دریاچه مردند.

هند کشوری ایده آل برای مطالعه ژنتیک انسانی ، باستان و مدرن است. موانع فرهنگی کمتر در بسیاری از مناطق جهان برای دستیابی به مواد بیولوژیکی انسان وجود دارد و دانشمندان هندی مشتاق مطالعه جمعیت شبه قاره هستند. متخصصان ژنتیک از صدها جمعیت زنده نمونه DNA گرفته اند و هند را به یکی از نقشه های ژنتیکی در جهان تبدیل کرده اند. در سال 2008 ، دیوید ریچ ، متخصص ژنتیک هاروارد ، اولین سفر به کشور را انجام داد و از یک موسسه تحقیقاتی برجسته زندگی ، مرکز زیست شناسی سلولی و مولکولی ، در حیدرآباد بازدید کرد. در آنجا ، او روزی با همکاری لالجی سینگ ، مدیر مرکز و کوماراسامی تانگاراج ، متخصص ژنتیک که تجزیه و تحلیل قبلی DNA را بر عهده داشت ، در مورد همکاری درمورد مطالعه دقیق تر استخوانهای روپکوند بحث کرد. در آغاز ، در سال 2015 ، تیم تحت هدایت آزمایشگاه رایش و آزمایشگاه حیدرآباد ، محققانی از دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا ، انستیتوی فناوری ماساچوست و هاروارد ، م ،سسه تاریخ بشر ماکس پلانک و مطالعه مردم شناسی هند ، جایی که بسیاری از استخوان های روپکوند در آن زندگی می کنند.

مدت زیادی از آن نگذشته است کووید-19 بیماری همه گیر ایالات متحده را تعطیل کرد ، من از رایش در دانشکده پزشکی هاروارد بازدید کردم. دفتر وی یک فضای مینیمالیستی با تخته سفید ، میز و دیوار شیشه ای مشرف به خیابان لوئی پاستور در نمای آجر قرمز مدرسه لاتین بوستون است. رایش مردی ضعیف و متناسب در اواسط چهل سالگی است که با دقت سریع و ساکت صحبت می کند. روش خود تخریبی او شمایل گرای بسیار با اعتماد به نفسی را پنهان می کند که بد نیست خردی را که به دست آورده کم کند و کار او انتقاد برخی از مردم شناسان ، باستان شناسان و دانشمندان علوم اجتماعی را به دنبال داشته است. آزمایشگاه رایش ، مهمترین واحد کشور برای بررسی DNA باستان ، مسئول بیش از نیمی از داده های منتشر شده جهان در این زمینه است. این آزمایشگاه با تعیین توالی DNA بیش از ده هزار مرده در سراسر جهان ، تقریباً در نیمی از پروژه پنج ساله ایجاد یک اطلس از مهاجرت و تنوع انسانی است که به ما امکان می دهد به گذشته خود نگاه کنیم. این کار ایده قابل توجهی از اینکه ما به عنوان یک گونه چه کسی هستیم ، از کجا آمده ایم و چه کارهایی با یکدیگر انجام داده ایم. در ژنوم انسان پنهان است شواهدی از نابرابری ، آوارگی ، حمله ، تجاوز جمعی و کشتارهای گسترده. تحت کنترل علم ، مردگان سخنور می شوند.

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir