اگر بتوانید لیست کارهای خود را به خارج از کشور برسانید چه می کنید؟


مدیر درآمد در یک استارت آپ موبایل به من گفت: “در اواسط ماه آوریل ، ما باید چهل درصد شرکت خود را راه اندازی می کردیم.” “ما احتمالاً پیش از این ده نفر کار را انجام داده ایم ، اما واقعیت این است که Invisible خیلی خوب کار می کند و چنان مقرون به صرفه ای را می بینیم که ممکن است دیگر برای این کارها استفاده از این ویروس پس از کرونا را در نظر نگیریم. “

با روحیه ماجراجویی ، خودم در Invisible ثبت نام کردم. من با دستیار جدیدم ، ویلیام بلیک ، از طریق ایمیل آشنا شدم. (نه شاعر مورد علاقه من ، اما هر چیز دیگری.) من قصد داشتم در رونویسی مصاحبه از او کمک بخواهم ، اما به سوال مهمی برخورد کردم. چگونه می توانم با او تماس بگیرم؟ ویلیام احساس مسخره کرد. بلیک؟ غیر صادقانه به هنر. من در “آقای بلیک ”- مانند آقای دارسی ، آقای ربات ، آقای شان سپاسگزار و قابل احترام – و یک دستورالعمل طولانی و مراقبانه برای او نوشت. نسخه ای از هشتاد و پانصد کلمه روز بعد برگشت.

مشتریان نامرئی موظفند حداقل 2000 دلار در ماه برای پشتیبانی اجرایی هزینه کنند. ارزان نیست ، اگرچه شایان ذکر است که دستیار تمام وقت در جایی مانند نیویورک هزینه بسیار بیشتری دارد. هایلی داردن ، مدیر بازاریابی شرکت ، به من توصیه کرد که به آقای بلیک به عنوان یک دستیار شخصی نگاه کنم نه یک دستیار فرایند: برای سفارشات تصادفی – مانند خرید خدمات مشتری Verizon – خوب نیست اما بسیار عالی است ، تعهدات گیج کننده ذهن. او به من گفت: “هر کاری که تو در زندگی از انجام آن متنفر باشی کامل است”.

من تصمیم گرفتم یکی از غم انگیزترین کارهایم را به آقای بلیک اختصاص دهم ، هزینه های تشکیل پرونده. که در نیویورکر، این کار از طریق یک پلت فرم مرموز آنلاین انجام می شود. من با سام ماتا ، یکی از “مدیران تحویل” Invisible ، رگمارولا را طی کردم. او از خانه خود در جمهوری دومنیکن کار می کند ، با مشتریان جدیدی ملاقات می کند تا نیازهای آنها را ارزیابی کند – گفتگویی که Invisible آن را “کشف” می نامد و اغلب روحیه درمانی دارد. (در فرآیندهای کاری ، مانند زندگی ، افراد به ندرت قلب مشکلات خود را می بینند.) آیا می خواستم رسیدها به صورت جداگانه یا در بسته ها ارسال شود؟ ماتا پرسید. و آقای بلیک چند بار باید موارد جدید را بررسی کند؟ داردن توضیح داده بود که یک عملیات کمک های اولیه قبل از رسیدن به صفحه رادار من ، کار را رهگیری می کند. در حالت ایده آل ، آقای بلیک وارد حساب ایمیل من می شود ، به دنبال رسید ها می رود و خودش آنها را ارسال می کند.

وارد ایمیل من شوید؟ من دیدگاه هایی از شاعر محبوب خود داشتم که در حال یادداشت های احمقانه ای است که برای خودم می فرستادم ، ارجاعات عجیبی از مادرم ، نامه های عاشقانه ای که در طی سال های اوباما دریافت کرده بودم. من می توانستم صدای خنده او در خریدهای ناجور را بشنوم ، مانند – فقط برای آوردن یک مثال کاملاً فرضی – یک مراقبه خواب بیست و پنج دقیقه ای که توسط دیدی نقل شده است. نترس نمایندگان از مشتری با کلید امنیتی استفاده می کنند و هرگز گذرواژه های من را نمی بینند. و من اطمینان داشتم که روسای آنها مراقب برخی از تجارتهای سرگرم کننده هستند.

صبح روز بعد از ترس از پشت سر میز خود نشستم تا ده ایمیل پیدا کنم اهل نیویورک پورتال هزینه: پیشنهادهای من تأیید شد داشبورد شخصی سایت Invisible من تقسیم کار براساس هزینه واحد (گرد شده به 1.83 دلار برای هر هزینه) و کل (27.50 دلار) را نشان داد. هنگام خواب احساس می کردم شخصی وارد خانه من شده و دستشویی من را مالش داده است. با این وجود ، علی رغم تمام ویژگی های کمی ، من نمی توانستم اسامی عوامل کار در پشت نمای آقای بلیک را ببینم.

سپس ترتیب دادم که آقای بلیک قرارهایم را رزرو کند. ماتا برای نامه های آقای بلیک برای من الگوهایی فرستاد که معلوم شد یک کار خطرناک است. اجبار نویسنده من به محض باز کردن آنها آغاز شد. آقای بلیک اولین تماس را با نوشتن:

سلام [Name]،

ما خوشحالیم که به شما کمک می کنیم با ناتان تماس بگیرید. در زیر پیشنهاد می شود . .

اما آیا “خوشحالم که به شما و ناتان کمک کردم تا ارتباط برقرار کنید” کمی ناراضی بود؟ با استفاده از این عبارت آسان بود که تصور کنید آقای بلیک به عنوان یک فارغ التحصیل بارد ، بیست و چهار ساله ، باحال و باهوش تر از من ، که هر شب با داستان هایی درباره رئیس م effectiveثر خود ، نیتان ، که نزد ناتان است ، نزد سه هم اتاقی اش برمی گردد. قادر به تعیین جلسات خود و چه کسی بود همه چیز باید چاپ شود. من آن را تغییر دادم به:

خوشحالم که به شما کمک می کنم با ناتان تماس بگیرید.

این باعث ایجاد رضایت شغلی شد. قبل از بازگشت به کارم ، پانزده دقیقه دیگر جملات را برگرداندم. آه ، کارایی

چند روز بعد به سراغ پرابهت هیرا ، مأموری که برای من کار می کرد ، رفتم. او در دهلی نو بود و با یک تی شرت با یک تیم Gryffindor Quidditch ظاهر شد. وی گفت: “هیئت هایی که برای شما کار کرده ام بسیار هیجان انگیز بوده اند!” هیرا کار آنلاین را به عنوان فریلنسر آغاز کرده بود تا وقت بیشتری را در خانه در کنار خانواده جوان خود بگذراند. او با کمال میل از “سفر خود در امر ناپیدا” صحبت کرد و مانند همه کارگرانی که ملاقات کردم ، تعاون شرکت را توصیف کرد. وی گفت: “صحبت با مردم از كشورهای مختلف ، از فرهنگ های مختلف واقعاً خوب است.” هنوز هم بیشتر افرادی که با آنها صحبت می کرد عوامل دیگری بودند. طی تقریباً سه سالی که در Invisible کار می کرد ، هیرا به من گفت من اولین مشتری ای هستم که او ملاقات کرده است.

برای مدت طولانی ، ژانر واقعی داستان های دستیار کمدی بود ، زیرا تصور می شد که نقش های اجتماعی ثابت هستند و تنش علیه نظم چیزها نتایج سرگرم کننده ای دارد. مالوولیو ، فرماندار مستبد شب دوازدهم ، با مرزهای ایستگاه خود مبارزه می کند و با جوراب های زشت مجازات می شود. PG Wodehouse به روایتی طولانی از داستانهای بندگان زیرکی که در خارج از کنفرانس استاد خود عمل می کردند ، اشاره کرد: جیوز و برتی ووستر بر اساس ترتیب کارها عبور می کنند ، رئیس توسط دستیار خود تعیین تکلیف و سلیقه می کند و بی عدالتی خنده دار است زیرا ناتوان در اصلاح این بی نظمی.

در اواسط قرن بیستم ، مزخرفات قدیمی درباره کلاس و ایستگاه در غرب رو به افول گذاشت. با چرخش به شایسته سالاری مفروض ، انواع ادبیات کمک به ظهور رسید. داستان های اخیر بیشتر شبیه رمان های bildung است. تخلف از نقش ها جایی است که درام ظاهر می شود ، نه کمدی. “شیطان پرادا می پوشد” و “ابرهای سیلز ماریا” داستان هایی درباره دستیارانی هستند که بلند می شوند یا ترجیح می دهند از جایشان بلند نشوند و درباره رئیسانی که نظیر بازتولید گذشته خود را از منتخب زندگی انتخاب می کنند که نمی توانند تبدیل کنند. کمک ممکن است جایی باشد که افراد شروع می کنند ، اما لزوماً جایی نیست که به سرانجام برسند و این دانش منجر به اصطکاک در کارهای روزمره می شود. نفرین فرصت ، حکم همیشه تلاش است.

بنابراین ، همانطور که بسیاری از دستیاران کمی از رئیس های قدرتمند خود وحشت دارند ، بسیاری از رئیسان قدرتمند هم اکنون از دستیاران خود کمی وحشت دارند. پادشاهان تجارت نگران فروش هستند. رهبران صنعت لوکس نگران مخفی شدن دستیاران با کالا یا پول هستند. به نظر می رسد تعداد شگفت انگیزی از انواع هالیوود این ترس را دارند که دستیاران آنها لحظه ای از نورما دزموند را تجربه کنند و با سلاح به آنها حمله کنند. از نظر تئوری ، کمک Invisible چنین خطرات انسانی را تهدید نمی کند. پدرازا می تواند اطمینان داشته باشد كه جان كیتس در تلاش نیست شغل خود را به عهده بگیرد ، مناسب یا رابطه غیرقانونی با صندلی مورد علاقه خود را انجام دهد ، زیرا جان كیتس فقط یك قلع بزرگ است كه دارای پروسه های پراكنده و اشتیاق غیرمرتبط است.

اما در عمل ، وظیفه آرزو در سراسر جهان در حال گسترش است. حتی قبل از کووید-19 ، Invisible دفتری نداشت و من اخیراً به دیدار پدرازا در آپارتمان و مرکز عملیاتی او در بروکلین رفتم ، برج شیشه ای درخشان و شبیه جنگا در رودخانه شرقی. به احترام همه گیری ، من یک جلسه مجازی را پیشنهاد داده بودم. اما پدرازا ، که خود را “ریسک پذیر” توصیف کرد ، چیزی شخصی تر را ترجیح داد. در لابی ، یک دربان مرا به سمت دربان دیگری راهنمایی کرد که مرا به سمت یک بانک آسانسور بزرگ هدایت کرد و من به طبقه بالا رفتم.

آپارتمانی که پدراسا در آن کار امپراتوری رو به رشد را اداره می کند ، از یک اتاق در خوابگاه دانشگاه بزرگتر نبود. آشپزخانه یک میز پیشخوانی نزدیک در را پوشانده بود. در بقیه فضا یک تخت سکو با پتوی بدون پوشش تسلط داشت.

“بعضی اوقات اینجا مهمان دارم. پدراسا به من گفت. تصور کردنش خوب بود. نشست پشت میزش. او پیراهن مشکی ، شلوارک سفید و کفش های بوم سفید بر تن داشت. روی مبل کوچک خاکستری نشستم. یک پنجره وجود داشت ، نمای پیشگیری از مرگ ، که فقط چند اینچ باز می شد.

پدرازا در سن دیگو با پدر و مادری از مهاجران بزرگ شد. (مادرش ، یک کارآفرین سابق ، فارسی زبان است ؛ پدرش که یک مهندس معمار بود ، عمدتا در ونزوئلا و ژاپن بزرگ شده بود.) هنگامی که او در مدرسه ابتدایی بود ، مورد آزار و اذیت قرار گرفت. وی به من گفت: “من آماده بودم كه با همه دوست باشم ، اما من آماده گذراندن آئین های تاریك سلسله مراتب نبودم.” وی در دوازده سالگی در یك دوره 5 ساله اسكایپ در “كتابهای بزرگ تمدن غرب” و جهان ثبت نام كرد. تغییر می کند او یاد گرفت که در یک نظم خصوصی برگرفته از کتاب و رویاهای شخصی زندگی کند. او در روزهای سیاه خود با دون کیشوت همذات پنداری کرد. در روزهای روشن تر نیز. وی گفت: “شگفت انگیزترین و مهیج ترین آینده ، آینده ای است که در آن هرچه بیشتر افراد بتوانند هرچه بیشتر از توانایی های خود ابراز کنند و همه ایده های خاص خود را درباره آینده چگونه دارند.”

پدرازا با امید زیادی به کرنل رفت ، اما سخنرانی های عظیم او را ناراحت کرد. او یک سال را در خارج از کشور ، در آکسفورد گذراند و از درسهای تحقیقاتی فردی خود لذت برد. در ایتاکا ، او یک سری دستبند شبیه Livestrong راه اندازی کرد ، که آنها را DoBands نامید. شرکت های مخابراتی متعهد به انجام کاری مانند دویدن در ماراتن می شوند و پس از اتمام کار ، دستاوردهای خود را در یک پایگاه داده آنلاین ثبت می کنند و دستبند را به شخص دیگری منتقل می کنند. وقتی پدرازا فارغ التحصیل شد ، به پالو آلتو نقل مکان کرد و سعی کرد یک برنامه اجتماعی برای آیفون راه اندازی کند تا به مردم در رسیدن به اهداف شخصی کمک کند. وی سرمایه گذار پیدا نکرد تا اینکه با معرفی سرمایه خطرپذیر ، پیتر تیل ، که پنجاه هزار دلار سرمایه گذاری می کرد ، آشنا شد. 2.5 میلیون دلار بودجه اضافی به دنبال داشت. این برنامه اورست نام داشت و حدود نیم میلیون بارگیری داشت ، اما این شرکت پس از سه سال شکست خورد. پدرزا به من گفت: “اشکال مهلک این بود که مردم برای رسیدن به اهدافشان کار نمی کنند.”

وی افزود: “به لطف تأثیرات افزایش زمان ، فقط سه روز طول خواهد کشید ، اما وقتی به زمین بازمی گردیم ، دوره ریاست جمهوری ترامپ به پایان رسیده است.”
کاریکاتوری از دارین بل

Invisible به وضوح بر روی دستاوردهای مشتریان خود متمرکز است ، اما پدرازا معتقد است که به کارمندان خود نیز کمک می کند. او مدافع تجارت متعلق به کارمندان است. در حال حاضر پنجاه درصد از Invisible در دست کارمندان است. وی می گوید ، اگر ماموران در سرزمین های دور ابتکار عمل را داشته باشند ، آنها می توانند عدالت را نیز رعایت كنند. تاکنون از دویست و هفتاد و نه تنها دو مورد به حد استاندارد خود رسیده اند اما او به بقیه امیدوار است. او به من گفت ، “نامرئی در استراتژی بسیار طولانی مدت خود ، مانند درب عقب یک شرکت آموزشی است.” منظور او این بود که این شرکت می تواند به عنوان نوعی مدرسه عمل کند: مکانها نادین یوست ، نماینده ای در پرتوریا ، به من گفت: “شما هر هفته آزمایشی دارید و اگر کم تست کنید ، آنها به شما خواهند گفت که باید دوباره آموزش ببینید.”

اگرچه شخصیت های مجازی مانند جان کیتس یا ویلیام بلیک رابط کاربری را برای افراد قابل دسترسی می کند ، اما قلب تجارت Invisible از طریق فرایندهای پرمشغله برای شرکت های کوچک یا متوسط ​​در حال پیشرفت است. اسکات داونز ، مدیر ارشد فناوری Invisible ، چهل و نه ساله ، به من گفت: “این یک بازار آبدار و آبدار است.” رولان لیگتنبرگ ، بنیانگذار Housecall Pro ، یک پلتفرم تجاری که به شرکت های خدمات خانگی خدمات می دهد – لوله کش ، موکت شوی و موارد دیگر – از Invisible برای کمک به هماهنگی انواع تلاش های رشد مورد نیاز یک شرکت نوپا استفاده می کند. “توانایی داشتن یک دست اضافی که می توانید در هر زمان چرخش کنید یک مزیت رقابتی بزرگ است – دلیل این است که چیزهای بسیار کوچک را امتحان می کنید و هنگامی که می بینید یکی کار می کند ، می خواهید نه فقط دو برابر کنید ، بلکه در لیگنبرگ گفت: بدون برون سپاری ، هر زمان که بخواهد ابتکار جدیدی را شروع کند ، مجبور به انجام یک دور استخدام می شود – و در صورت عدم موفقیت ، دور اخراج ها را انجام می دهد.


منبع: https://outsidenews.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>