[ad_1]

در اوایل سال 2018 ، دوستی با من تماس گرفت تا بگوید که باید با همکار ، کارگردان و نویسنده او به نام تانیا سلوارتنام صحبت کنم. در اولین مکالمه ما ، سلواراتنام به من گفت که او اخیراً با دادستان کل وقت نیویورک ، اریک اشنایدرمن ، یک دموکرات ، که به طور علنی مدافع حقوق زنان شده بود ، در یک رابطه خشونت آمیز بوده است. او دست نوشته ای با جزئیات آزار جسمی و کلامی که از دست وی رنج برده بود برای من ارسال کرد و از خود پرسید که آیا می خواهم آن را منتشر کنم؟ این در اوج گزارشات #MeToo در بود نیویورکر، بارو سایر نشریات ما بارها و بارها با تلفن و کافه ای در مرکز شهر صحبت کردیم و توافق کردیم که بهترین راه برای گفتگو با او باشد اهل نیویورک گزارشگرانی که سپس کار خواهند کرد تا ببینند آیا شواهدی از رفتار مشابه اشنایدرمن با سایر زنان وجود دارد یا خیر.

جین میر و رونان فارو به این داستان منصوب شدند و مقاله تحقیقاتی آنها در 7 مه 2018 به صورت آنلاین منتشر شد. گزارش های آنها که به منابع متعددی متکی بودند ، ابعاد سو abuse استفاده و ریاکاری اشنایدرمن را به وضوح نشان می داد. همانطور که سلواراتنام و سه زن دیگر با جزئیات توصیف می کنند ، اشنایدرمن ، غالباً مست ، آنها را در رختخواب تحقیر می کند ، به آنها ضربه می زند ، حتی از یک رفتار محرمانه نژادپرستانه استفاده می کند ، در یک زمان سلواراتنام را “برده قهوه ای” می نامد. سلواراتنام به خبرنگاران گفت که تهدید کرده است که اگر او هرگز از او جدا شود یا به او خیانت کند ، او را آزار خواهد داد و حتی او را خواهد کشت. چند ساعت پس از انتشار این آهنگ ، اشنایدرمن استعفا داد.

سلواراتنام ، متولد سریلانکا و بزرگ شده در کالیفرنیا ، به تازگی کتاب خاطرات خود را منتشر کرده است به نام “حدس نزن هیچ چیز: تاریخچه خشونت صمیمانه”. این کتاب که داستان زندگی او را روایت می کند ، سو abuse استفاده پدرش از مادر و رابطه او با اشنایدرمن را شرح می دهد. مصاحبه بعدی که برای مدت طولانی و وضوح ویرایش شده بود ، در حالی صورت گرفت که ادعاهای آزار و اذیت جنسی علیه فرماندار نیویورک ، اندرو کوومو مطرح شد. سلواراتنام به من گفت که وی اظهار داشت اگر اشنایدرمن هنوز دادستان کل ایالت بود ، احتمالاً وظیفه داشت تحقیق در مورد ادعاها علیه کوومو را انجام دهد.

تانیا ، ما همانطور که منبع سوم ظهور کرده و می گوید فرماندار نیویورک به نوعی یا در آزار جنسی مقصر است ، صحبت می کنیم. من تعجب می کنم که شما چگونه به این داستان واکنش نشان می دهید.

واکنش من این است که قبل از نتیجه گیری باید یک تحقیق مستقل انجام شود. من به روند مناسب و اثبات صحت ادعاها و صحت دادستانها اعتقاد دارم. آنچه در مورد این داستان ها قابل توجه است این است که زنان زیادی هستند که به طور مستقل از یکدیگر تجربه های شبه مشابهی دارند. آنچه آنها توصیف می كنند تجربیاتی است كه بیشتر زنان در زندگی خود خواهند داشت ، كاهش ارزش زنان و مردان در قدرت ، عبور از خطوطی كه به نظر آنها از آنجا عبور می كنند كه قدرتمند و درست هستند.

و آنچه در این لحظه قابل توجه است ، وقتی چند زن دارید که می خواهند علیه فرماندار صحبت کنند ، این است که من احساس می کنم که احتمالاً داستانهای این چنینی چیزهای بیشتری خواهد داشت. من فکر می کنم آنچه که ما نیز خواهیم یافت این است که این احتمالاً الگویی از رفتار است که مردم مدتی است در مورد آن می دانند. اما از آنجا که این رفتار قابل قبول در محل کار و مورد قبول بزرگترین سیاستمدار نیویورک بود ، مردم آن را غیر قابل قبول تشخیص ندادند.

دوستان زیادی وجود دارد که من با آنها صحبت کرده ام و آنها دامنه را اجرا کرده اند. ما سیاه و قهوه ای هستیم. ما گفتیم: “خدایا ، اگر ما کسانی بودیم که داستانهایی از این دست داشتیم ، آیا اینقدر وقت می گرفتیم؟” این یک روش بدبینانه برای نگاه کردن است ، اما یک روش واقع گرایانه برای نگاه کردن نیز. گفتگوهای دیگر من این است که همه ما به اندازه این داستان داستان داریم ، کسی به طور نامناسب ما را لمس می کند یا به طور چشمگیری با ما صحبت می کند ، و فقط چیزی مانند مسواک زدن و ادامه کار است. تشخیص انواع آسیب ها مهم است. منظور من این است که آسیب آسیب است ، اما آسیب های مختلفی دارد.

وقتی انواع خسارت را می گویید ، چگونه آن را طبقه بندی می کنید؟ برخلاف آنچه برای شما اتفاق افتاده و آنچه برای هاروی وینستین اتفاق افتاده است ، در مورد کوومو چه بحث شده است؟ چگونه این موارد را ترسیم می کنید؟

در مورد کوومو ، این اتهامات مربوط به لمس نامناسب ، آزار و اذیت جنسی در محل کار ، کاهش ارزش کارمندان است.

در مورد من ، این یک خشونت سریعی و صمیمی در یک رابطه بود و این یکی از سخت ترین اشکال آسیب است که می توان درباره آن صحبت کرد ، زیرا معمولاً فقط دو شاهد وجود دارد. من مکالمه ای را که من و شما در اوایل داشتیم به یاد می آورم ، یعنی اینکه قرار بود این اتفاق بیفتد “او گفت ، او گفت ،” اما سپس ، در روند روزنامه نگاری ، این اتفاق افتاد ، “او گفت ، او گفت ، او گفت ، او گفت ، وی گفت: “صحبت از خشونت صمیمانه بسیار دشوار است ، و در اطراف آن سکوت حجاب بیشتری وجود داشت. اما من احساس می کنم این سد با داستان های Evan Rachel Wood و FKA Twigs می شکند. و من امیدوارم که کتاب من افراد بیشتری را تحریک کند داستان های خود را به اشتراک بگذارند تا شرم و ننگ را از آن دور کنند.

اکنون ، در مورد هاروی وینستین ، او یک درنده جنسی بود ، زنانی را که برای کار خود به او نیاز داشتند ، تعقیب می کرد. بنابراین این یک ترکیب است. این یک خشونت صمیمانه است ، اما در روابط درگیر ، تجاوز و تجاوز جنسی نیست.

من فقط ستون را در آن خواندم بار توسط میشل گلدبرگ ، که نگران است که میزان بالای علامت #MeToo در سال 2018 ، 2019 بوده است و به نوعی توجه به سایر موضوعات سیاسی متمرکز شده است به گونه ای که می تواند نگرانی های زنان و مردان مربوط به #MeToo را تضعیف کند. آیا شما با او موافق هستید؟

احساس می کنم در واقع موج بعدی #MeToo هستیم. موج اول #MeToo ، که همزمان با گسترش داستان واقعی من بود ، بسیار مربوط به داستان هاروی وینستین بود – شکارچیان جنسی ، عمدتا در محل کار. اینها لس مونوز ، بیل کوزبی ، راجر آیلس و دیگران بودند. داستان های زیادی درباره خشونت صمیمی در روابط درگیر وجود نداشت. و احساس می کنم این موج بعدی است که اتفاق می افتد. احساس می کنم شروع به فرو ریختن در اطرافم کرده است.

شما می گویید آن را احساس می کنید ، اما کجا آن را می بینید؟

سالها طول کشید تا ایوان راشل وود نام سو ab استفاده کننده خود را بگذارد. او سالها پیش به طور مبهم به آن اشاره کرده بود و من می دانم که ادامه ضبط برای او دشوار بود. ارائه وی – شاخه های FKA که ظاهر می شوند و از سو ab استفاده کنندگان خود نام می برند – بسیار مهم است که مشخص و صریح باشد ، و جزئیات خرد را بدون در نظر گرفتن تحقیرآمیز ، به اشتراک بگذارد.

آیا می توانید روند رفتن به چنین رازی را توصیف کنید؟

حرکت به جلو یک تصمیم شخصی است. مردم نباید مجبور به بیرون رفتن شوند. وقتی برای اولین بار از اریک اشنایدرمن جدا شدم ، فکر کردم که ادامه خواهم داد. من بسیار خوش شانس بودم که دوستان و همکاران و شغلی داشتم که باید خودم را در آن بیاندازم. نمی خواستم گرفتار گرداب قدم برداشتن به جلو شوم. من همچنین فکر کردم که سو the استفاده خاص من است و دلایل زیادی وجود دارد که من چنین فکر می کنم. یکی این بود که او سو theاستفاده را برای من شخصی سازی کرد. مثل قطره ، قطره ، افزایش خشونت بود. همچنین ، در آن زمان ، توجه ملی به او توجه داشت و مصرف الکل و مواد مخدر افزایش یافت – من فقط فکر کردم سو abuse استفاده برای من اتفاق می افتد.

شما اخیراً یادداشت شخصی را که پس از انتشار کتابتان برای شما نامه نوشت با من در میان گذاشتید.

از زمان انتشار کتاب من ، من یادداشت های زیادی را از افرادی که داستان های خود را در مورد خشونت صمیمانه به اشتراک می گذارند ، دریافت می کنم. برخی از داستان های آنها از بین رفته است. بعضی از آنها متأسفانه به روز هستند و مشاوره و راهنمایی می خواهند. در یادداشتی ، زنی گفت که چهل سال پیش با اریک اشنایدرمن ازدواج کرده است. او کتاب من را خواند و از شباهت ها شوکه شد. یک تفاوت در این بود که مجبور شد برای جراحت ناشی از وی تحت عمل جراحی قرار گیرد.

و بعد گریه ام گرفت. قلبم شکست. می دانید ، وقتی من از زنان یادداشت می گیرم شگفت آور است. و این یکی از سه موردی بود که در طول یک سال و نیم گذشته از سایر دوست دخترهای قبلی او گرفتم. آنچه نشان می دهد این است که الگوی رفتار توهین آمیز معمولاً از هیچ جا پدید نمی آید. علت آن قربانی نبوده است. این همان پدر سالاری است که از لحظه تولد مجبور به عادی سازی آن هستیم. و این یک پروژه جمعی برای از بین بردن آن است ، زیرا روان ما و رفاه جامعه ما در معرض خطر است.

اگر کوومو مقصر آزار جنسی است ، از نظر سیاسی چه اتفاقی برای او می افتد؟

خوب ، بسته به واقعیت ها ، باید اقدامات مناسب انجام شود. و من به عواقبی که در صورت اثبات ادعاها پاسخ می دهند اعتقاد دارم. من همچنین به رستگاری و عدالت ترمیمی اعتقاد دارم. من معتقدم اگر سو ab استفاده کننده اذعان کند که صدمه ای را وارد کرده و سخت تلاش می کند تا بر خشونت خود غلبه کند ، در این صورت می توانیم به او فرصت دوم دهیم. اما در بیشتر موارد ، سو ab استفاده کننده هیچ یک از این موارد را انجام نمی دهد. در واقع ، فرد متجاوز تمایل دارد که منکر سو has استفاده و انجام این کار معمولی شود ، یعنی شما می دانید ، “متاسفم که شما چنین احساسی دارید.” این یک شکل وحشتناک انحراف است. “متاسفم اگر احساس کردید که از عملکرد من آسیب دیده اید.” او این بار را به دوش قربانی می اندازد.

یکی از نگرانی های شما در مورد عمومی شدن به خانواده شما مربوط می شود. شما در این کتاب نحوه بدرفتاری پدرتان با مادرتان را توصیف می کنید. شما نگران صحبت کردن در مورد آن بودید ، اما همچنین اینکه خانواده شما در برابر تظاهرات عمومی شما چه واکنشی نشان می دهند.

خشونت خانگی که پدرم مادرم را کتک می زد ، بین والدینم شاهد بود و این یک بخش اساسی از مسیر من است. و در حین نوشتن کتاب ، توانستم راه خود را برای بیرون آمدن از تاریکی بنویسم و ​​همچنین عواملی را که باید برای بهبودی در خودم وجود داشته باشد کشف کنم. مصاحبه کنندگان مورد انتقاد قرار می گیرند که از یک زن می پرسند: “چرا ماندی؟” اما برای من مهم بود که این سوال را از خودم بپرسم تا بفهمم که در وهله اول چگونه درگیر یک رابطه خشونت آمیز شدم.

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir