[ad_1]

یکی از حقایق کوچک و ناراحت کننده ای که بسیاری از آمریکایی ها در طول سال همه گیر در ذهن داشتند این بود که علی رغم همه وحشت هایش ، حداقل باعث کاهش یا حتی از بین بردن قتل عام شده بود. تعطیلی مدارس لحظه ای تیراندازی در مدرسه را خاتمه داد. به نظر می رسد که تحویل محدود کردن حملات در مغازه ها را متوقف کرده است. درست است که مرگ و میر اسلحه به دلایلی که هنوز هم به همان اندازه اسرارآمیز سقوط بزرگ قبل از آنها اسرارآمیز است ، در شهرهای بزرگ افزایش یافته و به گفته آرشیو خشونت اسلحه ، بیشترین تعداد تیراندازی در سال گذشته رخ داده است. از دهه ها در حقیقت ، شاید تحت تأثیر یک احساس وحشت عمومی که همه گیر و یک سال انتخابات به طرز عجیبی ناآرام – با آن اطمینان عجیب آمریکایی که آنها برای شما می آیند – غرق شده است ، فروش اسلحه حتی در میان گروه هایی که معمولاً با خرید آنها ارتباط ندارند ، جهش یافت. اسلحه گرم بصورت نقدی.

با این حال ، قتل اسلحه – پنج یا بیست یا پنجاه نفر کشته شده در یک بار – برای مدت کوتاهی ناپدید شد. و در عین حال ، همراه با آگاهی از اینکه این تیراندازی های دسته جمعی به تصویب رسیده است ، این دانش نیز وجود دارد که آنها به ناچار دوباره ادغام می شوند. و دقیقاً طبق برنامه زمانی که کشور “باز” ​​می شود و انتقام می گیرد ، اینجاست: هفت نفر در هفت روز گذشته ، با هشت نفر در سه تیراندازی در آتلانتا و ده نفر در یک فروشگاه مواد غذایی در بولدر. با این شلیک ها ، همه واکنشهای معمول ، قابل فهم و کاملاً انسانی برمی گردد – مهمتر از همه ، تمایل ما برای دادن معنی به آنها با قرار دادن آنها در یک س ofال بزرگتر است. خشونتی که هدفمندانه پوچ گرایانه باشد ، نیاز به یک نکته پیش بینی شده دارد تا از آن به عنوان موضوع بحث استفاده کند.

ما بر اهمیت بیشتری اصرار داریم و برخی از آنها معتبر هستند: خشونت علیه آسیایی ها و زنان ، همانطور که در شش مورد از مرگ در آتلانتا رخ داد ، واقعی است و بخشی از یک الگوی وحشتناک است – و این س theال وجود دارد که تقریباً همیشه این مردان هستند که این جنایات ، نه زنان. اما حقیقت وحدت آور همه این فجایع این است که آنها از یک منبع مشترک ناشی می شوند: در دسترس بودن حیرت انگیز اسلحه در آمریکا برای کشتن سریع و به تعداد زیاد مردم. پیچیده نیست در هر کشور دیگر همان مردان آشفته و ناامید وجود دارند. گاهی اوقات آنها ظاهر می شوند و با استفاده از اسلحه در دست خود دست به قتل عام می زنند ، همانطور که یک سال پیش در استان آرام نوا اسکوشیای کانادا اتفاق افتاد. اما این اتفاق اغلب – به ندرت ، در کانادا – نمی افتد و بارها اتفاق نمی افتد. در استرالیا ، قوانین اسلحه تغییر یافته است تا از وقوع دوبار این امر جلوگیری کند. ما با شفافیت کسل کننده نفرت انگیز کاریکاتور روی لیختن اشتاین از یک هفت تیر سیگار ، وقتی علت به صورت ما می نگرد ، به دنبال علت می گردیم. به دست آوردن اسلحه آسان است و مردم توسط آنها کشته می شوند. یافتن آنها را دشوارتر کنید و تعداد افراد بسیار کمتری وجود خواهد داشت.

کشورهایی که از هر لحاظ به کشور اسلحه شباهت دارند ، به جز وجود سلاح ، سطح خشونت بسیار کمتری دارند و قتل عام بسیار کمتری دارند. با این حال ، این حقایق ، بارها و بارها نشان داده شده ، بارها و بارها ، با همان مقاومت روبرو می شوند. اصلاحیه دوم مالکیت خصوصی حتی سلاح های به سبک نظامی را تضمین می کند. (نه ، یا بهتر بگوییم تا همین اواخر ، حتی قضات محافظه کار نیز هرگز تصور نمی کردند). سلاح برای دفاع از خود ضروری است. (آنها نیستند.) راه جلوگیری از شلیک های گسترده این است که افراد بیشتری به عنوان معلم مسلح شوند. (به گفته بردی ، رئیس مشترک کمپین جلوگیری از خشونت با اسلحه ، “یک ایده کاملا احمقانه” است).

همه اینها ، گرچه آسیب روحی خالص ناشی از سلاح های همه جا حاضر در آمریکا واضح است (هیچ جامعه سالمی نباید فرزندان خود را در آموزش با تیراندازان فعال آموزش دهد) ، در حالی که آسیب های اجتماعی فراتر از قربانیان فوری است. دلیل گسترش سلاح های تیراندازی پلیس در آمریکا این است که پلیس در حال مسلح شدن در سطوح منحصر به فرد جامعه ما برای مقابله با غیرنظامیانی است که بیش از حد مسلح هستند و از مواجهه با آنها می ترسند ، و این اغلب نتایج مهلکی است که ما به خوبی می دانیم. غیر مسلح و بی گناه

به نظر می رسد که رهبری حزب دموکرات حداقل در تلاش جدید برای محدود کردن در دسترس بودن سلاح متعهد است ، رئیس جمهور بایدن خواستار تجدید ممنوعیت حملات اسلحه شد و درباره اقدامات اجرایی ، از جمله گسترش بررسی ها در گذشته صحبت کرد. با این حال طبیعی است که ، با توجه به سابقه طولانی و بی فایده چنین تلاش هایی ، درست قبل از آخرین شلیک ، برخی از افراد مترقی ، همانطور که متیو ایگلسیاس ، مفسر سیاسی توضیح داد ، شروع به استدلال کردند که عاقلانه ترین راه می تواند کنترل تسلیحات باشد – یا با استدلال آشکار یا با انفعال ضمنی – به این دلیل که این یک نبرد گمشده است که در نهایت فقط توجه و سرمایه سیاسی را از مشاغل سودآورتر دور می کند. این نظریه بر اساس شواهدی بنا شده است که علی رغم این واقعیت که تعداد قابل توجهی از آمریکایی ها خواهان کنترل اسلحه هستند – یا می گویند که آنها این کار را می کنند – موانع سیاسی ایجاد شده توسط عدم اطمینان خود در مورد اینکه دقیقاً چگونه می خواهند انجام دهند تا اسلحه های کمتری در اختیار داشته باشند ، همراه با شیب نامتناسب مناطق روستایی در سنا ، اقدام معنی دار را تقریباً غیرممکن می کند. پذیرش برای سایر نقاط جهان دشوار است ، بیشتر مردم ایالات متحده سلاح – و اغلب سلاح – نه به عنوان یک واحد ، بلکه به عنوان یک نماد اصلی استقلال خود بدست می آورند. تلاش برای منصرف کردن این افراد از محکومیت آنها یک بازی گمشده است.

این استدلال می گوید که تلاش برای کنترل تسلیحات با قدیمی ترین حقیقت در مورد سیاست در جامعه سازمان یافته مغایرت دارد ، شاید اولین و هنوز هم بهترین بیان ادوارد گیبون در فصل معروف 15 کتاب “سقوط و سقوط امپراتوری روم” باشد ، که در آن او توضیح می دهد که آنچه اقلیت مسیحی را در امپراتوری به قدرت رساند تعهدی استثنایی به موقعیت خود بود. اقلیت نزدیک بینی از اکثریت پراکنده قدرتمندتر است. براساس نظرسنجی ها ، بیشتر آمریکایی ها ممکن است طرفدار نوعی اصلاح اسلحه باشند. اما آنها همچنین مشکلات و خواسته های بسیاری دیگری در ذهن خود دارند. برای کسانی که به اسلحه متعهد هستند ، هیچ مسئله دیگری اینقدر اهمیت نمی دهد یا اهداف انتخاباتی آنها را به این سو نزدیک نمی کند. سه چهارم افرادی که در طول سالها کنترل تسلیحات را در دست داشته اند ، در میان بسیاری دیگر ، در برابر اقلیتی که طبق یک مطالعه پیو معتقد است حق داشتن سلاح برای آزادی شخصی آنها ناتوان است. سرمایه گذاری انرژی سیاسی در این مبارزه یک کیچ مترقی مترقی آمریکایی است.

ایگلسیاس تشبیهی بین تنظیم اسلحه و تنظیم الکل ایجاد می کند ، که در واقع می تواند به همان اندازه خطرناک باشد که همیشه آنتاگونیست های آن گفته اند: “از نظر فوریت اخلاقی ، الکل افراد بیشتری را از اسلحه می کشد.” پس از یک دوره نسبتاً روشن منع مصرف الکل – این کشور عمدتاً توسط فعالان زن هدایت می شود ، همانطور که اتفاق می افتد (سالن های قرن نوزدهم که خشونت خانگی را تقویت می کنند) ، کشور امکان عملی ممنوعیت را به رسمیت شناخت و از آن زمان محدودیت های بسیار محدودی برای الکل در سطح دولت (عمدتا محدودیت های سنی اعمال شده به طور ناهموار) اتخاذ کرد. بسته به نظر شما ، این سیاست مستعفی یا واقع بینانه است. همانند رم اهریمنی ، همچنین با اسلحه اهریمنی: ما برای ادامه زندگی با همشهریان خود باید یاد بگیریم که با چیزهای خاصی زندگی کنیم. چنین تفکری ، به نوعی ، هم شورای عمل گرایی و هم سیاست ناامیدی است – پذیرش کشتار منظم اسلحه به عنوان یکی از ویژگی های زندگی آمریکایی ها ، تنها تسلی این است که ، حداقل در مقیاس متناسب ، هنوز هم نسبتاً نادر هستند. به هر حال ، به نظر می رسد آمریکایی ها ، مانند اکثر مردم ، در قبول بهتر از مقاومت هستند.

با این حال ، این توصیه نباید حرف آخر باشد. کارهای مثبت هنوز هم قابل انجام است. یک مثال آموزنده ، البته غیر شهودی ، شاید مبارزه برای حق زندگی باشد ، همانطور که نامیده می شود ، که بدون اینکه هنوز دیوار روو در برابر وید را بشکند ، با اقداماتی با سوراخ های کوچک ، به ویژه برای زنان کم رنگ و زنان کم درآمد. این یک موازی دافعه برای مترقیان است ، اما تأکید می کند: تغییر بزرگ از طریق اقدامات اضافی اتفاق می افتد. اغلب گفته می شود که ایالت ها به تنهایی نمی توانند با لابی اسلحه مخالفت کنند ، با توجه به اینکه اسلحه ها به راحتی از ایالت به ایالت دیگر منتقل می شوند ، اما اکنون ایالت هایی با قوانین قوی اسلحه نسبت به اسلحه به طور قابل توجهی مرگ کمتری دارند.

این مدل کمتر در قوانین ایالت در مورد مشروبات الکلی منعکس شده است ، اما تشبیه سلاح ها با الکل به طور دقیق ارائه نشده است. الکل ابزاری برای عمل همانند سلاح نیست. تشبیه بهتر با اتومبیل هایی است که خطرناک و اغلب کشنده هستند ، به خصوص با راننده مست پشت فرمان. تقریباً هر روز در حوادث DUI سی نفر کشته می شوند. در حقیقت ، تقریباً هر سال تعداد سلاح گرم در این کشور باعث کشته شدن وسایل نقلیه موتوری می شود ، اما افراد روزانه تعداد بیشتری از افراد به سلاح به ماشین دسترسی دارند. خوب ما با ماشین چه کار کنیم؟ ما آنها را تنظیم می کنیم. ما تقریباً در همه ایالت ها بیمه اجباری داریم ، درس های اجباری داریم ، مجوز جهانی داریم (تقریباً در همه افراد در جوانی نسبی و حتی برخی از افراد دیرآموز امکان پذیر است) ما در سطح ایالتی و محلی به طور فزاینده ای روش های مبتکرانه ای ایجاد می کنیم تا از رانندگی در افراد معلول جلوگیری کنیم. طبق مرکز سیاست خشونت ، مرگ و میر ناشی از اتومبیل طی دو دهه گذشته کاهش یافته است ، در حالی که مرگ اسلحه افزایش یافته است. هیچ گروهی موفقیت آمیزتر نبوده و یا الگوی بهتری برای اقدامات اجتماعی ارائه نکرده است “مادران علیه رانندگی در حالت مستی” ، که ممکن است لابی قانونی آنها برای وسایل اشتعال و ایست های بازرسی مرگ های مربوط به الکل را به نصف کاهش دهد. هنوز بسیاری از فتیشیست ها با رانندگی خطرناک وجود دارند و فیلم های محبوب و سرگرم کننده ای می سازند. اما با قدرت تساوی عقل سلیم و رفاه عمومی ، پیشرفت در بهداشت عمومی هنوز در حال انجام است.

حقیقت اصلاح این است که می تواند از هرجای هر مقیاس شروع شود و پس از شروع ، معمولاً از سر گرفته می شود. و همانطور که اصلاح طلبان به خوبی می دانند ، همیشه مهم نیست که اصلاحات از کجا آغاز می شود – اگر به طور کلی شروع شود ، سایر اصلاحات را مغناطیسی می کند. به همین دلیل ، منع پیشنهادی رئیس جمهور در حمله به اسلحه ، شروع خوبی است. او ممکن است همه یا حتی خطرناکترین سلاح ها را از بین نبرد و قطعاً بلافاصله کشتار اسلحه یا هزینه های روحی را که تعیین می کنند متوقف نخواهد کرد. اما این آغاز است. لابی اسلحه خیلی غیر منطقی با او مخالف است زیرا او این را می فهمد.

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir