[ad_1]

[jazzy music]

من تمام وقت خود را صرف صحبت در مورد همه گیری می کردم ،

اما من همچنین می خواهم در مورد زندگی و داستان شما صحبت کنم.

پس بیایید شروع کنیم

و من قصد دارم سوالی بپرسم که فقط باید بپرسم ،

چون من در واقع یک روزنامه نگار هستم.

همانطور که صحبت می کنیم ، رئیس جمهور ایالات متحده است

قرار است هر دقیقه بیمارستان را ترک کند.

و او به کاخ سفید باز خواهد گشت.

و من از شما نمی خواهم که نظر دهید

رژیم دارویی عجیب او یا احساس او

من می دانم که شما پزشک عمومی او نیستید ،

و این مورد شما نیست.

اما می خواهم در مورد بهداشت عمومی صحبت کنم

زیرا امروز بعد از ظهر او توییت کرد ، COVID ، هیچ چیز بزرگی نیست.

و می دانید ، 210،000 آمریکایی کشته شدند ،

و 7 میلیون نفر مبتلا هستند.

آیا منصفانه است که بگوییم چیز بزرگی وجود ندارد ، از آن نترسید؟

بله ، خوب ، می دانید ، مایکل ،

این یکی از چیزهایی بود که بود

چیزی شبیه استخوان اختلاف در ارتباطات

از جدی بودنش

منظور من ، بدیهی است ، این یک بیماری زای بسیار غیر معمول است

که عملا تاثیری ندارد

به معنای 40٪ ، 45٪ از افراد ممکن است بدون علامت باشند.

اما گروهی از افراد هستند

که در یک زیر گروه یا گروه خاص قرار می گیرند ،

یعنی افراد مسن و کسانی که بیماری های اساسی دارند

در هر سنی که نتیجه شدید داشته باشد.

بنابراین ، وقتی 210،000 آمریکایی را نگاه می کنید ،

افرادی که در ایالات متحده مردند ،

و شما در مورد 7 میلیون نفر آلوده صحبت می کنید ،

و 1 میلیون نفر در سراسر جهان فوت کرده اند.

من فکر می کنم هرکسی که واقع بینانه به این موضوع نگاه کند

باید بگویم که این یک وضعیت بسیار جدی است.

نه اینکه در این مورد بحث کنیم ، اما رئیس جمهور یک فرد بالغ است

و دارای شرایط قابل توجه قبلی است.

آیا نباید این پیام برای این افراد باشد

لطفا مواظب خودت باش،

سه روز را در بیمارستان سپری نکنید ،

اما مراقب خودت باشی و استراحت کنی؟

پیام باید این باشد که ما باید تلاش کنیم

در بهترین حالت ممکن برای جلوگیری از عفونت

مهم نیست کی هستی ، چند سال داری ،

یا شرایط اساسی شما چیست

ما نباید آن را بی اهمیت جلوه دهیم.

خوب ، من شما را تمام وقت می شناسم

به نظر می رسد که شما با ویروس یا ویروس دیگری مبارزه کرده اید.

در طی بسیاری از بحران ها ، در طی همه گیری ایدز.

من فکر می کنم شما کاملا شدید تغییر کرده اید

در طول این دوره اپیدمی.

و من فقط قصد دارم این یک ویدیو را پخش کنم

که به نظر من از آن نمادین است

نگاه شما به جهان اکنون.

و این در سال 1989 اتفاق افتاد ، و شما با مارتی دلانی بودید ،

فعال محبوب در سانفرانسیسکو.

و او شما را به یک تور کوچک برد.

و او شما را به دیدن مردی مریض برد.

و این اتفاق افتاد

و او به من نگاه کرد و گفت ،

این چه انتخابی است؟

تو به من می گویی من باید بمیرم یا کور شوم ،

اما من نمی توانم هر دو را انجام دهم

و وقتی او این را گفت ، من می گویم ، خدای من ،

این واقعا آجیل است.

و سپس من واقعی شدم ،

یک فعال تقریباً تقابل علیه دولت خودم ،

این اجازه نمی دهد که این اتفاقات رخ دهد.

سپس مشخص شد که من باید یک فعال باشم ،

مهم نیست دولت چه می گوید.

اینکه این فعالان چیزهای خاصی داشتند

که آنها با آنچه من به خودم گفتم روبرو می شوند ،

بسیار واضح و روشن بود.

من گفتم که اگر من جای آنها بودم ،

من دقیقاً همان کاری را می کردم که آنها انجام دادند.

در واقع ، شاید حتی قوی تر.

اما من احساس می کردم غیر منطقی محدود شده است ،

اصول نظارتی محدود کننده ،

اساساً مانع از گفتگو کردن مردم می شود.

اجازه دادن به فعالانی که تقریباً استثنایی بودند

مردان جوان همجنسگرا ، اجازه نمی دهد آنها را در بحث شرکت کنند

برای چیزهایی که تأثیر مستقیم داشتند

زندگی و سلامتی آنها.

و آنها چیزی برای ارائه داشتند.

این صحنه در محله کاسترو سانفرانسیسکو ،

وقتی مارتی مرا وارد اتاق این مرد جوان کرد

که توسط عفونت سیتومگالو ویروس کور می شود.

و ما دولت این محدودیت ها را تعیین کرده بودیم

در یک آزمایش بالینی که اجازه آن را نمی دهد

برای استفاده از دارویی که می تواند بینایی او را نجات دهد

چون اتفاقاً مواد مخدر داشته است

این تنها داروی ضد HIV بود.

و ما ترسیدیم که اگر او را با دو دارو مصرف کنیم ،

که در واقع سمیت را نخواهیم دانست

از یکی که آزمایش می کنیم

ما او را در موقعیتی کاملاً غیرممکن قرار دادیم.

و او گفت شما یک انتخاب جالب به من داده اید ،

یا می توانم بمیرم یا کور شوم.

حالا شما چه جهنمی شده است؟

و سپس متوقف شدم و گفتم ، بله ،

چه بلایی سر ما آمده است؟

و به خصوص وقتی که من مدیر NIAD شدم ،

خودم را در میان پشت به پشت خود دیدم

مجموعه ای از س difficultالات دشوار که نیاز به سالات بیشتری دارند

درک من از طبیعت انسان یا

نه لزوما بیشتر ، بلکه به همان اندازه

درک من از ذات انسان

از درک من از فیزیولوژی انسانی.

صحبت از درک ماهیت انسان ،

مردی بود که امسال فوت کرد

که برای هر دوی ما بسیار مهم بود.

در زمانهای مختلف زندگی هر دو قاتل نامیده می شود ،

اما در پایان هر دو تا حدودی به او نزدیک بودیم.

و من فقط می خواستم کمی تعامل برقرار کنم

بین شما و مردی که من در موردش صحبت می کنم

برای کسانی که آنجا هستند ، لری کرامر است ،

که یک فعال امضا کننده ایدز بود ،

و یک مرد واقعا قابل توجه ،

که هم سخت بود و هم هیجان انگیز.

و من می خواهم یک صرافی بازی کنم.

از دهه 90 است که تونی و لاری

آنها در یک برنامه گفتگوی تلویزیونی با هم بودند.

[Larry] من می خواهم در مورد تونی فاوتی چیزی بگویم ،

چون فکر می کنم دنیا باید فکر کند

من مثل او امشب راه می روم از او یا چیزی متنفرم.

من تونی را دوست دارم.

در واقع ، فکر می کنم احتمالاً چیزهای بیشتری دارم

رابطه پیچیده با تونی

از همه افراد در تمام زندگی من

او یک مرد ، یک مرد عادی است ،

از او خواسته می شود که خدا را بازی کند.

و او مجازات می شود زیرا او نمی تواند خدا باشد.

و این یک وضعیت وحشتناک است ،

تا میله برق برای همه ما باشد.

درست؟

[Tony laughs]

بله ، تا حدی

نمی خواهم ، می خندم ، زیرا فقط تأمل می کنم

برای آن مکالمه با لری که داشتیم ،

و بسیاری از مکالمات دیگر

لری بسیار تئاتری و رویارویی است ،

اما حرفهای او بسیار حکمت بود.

و تا حدی درست بود

چون در موقعیتی قرار گرفتم

که من چهره دولت بودم ،

و من تلاش تحقیق پزشکی را هدایت کردم.

و تلاش های تحقیقات زیست پزشکی نمی تواند

آنقدر سریع حرکت کرده اند که بسیاری از مردم را نجات داده است

پس من و کی می دانیم و می دانستیم.

و بعضی از آنها خیلی به من نزدیک بودند.

چه کسی آلوده بود و چه کسی در اثر ایدز مرد

قبل از این که داروهای نجات دهنده زندگی را داشته باشیم.

و از شما خواسته شود که کار غیرممکن انجام دهد.

اما حداقل من مجبور شدم در این عرصه فعالیت کنم

زیرا این تنها راهی بود که می خواستیم

ما به جایی رسیدیم که بالاخره به آن رسیدیم.

نتایج زندگی لری را نجات داد

و باعث شد که او تا 80 سالگی زندگی کند ،

که کاملاً قابل توجه است زیرا زندگی با اچ آی وی ،

و همچنین کسی که پیوند کبد انجام داده است.

او من را منفجر کرد زیرا بلافاصله راحت نشدم

برای افرادی که نسبت به آنها احساس مسئولیت می کرد.

او احساس مسئولیت شخصی برای پس انداز کرد

جامعه همجنسگرایان از این آفت وحشتناک HIV / AIDS.

و از هر کسی که فکر می کرد عصبانی بود

این روند را کند کنید.

و این افراد اغلب من و شما بودیم.

او به خاطر کارهایی که نمی توانم انجام دهم از من عصبانی شد.

و فکر می کنم او مرا به خاطر چیزهایی دوست داشت

که او می دانست من خیلی سخت تلاش می کنم.

فکر می کنم منظور او رابطه پیچیده ای بود.

تونی ، من می خواهم یک ویدیوی دیگر پخش کنم.

این را بشنو و سپس خواهی شنید ،

ممکن است به یاد بیاورید وقتی آن را گفتید.

[Tony] همه گیری در شکل کامل آن ،

همانطور که گفتیم ، این وضعیت بسیار بسیار دشواری خواهد بود

اگر همین الان اتفاق افتاده باشد

و اگر این اتفاق فردا رخ دهد ، به شکل کامل آن ،

ما به شدت آسیب دیده ایم

اگر به شانس ها نگاه کنید ، شانس وجود دارد

که غالب نخواهد بود.

اما نمی توان شانس زد

هنگامی که شما در تلاش برای آماده سازی یک ملت هستید.

ما باید به عنوان یک ملت مسئول

برای بدترین حالت آماده شوید.

سال 2005 بود.

و این بود ، شما در مورد آنفولانزای مرغی صحبت می کردید.

و فقط یک داستان به نظر می رسد

که همچنان تکرار می شود.

آیا ما قصد داریم از این هوشمندتر دور شویم؟

خوب ، امیدوارم چنین باشد.

مردم اغلب از من س askال می کنند و من می گویم

شما جلوی بروز عفونت جدید را نخواهید گرفت ،

هیچ کاری ما جلوی ظهور را نمی گیرد.

آنچه می توانیم انجام دهیم جلوگیری از وقوع آن است

از همه گیر شدن

این چیزی است که ما باید انجام دهیم تا بتوانیم تشخیص دهیم ،

شناسایی کنید ، سریع واکنش نشان دهید تا این اتفاق نیفتد

چنین پدیده ای در حال تغییر بازی است

که ما مجبور به تجربه در حال حاضر

به نظر می رسد که ما باید راه طولانی را طی کنیم

در این همه گیری قبل از اینکه به سینما برویم.

آیا هرگز دوباره به سینما خواهیم رفت؟

بله ، ما مایکل هستیم.

و حتی برای شما بلیط می خرم.

ما برای رفع اضطراب شما با هم خواهیم رفت.

چه زمانی به چیزی باز خواهیم گشت

همانطور که می دانستیم بسیار شبیه یا در واقع طبیعی است؟

ما در حال حاضر دوز مصرف می کنیم ،

ده ها و صدها میلیون دوز برای آماده شدن

اول ، حداقل در تعداد نمره گذاری شده ، در پایان سال ،

در ماه نوامبر ، دسامبر.

وقتی به ماه آوریل می رسیم ،

احتمالاً دوزهایی خواهیم داشت تا بتوانیم واکسینه شویم

هر کسی که باید واکسینه شود.

اما از نظر منطقی ، تا زمانی که همه را واکسینه کنید ،

احتمالاً تا سوم اتفاق نخواهد افتاد ،

یا حتی ابتدای سه ماهه چهارم سال 2021.

بیایید بگوییم که ما یک واکسن 70٪ موثر دریافت می کنیم ،

که امیدوارم به دست بیاورم ،

اما فقط 60٪ افراد واکسینه می شوند.

افراد آسیب پذیر زیادی در آنجا خواهند بود ،

این بدان معنی است که واکسن به ما کمک زیادی خواهد کرد

کمی از محدودیت هایی که اکنون داریم عقب برویم

برای حفظ سلامت عمومی

اما این چیزهایی مانند پوشیدن ماسک را از بین نخواهد برد ،

و پرهیز از شلوغی و مواردی از این قبیل.

بنابراین من فکر می کنم ما می توانیم به شرایط عادی نزدیک شویم ،

اما فکر نمی کنم ما به حالت عادی برگردیم

تا پایان سال 2021

و ما می توانیم بهتر از این کار کنیم ،

امیدوارم باشه اما فکر نمی کنم

و من فقط می خواهم از صمیم قلب از شما تشکر کنم ،

و برای نیویورکر ،

و من فکر می کنم واقعا برای هر کسی که گوش می کند ،

و برای میلیون ها آمریکایی ،

زیرا شما خدمات بزرگی به ما داده اید.

و ما واقعاً سپاسگزاریم که شما آنجا هستید.

پس ممنون

خوب ، متشکرم مایکل برای گفتن این جمله

من واقعاً قدر آن را می دانم.

از جشنواره نیویورکر برای آن تشکر می کنم

من و تو دوباره با هم هستیم

ما خیلی افتضاح بودیم

همیشه برگشتن خوب است

با دوست و همکار قدیمی ام.

خوب ، من شما را به سینما می برم.

[Tony laughs]

او انجام خواهد داد ، او انجام خواهد داد.

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir