[ad_1]

نتیجه نهایی قطعاً از قبل تعیین شده بود ، اما این روند را از روند چشمگیر کم نکرد. اندکی پس از ساعت هشت در مسکو در روز سه شنبه ، الکسی ناوالنی به دو سال و هشت ماه در مستعمره روسیه محکوم شد. جرم آشکار وی نقض شرایط مجازات تعلیقی است که در سال 2014 ، در یک دادگاه قبلی با انگیزه سیاسی دریافت کرد. اما توهین واقعی او در نگاه کرملین در جای دیگری بود ، همانقدر واضح و آشکارانه که پوچ بود: او از تلاش دولت برای مسموم کردن او جان سالم به در برد و حتی بیشتر ، قاتلان بالقوه خود را از FSB ، جانشین KGB ، ماسک زد – و سپس او شجاعت بازگشت به خانه خود را به روسیه داشت.

قبل از مجازات ، ناوالنی به اتاق دادگاه مراجعه کرد. او سیاستمداری با اعتماد به نفس ، ماهر و ماهر است که ثابت کرده قادر است حتی از موقعیت ضعف روایت را کنترل کند – در اواسط ژانویه ، دور از بازداشت قبل از محاکمه ، تحقیقات را در مورد اقامتگاه دریای سیاه ، که وی آن را “کاخ پوتین” نامید ، و خود پوتین را مجبور به واکنش کرد. و این هفته ، یک متهم که منتظر مجازات در سلول شیشه ای محافظت شده توسط دادسراها بود ، سخنرانی را آغاز کرد که بلافاصله منتشر شد ، به طور گسترده منتشر شد و در اینترنت روسی زبان مورد بحث و جدال قرار گرفت. نوالنی استعداد میم ها را دارد و چندین مورد را ارائه داده است (پوتین را “مردی کوچک در پناهگاه” می نامد ، اشاره ای به پوتین ، که ماهها در طی همه گیری همه گیر شده است) ، و موارد جدیدی را نیز بریده است (“ولادیمیر زهر زیر شلواری ، “چگونه قاتلان ناوالنی نوویچوک سمی را روی بوکسورهای خود قرار دادند).

در سخنرانی خود ، ناوالنی به سختی به دادگاه روی آورد به جای اینکه به پوتین متوسل شود ، و دادرسی آزمایشی اسمی را به بخشی از یک نبرد بسیار بزرگتر تبدیل کرد. ناوالنی گفت: “او فقط دیوانه شده است.” وی ادامه داد ، پوتین “یک دیوان سالار است که به طور تصادفی به سمت خود منصوب می شود. او هرگز در بحث ها یا مبارزات انتخاباتی شرکت نکرده است. قتل تنها راهی است که او می داند چگونه بجنگد. “وی سپس به روس ها پس از دادگاه و هزاران نفری كه در هفته های گذشته به تظاهرات پیوستند ، متوسل شد.” ناوالنی گفت: “آنها یك نفر را زندانی می كنند تا میلیونها نفر را بترسانند.” این نشان دهنده قدرت نیست – این نشان دهنده ضعف است “شما نمی توانید میلیون ها و صدها هزار نفر را قفل کنید. من واقعاً امیدوارم که مردم این را درک کنند. و آنها این کار را خواهند کرد. زیرا شما نمی توانید کل کشور را قفل کنید.”

ناوالنی ، که مطمئناً می دانست به عنوان یک فرد آزاد از دادگاه خارج نمی شود ، در مورد این داستان صحبت می کرد – ممکن است به نظر جالب برسد ، اما این واقعیت است ، البته به شخصیت او نیز واقعیت دارد. ممکن است تصور شود که ناوالنی نوعی مسیحایی دارد ، نوعی اجبار به شهادت: چرا در غیر این صورت مردی ، که تقریباً توسط یک عامل فلج کننده اعصاب کشته شده بود ، برای یک دستگیری خاص یا بدتر به خانه بازمی گردد؟ اما این همه چیز را برمی گرداند. این ناوالنی نیست که فعالانه افسانه قهرمانانه خود را می آفریند ، بلکه کرملین است.

با گوش دادن به سخنان ناوالنی در دادگاه ، سخنان مشهور شاعر آنا اخماتووا ، كه نظاره گر دادرسی علیه یوسیف برودسكی در 1964 در لنینگراد بود ، به یاد من آمد. او به شوخی می گوید: “آنها چه بیوگرافی درباره موهای قرمز ما می نویسند.” یک غزل سرای نسبتاً مبهم در مسیری قرار گرفت که دو دهه بعد جایزه نوبل ادبیات را برای او به ارمغان آورد. ناوالنی مدت هاست که یک شخصیت تفرقه افکن است ، به دور از محبوبیت جهانی ، حتی توسط بسیاری از روس های مخالف فکر. (در نظرسنجی ماه سپتامبر توسط مرکز مستقل لوادا ، فقط 20 درصد از نظرسنجی ها فعالیت ناوالنی را تأیید کردند.) اما شش ماه گذشته مشخصات وی تغییر کرده است و این بیشتر از هر کاری که ناوالنی انجام داده مربوط به اقدامات کرملین است ، شما هستید. او اکنون بازمانده است و از روز سه شنبه زندانی است و فصل جدیدی را در زندگی نامه خود رقم می زند که ممکن است پوتین از نوشتنش پشیمان شود.

در بیشتر 20 سال حکومت پوتین ، وی و نزدیکانش بر این اصل عمل کرده اند که آنچه برای قدرت خود پوتین مفید است برای بقای سیستم پوتین مفید است. (این ایده در سال 2014 به انحراف خود رسید ، زمانی که ویاچسلاو ولودین ، ​​یکی از بهترین مشاوران پوتین ، در جلسه متخصصان بین المللی گفت: “پوتین وجود ندارد ، روسیه وجود ندارد.”) پوتین به عنوان تجسم ساختمان حاکم عمل می کند و ضامن شخصی ثبات آن ، حفظ وفاداری به حوزه های مختلف انتخاباتی که می تواند سودمند باشد: نئو-الیگارشی ، افرادی که ثروت خود را مدیون روابط خود با پوتین هستند. بر افسران امنیتی، چهره های قدرتمند از سرویس های امنیتی. تکنوکرات های جوان و جاه طلب که می خواهند در دولت و تجارت حرفه ای شوند. اما در ماههای اخیر ، نگرش پوتین نسبت به ناوالنی – و جای تردید وجود ندارد که تأیید پوتین برای سو assass قصد ناوالنی و اکنون در زندان مورد نیاز است – نشان می دهد که این منطق دیگر ممکن است پابرجا نباشد ، حداقل نه مانند همیشه قاطع.

گریگوری گولوسوف ، دانشمند علوم سیاسی ، در اوایل این هفته ، در یک وب سایت خبری و سیاسی مستقل از پروکت ، نوشت: “پوتین امنیت شخصی خود را قبل از بقای کل سیستم قرار داد” با منسوخ شدن هر دو پوتین و دولت او ، محاسبات سیاسی روسیه تغییر می کند و هرچه منافع پوتین از منافع سیستم پوتین جدا می شود ، مورد اول به طور فزاینده ای پیروز می شود.

این مورد در مورد همه پرسی قانون اساسی در ژوئیه گذشته بود که “تنظیم مجدد” شرایط ریاست جمهوری پوتین به او اجازه داد که در سال 2024 مجدداً نامزد شود ، با این گزینه برای باقی ماندن در قدرت تا سال 2036 از نظر سیستم سیاسی گسترده تر ، ظریف تر و ظریف تر قطعاً راه حل ارجح خواهد بود – اما این امر برای خود پوتین اطمینان کمتری خواهد داشت.

پویایی مشابهی با نگرش دولت نسبت به ناوالنی ایفا می شود: در سال های اخیر سیستم نوشتن موفق شده است با ناوالنی به نوعی modus vivendi برسد و به شیوه خود رهبر مخالف به بخشی از فضای سیاسی آشنا تبدیل شود. اما پوتین و افسران امنیتی، اکنون در سیاست داخلی مسلط هستند ، منطق خاص خود را دارند. پس از آنکه ناوالنی از تلاش برای ترور وی جان سالم به در برد و سپس قاتلان FSB را فاش کرد ، این تقابل شخصی شد و این امر انتقام از تحقیر عمومی بود. “تاتیانا استانووایا” ، رئیس شرکت تحلیلی R.Politik ، “ناوالنی را به هر تلاشی مجبور به پشت میله های زندان کردند.” اشاره شد. اعتراضات ، بی ثباتی ، تحریم ها ، شکستگی های اجتماعی – هر چیزی که بتواند سیستم پیری دولت را متشنج کند – کمتر نگران کننده است یا به نظر پوتین اصلاً نمی رسد.

گلب پاولوفسکی ، مشاور سابق رئیس جمهور که در سال 2011 کرملین را ترک کرد ، این هفته چیزی مشابه این گفت. وی به رسانه های مخالف گفت: “معلوم شد كه پوتین بیش از رژیم خود نسبت به خود ترس دارد.” اگر پوتین واقعاً به انعطاف پذیری سیستمی که ایجاد کرده بود اهمیت می داد ، به جای تشدید مداوم ، برخی از رمپ ها یا مصالحه ها را پیدا می کرد. “او به هر دلیلی – سوالی برای روانشناسان و روانپزشکان – از امنیت خود می ترسد. او ترس از ایمنی سیستم را متوقف کرد. ” تشخیص او این بود که پوتین به تهدیدی برای پوتینیسم تبدیل شده است: “او به اشتباه در سیستم تبدیل شده است.”

سیاست روسیه برای مدتی در این مسیر حرکت کرده است – مسیر از یک دموکراسی شبیه سازی شده یا “مدیریت شده” به یک خودکامگی بی شرمانه بسیاری از نقاط را پشت سر گذاشته است ، اما حماسه های ترکیبی مسمومیت و زندان ناوالنی به عنوان یک نشانه مشخص است. پست مدرنیسم خانه خنده دار از اوایل پوتینیسم گذشته است. در جای خود پارانویا است ، و علی رغم رژیم پیری ، توانایی های چابکی که قبلاً داشت را از دست می دهد ، اما اهرم های قدرت را به عنوان نوعی جبران برای متوقف کردن حفظ می کند. سیاست های این عصر بسیار سختگیرانه تر از هوشمندانه است. دیگر اشتها و توانایی زیادی برای تصمیم گیری ، گمراهی یا دستکاری مخالفان و طرفداران آن وجود ندارد – پرتاب FSB و پلیس ویژه به سمت آنها آسان تر است.

سه شنبه شب ، اندکی پس از اعلام حکم قاضی ، طرفداران ناوالنی از معترضین خواستند تا در مرکز مسکو جمع شوند. درست همانطور که پلیس قبل از یک اعتراض قبلی در روز یکشنبه این کار را انجام داده بود ، آنها به سرعت اقدام به حصارکشی در خیابان ها و میادینی کردند که مردم قصد داشتند آنجا جمع شوند. با این حال، یک جمعیت چند هزار معترض، عمدتا افراد جوان، راه خود را در امتداد کوچه ها و پیاده رو در نزدیکی کرملین ساخته شده است.

آنها با اوج خشونت روبرو شدند که فیلم های آنها تقریباً در زمان واقعی در شبکه های اجتماعی روسی زبان به اشتراک گذاشته شد. در چند ده نفر توسط فالانژ پلیس به دلیل شورش هایی با جلیقه های ضد گلوله و روسری های سیاه به دیوار فشار داده شدند. آنها دستهای خود را بالا بردند و شعار دادند: “ما مسلح نیستیم.” پلیس با هل دادن به جمعیت و پرتاب باتوم های وحشی خود در پاسخ گفت. در ویدئوی دیگری ، یک افسر پلیس با بی احتیاطی و ظاهراً بدون تحریک ، باتوم خود را به سر روزنامه نگاری که نشان مطبوعاتی زرد پوشیده است می چرخاند – دقیقاً همان هویتی که پلیس مسکو از خبرنگاران معترض خواسته است. روزنامه نگار دارد به آسفالت مچاله می شود و شما درد می کشید. یک سوم باند افسران پلیس ویژه را نشان می دهد که پس از اینکه مسافر ظاهراً آنها را چیزی تحقیرآمیز خوانده است ، در تاکسی عجله دارند. مأموران خودرو را مجبور به توقف كردند و مسافر را از صندلي عقب بيرون كشيدند و او را به سمت حاشيه كشيدند. در مجموع نزدیک به پانصد نفر در سه شنبه شب در سراسر روسیه دستگیر شدند که به 5000 بازداشت شده در اعتراضات روز یکشنبه افزود.

در اوکراین در سال 2013 ، و بلاروس در تابستان گذشته ، صحنه های ویروسی خشونت پلیس به عنوان یک لحظه رادیکال برای جامعه عمل می کند ، و بخشهای جدید و در حال رشد مردم خیابان را به خود جلب می کند. مطمئناً بسیاری از روس ها وجود دارند که طرفدار ناوالنی یا سیاست های او نیستند ، اما از خشونت اعمال شده توسط دولت منزجر شده اند. با این حال حتی بیشتر جمعیت روسیه نیز وابسته و بی تفاوت هستند. مرحله بعدی نبرد سیاسی مربوط به وفاداران آن خواهد بود – کرملین سعی خواهد کرد آنها را در حاشیه نگه دارد ، و با ترس از هرج و مرج در صورت ترک پوتین و تهدید به عصا بازی کند. نوالنی و هوادارانش شکایتی پوپولیستی را مطرح می کنند ، همانطور که خود ناوالنی روز سه شنبه در دادگاه شکایت کرد و گفت: “ما بیست میلیون نفر در زیر خط فقر زندگی می کنیم. ما ده ها میلیون نفر زندگی می کنیم که هیچ چشم اندازی برای آینده ندارند. “

آنچه کرملین فاقد آن است ، پیام یا برنامه ای مثبت است. با توجه به اینکه او تقریباً از تمام قدرت رسمی برخوردار است ، به طرز چشمگیری واکنش پذیر است. اکاترینا شولمن، دانشمند سیاسی برجسته در مسکو، وضعیت او در مقایسه با یک “طوفان سیتوکین،” فرایند که در آن یک شخص ایمنی نوبت سیستم به یک تلاش مخرب در تلاش برای شکست پاتوژن های مضر. (بسیار سخت بیمار است کووید-19 بیمار از این عارضه رنج می برند.) شولمن گفت: “آنچه اکنون شاهد آن هستیم ، تا حدودی یادآور این واکنش بیش از حد و شدید است.”

پوتین در معرض خطر فوری نیست. او یک دستگاه بزرگ اداری را فرماندهی می کند و می تواند سرکوب را هر طور که صلاح می داند بالا یا پایین استخدام کند. اما قوانین در حال تغییر است. برای مدت طولانی ، فرستادن یا از بین بردن مخالفان و دشمنان برای حذف قدرت ، راهی برای پوتین بود. این ممکن است حداقل در کوتاه مدت با ناوالنی در پشت میله های زندان رخ دهد. اما در طولانی مدت ، همان چیزی که پوتین تصور می کند می تواند از آن محافظت کند ، ممکن است برای سیستمی که تجسم می یابد ، عکس این باشد.



[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir