[ad_1]

اخبار هفته گذشته مبنی بر اینکه شورای آموزش سانفرانسیسکو – گروهی متشکل از هفت کمیسر منتخب که وظیفه سیاست گذاری را دارند – با 6-1 رای به نام چهل و چهار مدرسه در سانفرانسیسکو رأی دادند با یک آزمون غیرمنتظره شوکه و وحشت زده شد. برخی از نام های موجود در لیست مفصلی هیئت مدیره ، که برای تأکید بر نمادهای نژادپرستی و برتری طلبی سفیدها طراحی شده اند ، جای توجه دارند. توماس جفرسون – از مدرسه ابتدایی جفرسون – رئیس جمهور و معمار اولیه این کشور بود. او همچنین شناخته شده بود ، یک برده دار که غلامان خود را غارت می کرد. این دو واقعیت در بیشتر ارزیابی ها از میراث وی سنجیده شده است. نگرانی های دیگر بیشتر بخشنامه است. Clarendon Elementary ، به نام خیابان Clarendon که در آن قرار دارد ، نام خود را از دست خواهد داد زیرا ، همانطور که دفتر آموزش در یک صفحه گسترده توضیح می دهد ، نام “را می توان در یک شهرستان در کارولینای جنوبی ، یکی از 13 مستعمره به نام ادوارد جستجو کرد “هاید ارل کلاردون [sic] استیضاح مجلس عوام به دلیل نقض آشکار هیئت مدیره Habeas. “رابرت لوئیس استیونسون ، از استیونسون ابتدایی ، پس از انتشار آنچه شورا توصیف می كند ، بدون تردید صادقانه ، به عنوان” شعر شایسته توجه “نقطه سیاه می یابد.

لیست نام های ویران شده شامل افسران اتحادیه ، مبلغان اسپانیایی مرتبط با استعمار در کالیفرنیا و افرادی است که احتمالاً بیش از نام خانوادگی پاسخ داده اند. (دو نکته به هرکسی که در اواخر هجدهم و دهه شصت به مدت دو سال در مورد فرانک مک کوپین ، شهردار سانفرانسیسکو شنیده باشد ، اشاره می کند.) بینندگان اسلحه های خود را بالا آورده اند. آبراهام لینکلن از دبیرستان لینکلن – “او هرگز چنین قهرمان بزرگی را در میان بسیاری از ملت های هند آمریکایی ندیده است” ، می گوید دفتر آموزش – کفش را دریافت کرد تا رای دهندگان آبی را شوکه کند. راس داوت ، ستون نویس محافظه کار ، چنین “پروژه های رادیکال” را به عنوان مراحل اولیه قدرت گیج کننده ماموریت به دست چپ توصیف کرد. این به نظر نمی رسد که هیئت مدیره روی اطلاعات غلطی درباره نامهای دریافتی کار کرده باشد. (پل رودخانه Rever K-8 به دلیل “استعمار پنوباسکات” در لیست سیاه قرار گرفت ، ظاهراً به دلیل سردرگمی در مورد نقش او در نبردی به همین نام با انگلیس بود.) و همچنین اینکه کسی نام های بهتری را پیشنهاد نکرد هیچ کمکی نکرد. فعالان هشداردهنده تلاش می کنند تا از تشکیل هیئت مدیره حمایت کنند و شهردار لندن برید علناً تعجب کرده است که آیا ممکن است کارهای مهم دیگری نیز انجام شود.

تغییر نام نهادی – نوعی که برای تصدیق بی عدالتی طراحی شده است ، در مقابل نوع معمول طراحی شده برای شناسایی راستی آزمایی – از حدود 5 سال پیش با موجی از فعالیت در پردیس های هنرهای لیبرال به عنوان یک تلاش متمرکز آغاز شد. در آن زمان ، دفاع از اکثر اهداف مانند برده داران دشوار بود و بازنگری در آن بازی عادلانه ای بود ، زیرا تجدید نظر و توجه به ریشه امور باید همان چیزی باشد که دانشگاه ها هستند. ماه گذشته ، سنا به عنوان بخشی از لایحه دفاعی ، درخواست بازگرداندن پایگاه های نظامی را که نام خود را از رهبران کنفدراسیون می گیرند تصویب کرد. این نیز بی معنی به نظر می رسید: ارتش مبتنی بر وفاداری و یک جریان رو به بالا قدرت است ، و احترام به قلعه ای که احترام شخصی را که با خشونت علیه ملتی که خدمت می کنید جنگیده است ، عجیب است.

اما وفاداری ، احترام و آگاهی همیشه ویژگی هایی نیست که به بچه های چهارده ساله ارائه می شود. (برای بسیاری از هزاره ها هنوز مشخص نیست که چه ویژگی هایی دارد) هستند آیا دانش آموزان دبیرستان Lowell که از خواب بیدار می شوند ، نگران جیمز راسل لاول ، شاعر قرن نوزدهم هستند که طبق نظر شورای آموزش ، یک لغو قانون بود ، اما شاید نوع اشتباهی بود؟ پیش فرض این است که کودکان می دانند بزرگسالان در هر دو طرف این درگیری چگونه به نظر نمی رسند ، این است که بدون نگرانی ، یک مرد یا دختر مرده و تصادفی با نام در مدرسه شما از فردا از آزمایش زیست شناسی اهمیت کمتری دارد ، یا مهمانی آینده ، یا اصولی که زندگی خود را در آن زندگی می کنید. سالهای آموزش ابتدایی بی وقفه به جلو هدایت می شود: دانش آموزان ، صرف نظر از جهت گیری خود ، می خواهند ادامه دهند ، تا از اینجا خارج شوند ، و وارد جهانی شوند که در نهایت احساس کنند انرژی آنها مورد نیاز است. بزرگسالان ، تحت تعقیب چیزهایی که دیده اند یا ندیده اند ، به چپاول نکات خوب از گذشته روی می آورند.

ثمره این توجه – و باید باشد – برداشت در حال تغییر است. روزنامه نگاران در دوران اوج خود درباره کار خود به عنوان “اولین پیش نویس تاریخ” صحبت می کنند. (به نظر می رسد این ایده از ذهن جورج فیچ ، نویسنده غرفه محبوب در اوایل قرن بیستم بیرون آمده باشد.) نتیجه ای که بندرت مورد توجه قرار می گیرد این است که داستان پروژه مشخصی ندارد. ارزیابی مجدد شخصیت ، رفتار و میراث تصحیح یکبار اشتباهات گذشته نیست – بلکه قلب همه کارهای تاریخی است. تاریخ نویسی ، مطالعه نحوه نوشتن گذشته ، مهم نیست زیرا همه برای اولین بار این کار را اشتباه انجام داده اند ، بلکه به این دلیل است که ایده های درست نحوه تغییر مداوم آنها و حرکت این ستون ها به اندازه نقاطی که روی صفحه قرار دارند درباره یک دوران صحبت می کند.

در مورد مدارس در سانفرانسیسکو ، کسانی مانند داوت وجود دارند که به نظر می رسد چهره هایی از آسمان تاریخی ، مانند پل رودخانه ، باید در آنجا بمانند ، مانند قطب قطبی. برخی دیگر ، برخی ظاهراً در هیئت آموزشی ، هستند كه تصور می كنند تغییر نام دل انگیز به مزخرفات امروزی برای همیشه چراغ خطا را خاموش می كند. (درغیر اینصورت ، چرا مزاحم می شویم؟ هر چند سال یکبار ، مانند کافه هایی که کمتر شناخته شده اند ، باید به مدارس تغییر نام داد.) داستان به هیچ وجه لبخند نمی زند. همانند هنر یا فرزندپروری ، بازاندیشی در گذشته ملی ما بازی همیشه بهتر بودن است ، هیچ وقت بهترین بودن نیست.

در حقیقت ، به نظر می رسد که نحوه صحبت ، هیجان و رقابت آنها بر سر نام مدارس سانفرانسیسکو هیچ ارتباطی با تاریخ ندارد. این بیشتر مربوط به حوزه دیگری از زندگی عمومی است: افراد مشهور. در اینجا تحسین فرد امیدها و رویاهای یک گروه را به همراه دارد. در آنجا چهره های انفرادی – نام ها – روی پایه ها بلند می شوند ، آنها را پایین می آورند یا آنها را ترک می کنند. شهرت بخشی از شهرت به چنان گاز حساس تبدیل شده است که پایه های آن با تمام پرش ها و غواصی ها متزلزل می شوند. شخصیتی مانند جیمز کومی می تواند طی ماه ها از پری شدن به یک مشت درستکار برگردد. آماندا گورمن ، در عصری که بیشتر شاعران معاصر در تلاش برای کشف لبه های جدید و سخت هنر خود هستند ، یک شبه به عنوان صدای یک کشور ایجاد شد و اکنون هر یک از گفته های او مانند کلمه طنین انداز خواهد شد (چشم اندازی که حسادت افرادی که در بیست و دو سالگی به یاد می آورند بدست نخواهد آورد). با انتشار نام های مشهور در شبکه های اجتماعی ، ما تعجب می کنیم که آیا آنها مرده اند ، شکارچیان جنسی هستند یا راه دالی پرتون ، خریداران جدید زمین در این ماه. آنچه آمریکا را به یک کشور مشهور بزرگ تبدیل می کند این نیست که ما بیش از مکان بعدی به شهرت احترام می گذاریم. یعنی از این طریق نیازهای ملی خود را برای افراد مشهور تأمین می کنیم ، مانند اسبهایی که اسب سواری دارند. و وقتی دوره کوتاهتری را سپری می کنیم ، آنها را تشویق و سوت می زنیم.

به نوعی این نژاد در کار واقعی جامعه پنهان شده است. ما دائماً ابرقهرمانان را استخدام می کنیم ، اگرچه بیشتر وظایف فوری – مسئولیت محیطی ، ارتباط بین تفاوت ها ، نجابت اساسی – کارهای خانه مناسب زندگی روزمره است. به نظر می رسد اکنون افراد مشهور ، نه شخصیت های تاریخی ، در حال ارزیابی نام های مدارس در سانفرانسیسکو هستند ، فرایندی که هیئت آموزشی توصیف می کند “ریشه افراد یا مکانهایی که نام آنها” است و آنها را تحت دستورالعمل های تعیین شده تجزیه و تحلیل می کند. “اما به نظر می رسد که اصول در بسیاری از موارد در میان میراث پیچیده به طور ناسازگار اعمال می شود. بیشتر بحث و جدل این نیست که آیا ما باید واقعاً چنین تمرکزی را بر شهرت یک خطه مردگان و مفقودان متمرکز کنیم. این در مورد این است که آیا صادقانه آبه – نام ، نماد – به اندازه کافی سوپرمن را که در حال حاضر ایستاده است ، تحمل می کند.

با این حال ، ما به قهرمانان احتیاج نداریم. (همانطور که برشت گفت: ترحم کشوری که این کار را می کند.) و ما نیازی به کشیدن مردگان به هدف مشترک خود نداریم. تاکید بیش از حد بر بازیگران منفرد ، این فرشته یا آن شیطان ، نشان می دهد که جامعه آمریکایی به روند تغییر خود اعتماد کمتری دارد – نوعی که توسط یک فرد مشهور که یک روز خوب را به خانه نخواهد برد ، یکی از این موارد ما می توانیم چه برای رفتن به دبیرستان جورج واشنگتن و چه مدرسه هنر روت آساوا در سانفرانسیسکو یا مدرسه ابتدایی مارک زاکربرگ برای کودکان با قد و استعداد فنی. (شما الان می خندید.) بازیابی این اعتماد به نفس یک پروژه طولانی و دشوار است. نامگذاری قسمت ساده ای است. آنچه در زیر می آید همه آنچه را که در اختیار داریم خواهد گرفت.

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir