اهمیت و ناهماهنگی ترامپ ممنوعیت در توئیتر


پس از اینکه توییتر سرانجام حساب دونالد ترامپ را تعطیل کرد ، واکنش ها در اوایل ماه جاری سریع ، فراگیر و از همه مهمتر قابل پیش بینی بود. بسیاری از کلمات کنسرو شده به نظر می رسید ، روشی که اغلب در یک آواز معروف مشهور بیمار پیش از نوشتن انجام می شود. به حق عذرخواه ترامپ ، این تعلیق به عنوان استبداد ، تبانی یا بدتر بودن اورول محکوم شد. (گلن بک ، در بخشی از فاکس نیوز تاکر کارلسون ، ممنوعیت ترامپ و سایر سرکوب های Big Tech را با “آلمانی ها با یهودیان پشت دیوار. آنها را در محله یهودی نشین قرار می دادند. آنها این محله یهودی نشین دیجیتال هستند” مقایسه کرد). واکنش ها در مخالفان ترامپ متفاوت بود. بسیاری از تهمت ها وجود داشت – تنها چیزی که آسان تر از لگد زدن به یک مرد هنگام مرگ این است که پس از قفل شدن یک حساب ، روی آن حساب کنید – اما Schadenfreude با احتیاط سخت تر شد. جمیل جفر ، مدیر م Instituteسسه اصلاحی نایت اول در کلمبیا ، خلاصه این تنش را بیان کرد توییت کردنالبته): “منسجم است – و به نظر من كاملاً مناسب است – هر دو اعتقاد داشته باشند كه (من) درست است كه شركت هاي رسانه هاي اجتماعي هفته گذشته حساب هاي ترامپ را متوقف كردند. و (ii) قدرت عظیم شرکتها در گفتمان عمومی برای دموکراسی مسئله ساز است. وی افزود: “در توییت دیگری ،” اولین ماده اصلاحیه آسان است. همه مسائل دیگر دشوار است. “

ابتدا س easyال آسان را مطرح می کنیم. هیچ چیز در قانون اساسی شرکت خصوصی را از پیگیری سیاست های خود منع نمی کند. در صورت لزوم ، اصلاحیه اول از حق شرکت برای انجام این کار محافظت می کند. حال س difficultالات دشوارتر. آیا سانسور رئیس دولت سابقه خطرناکی دارد؟ بله ، درست است ، اما به رئیس دولت همچنین اجازه می دهد تا از قدرت عظیم پلت فرم برای چندین سال برای غیرانسانی کردن زنان ، التهاب پارانویای نژادپرستانه ، لاس زدن با جنگ هسته ای و دامن زدن به فتنه های مسلحانه استفاده کند ، که اغلب با نقض شدید قوانین شرکت آیا این نگران کننده است که جک دورسی ، یک میلیاردر لاکونیک عجیب و دارای ریش گمشده که هرگز به هیچ عنوان در یک دفتر عمومی انتخاب نشده است ، قادر به تصمیم گیری های یک طرفه و بدون پاسخ باشد که می تواند به بقای کشور ما کمک کند؟ یا خود به خود شعله ور می شود؟ بله ، درست است. اما با توجه به اینکه دورسی و تعداد انگشت شماری دیگر از تکنو الیگارشی ها از این توانایی برخوردارند ، می توان آنها را تحت فشار قرار داد (یا خجالت کشید ، یا تحت نظارت قرار داد) تا از آن عاقلانه استفاده کنند.

سرکوب گفتاری که تحقیر می کنیم می تواند منجر به شیب لغزشی در سرکوب گفتاری شود که برای آن ارزش قائل هستیم. در واقع ، تقریباً همیشه اینطور است. ما باید از این بابت نگران باشیم ، اما همچنین باید از یک لغزنده دیگر نگران شویم: شیب دیگری که قبلاً در آن هستیم. توییتر و سایر شبکه های اجتماعی مهم دهه اول وجود خود را با عنوان “بال آزادی بیان حزب برای آزادی بیان” نامگذاری کرده اند و این را بهانه ای غیرقابل انکار قرار داده اند تا از مسئولیت واقعی تعدیل سیستم عامل های خود معاف شوند. . به نظر می رسید آنها با خیالی آسوده و راحت فرض می کنند که بازار ایده ها از خود مراقبت خواهد کرد. این اتفاق نیفتاد. در عوض ، رسانه های اجتماعی با سرعتی تکان دهنده ، رسانه های حرفه ای را نابود کرده ، زندگی مدنی ما را ویران کرده ، ما را مجبور به برقراری روابط ناسالم با تلفن و با یکدیگر کرده ، اطلاعات شخصی ما را جمع آوری و کسب درآمد کرده ، مغز و سیاست های ما را تحریف کرده و ما را شکننده و متزلزل و شکننده ساخته است. در حالی که چندین کارآفرین و سرمایه گذار همچنان از وابستگی و سردرگمی ما بهره مند شدند. رسانه های اجتماعی به سختی تنها نیروی مخرب در جهان بودند ، اما مطمئناً به نظر نمی رسید که کمکی کنند. تنها چند سال پس از این آزمایش جهانی بی سابقه ، چندین دموکراسی لیبرال با ثبات سابق خود را در ورطه استبداد قرار داده اند. انگلیس از اتحادیه اروپا خارج شد ، برزیل و فیلیپین توسط راهزنانی اداره می شدند که به طور مرتب مخالفان سیاسی خود را به قتل می رساندند ، و هند ، زمانی که چراغ روشنایی پلورالیسم مذهبی بود ، به خشونت اسلام هراسی فرو رفت. به نظر می رسید دیگر راهی برای بدتر شدن کابوس وجود ندارد و با این وجود همیشه این اتفاق می افتاد. به زودی میلیون ها آمریکایی رادیکال شدند ، و به انگیزه های مخرب در یک خانه تفریحی معرفتی گم شدند ، و روزی چند صد نفر از آنها با تشکیل گروهی از مردم و حمله به پایتخت ، بمب گذاری کردند و سالن ها را لکه دار کردند و دست کم شش نفر را کشتند. سالها است که به سرمایه داران بزرگ رسانه های اجتماعی اجازه داده شده است تا با تکیه بر انتزاعات اثیری ، از پاسخگویی جلوگیری کنند.ما می خواهیم جهان را تغییر دهیم؛ ما به مردم ایمان داریم؛ ما از آزادی بیان حمایت می کنیم. مدت زمان طولانی است که حداقل می توان فواید این انتزاع ها را در مقابل گزارش صریح آسیب قابل لمس و قابل لمس رسانه های اجتماعی سنجید.

اگر در قانون اساسی راهی برای برکناری رئیس از سمت در شرایط تخفیف پیش بینی شده باشد ، باید راهی برای برکناری رئیس جلسه از اینترنت وجود داشته باشد. توئیتر درست بود که ترامپ را ممنوع اعلام کرد – من فکر می کنم این ممنوعیت باید سالها پیش زمانی رخ داده باشد که ترامپ مرتباً قوانین سیستم عامل را نقض کرده است – اما اعتماد من به این دیدگاه نباید با این فرضیه اشتباه شود که اقداماتی به این بزرگی ممکن است رخ دهد بدون خطر نزولی س questionsالات دشوار دقیقاً دشوار هستند زیرا هیچ پاسخ خوبی وجود ندارد ، فقط س badالات بد و بدتر. باراک اوباما در کتاب سرزمین موعود ، کتابی که لحن بلغمی آن در میان هرج و مرج فعلی تقریباً تکان دهنده است ، نوشت: “مشکلی روی میز من ، خارجی یا داخلی قرار نگرفت ، یک راه حل 100 درصدی وجود داشت.” یکی از اختلافات بسیاری که بین اوباما و جک دورسی وجود دارد این است که مشکلاتی که اوباما در دوران ریاست جمهوری خود با آن روبرو بود – ملوان آمریکایی که توسط دزدان دریایی سومالی گروگان گرفته شده بود ، نشت نفت Deepwater Horizon ، جنگ در سوریه – مختص خود آنها نبود. چالش ها و مسائل. اگر جک دورسی و چند نفر از دوستانش نبودند ، توییتر وجود نداشت. آنها آن را از هیچ خلق کردند ، مکانیک بسیار ناقص آن و ساختار محرک انحرافی آنها را اختراع کردند ، سالها را به تشویق هرچه بیشتر مردم اختصاص دادند تا آنجا که ممکن است وقت و توجه بیشتری به آن اختصاص دهند ، و سپس ، در اصل ، دستان خود را از آن شستند آنها رفتند. اپتیک وحشتناک 6 ژانویه کافی بود تا توییتر و دیگر سیستم عامل ها را شوکه کند. اما هرگونه ممنوعیت ، هرچند واضح است ، اما هنوز هم یک مداخله نسبتاً سطحی است زیرا ساختار اساسی سکو را تغییر نمی دهد. جک دورسی غالباً درمورد اینکه چگونه می تواند “سلامت گفتگو” سیستم عامل خود را بهبود بخشد ، حدس می زند: با کاهش یا حذف اهمیت شاخص هایی مانند retweets و دنبال کنندگان. با معرفی اصطکاک قابل توجه برای کاهش احتمال ویروسی شدن اطلاعات نادرست ؛ با بازیابی الگوریتم های شرکت خود از ابتدا. چندین مورد از این ایده ها تا حدی اجرا شده اند ، اما تاکنون بیشتر آنها کمی بیشتر از افسانه ها بوده اند.

مشکل ترامپ به سختی توییتر را متعجب کرد. در سال 2019 ، جک دورسی یک سری مصاحبه در مورد پادکست ها و حضور در مطبوعات انجام داد ، به این امید که “سلامتی مکالمات” – و قطعاً قیمت سهام توییتر – را با یک گفتگوی عمومی بیشتر تقویت کند. جو روگان ، مجری پادکست ، از دورسی پرسید آیا به فکر خلاص شدن از شر دونالد ترامپ ، یکی از با نفوذترین و کم قدرت ترین گفتگوهای این پلتفرم است؟ دورسی صحبت کرد و استدلال کرد که سخنان رئیس جمهور ذاتاً شایسته اخبار است. وی گفت: “ما باید ببینیم که رهبران ما چگونه فکر می کنند و چگونه عمل می کنند.” “این رأی را به اطلاع می رساند ، به مکالمه می رساند.” سرانجام توییتر ترامپ را ممنوع اعلام کرد ، ظاهراً از دو توییت ارسال شده در 8 ژانویه است. اولین مورد ، که در آن او از هفتاد و پنج میلیون آمریکایی که به او رأی داده اند به عنوان “میهن پرست” یاد می کند ، به سختی یکی از ملتهب ترین مواردی است که او تاکنون منتشر کرده است. (او حتی به 50 مورد برتر هم نمی رسید.) توییت بعدی به طور کامل می خواند: “برای هر کسی که بخواهد ، من در 20 ژانویه به افتتاحیه نمی روم.” از قضا ، این یکی از معدود توییت های اقلیت ترامپ بود. که واقعاً بی چون و چرا شایسته خبر بود. توییتر گفت که “اظهارات رئیس جمهور ترامپ مبنی بر اینکه در افتتاحیه شرکت نخواهد کرد ، توسط تعدادی از طرفداران وی به عنوان تأیید بیشتر بر قانونی نبودن انتخابات پذیرفته شده است”. از نگاه من ، برعکس ، به نظر می رسید که نزدیکترین ترامپ تا به امروز به تخفیف رسیده است. اگر توییتر می گیرید استدلال با ارزش اسمی ، سخاوتمندانه ترین روش برای تفسیر این ممنوعیت این است که شرکت تصمیم درست را به دلایل اشتباه گرفته است. شاید دلایل واقعی این ممنوعیت ساده تر باشد – اینکه ترامپ اکنون یک اردک لنگ است که دیگر نمی تواند توییتر را با اهرم های دولت فدرال مجازات کند. که محاصره پایتخت فقط یک چرخه مطبوعاتی بد است. این شرکت نگران خشونت در آینده نزدیک است و سعی دارد از پایان یافتن خون بیش از حد دست خود جلوگیری کند. اگر توییتر انگیزه های واقعی خود را به سخره می گیرد ، یا اگر تفکر منتهی به این تصمیم مهم همانطور که توضیح رسمی می گوید سردرگم بود ، پس دلیل کمی وجود دارد که فکر کنیم تصمیمات آینده آن بسیار سازگارتر خواهد بود.

دونالد ترامپ در سال 2017 گفت: “من شک دارم اگر رسانه های اجتماعی صادقانه با شما نبودند اینجا بودم.” وی سرانجام این سخنان را در فاکس بیزینس بیان کرد ، یک شبکه تلویزیونی که مطمئناً مدتها پس از ترک کاخ سفید و حتی از دست دادن هر یک از حسابهای خود در شبکه های اجتماعی ، مهمان او خواهد بود. شاید ترامپ بدون شبکه های اجتماعی بتواند رئیس جمهور شود. بسیاری از عوامل دیگر به نفع وی کاهش یافت – واکنش نژادپرستانه به اولین رئیس جمهور سیاه پوست ، کنار گذاشتن طبقه کارگر توسط هر دو حزب و غیره. و اما: ترامپ می خواست در سال 1988 و 2000 رئیس جمهور شود و نمی توانست نزدیک شود. در سال 2012 ، درست زمانی که رسانه های اجتماعی تحت الشعاع رسانه های سنتی قرار گرفتند ، ترامپ فاکتور بزرگی در رقابت جمهوری خواهان بود که میت رامنی برای پذیرش علنی تأیید وی به هتل ترامپ در لاس وگاس رفت. تا سال 2016 که تقریبا ظهور شبکه های اجتماعی کامل بود ، رویای ترامپ محقق شد. شاید این فقط یک تصادف بود. به طرز غم انگیزی ، هیچ راهی برای انجام آزمایش در جهت مخالف وجود ندارد.




منبع: https://outsidenews.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>