[ad_1]

در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم ، قطاری مملو از یادگارهای رایش سوم در حال فروپاشی در حال عزیمت به مرز چک بود که خلبانان آمریکایی هواپیماهای جنگنده P-47 آن را مشاهده و آتش گشودند. قطار در جنگل متوقف شد ، جایی که سربازان آلمانی بار را منفجر می کردند. به زودی گوردون گیلکی ، کاپیتان جوانی از شهرستان لین در اورگان ، تحت تعقیب آنها قرار گرفت که به وی دستور داده شد تمام تبلیغات و ورزشهای رزمی نازی را که می توانست بیابد ، جمع کند. جیلکی به دنبال قاچاقچیان به كلبه متروك لاگر رفت و در آنجا تخته های زمین را پیچاند و آنچه را كه می خواست یافت: مجموعه ای از نقاشی ها و آبرنگ های مربوط به فرماندهی عالی ارتش آلمان. حافظه پنهان از خالص سازی زنده مانده و فقط تحت تأثیر کپک و خانواده موش های گرسنه قرار گرفت. گیلکی نوشت: “آنها لبه های بسیاری از عکس ها را خورده بودند ، سوراخ های بزرگی در چندین عکس وجود داشت و به همه عکس های کابین یک لبه ناهموار روی عرشه داده بودند.”

دو سال بعد ، پس از آنكه گیلكی ماموریت خود را به اتمام رساند ، هنری را كه بازسازی كرده بود – هزاران قطعه از آن – در یك كشتی كه به مقصد ایالات متحده بود ، قرار داد. امروزه ، یکی از بزرگترین مجموعه های تبلیغات نازی در جهان در یک انبار کنترل شده توسط آب و هوا در فورت بلوویر ، ویرجینیا شمالی نگهداری می شود. بیشتر آن ویروس است. بیشتر آنها هرگز توسط عموم دیده نمی شوند.

فورت بلووار لشکر 29 پیاده نظام و آژانس اطلاعات ملی فضایی است. اینجا مرکز تاریخ نظامی ارتش ایالات متحده است که هنر نازی را به همراه هزاران یادگار دیگر از جنگ های گذشته حفظ می کند. یک روز بعد از ظهر ، قبل از همه گیری ، وارد پایگاه کنار یک انبار غاری شدم که مجموعه در آن ذخیره شده است. مثل این بود که یک کپسول را برای یک زمان بسیار تاریک باز کنید.

آثار فورت بلوآیر آنقدر فاقد تفاوت های ظریف و کنایه است که می تواند به کیچ نزدیک شود.عکس از رابرت سی سانچز
در سال 1982 ، كنگره تصميم گرفت كه مي تواند هر هنري را كه به وضوح تجليل از رايش را تحسين نكرد ، برگرداند.عکس از رابرت سی سانچز

بیشتر تبلیغات نازی ها کوتاه مدت بود: پوسترها و آگهی هایی که برای تولید انبوه و توزیع سریع طراحی شده اند. این نقاشی ها که در قفسه های فلزی مرتفع در انبار فورت بلووار ذخیره شده بود ، بخشی از یک پروژه مختلف بود که برای دادن شکارچیان رایش از گیاهان بالایی برخوردار بود. یکی از مشهورترین آثار ، پرچمدار است که یک سال پس از به قدرت رسیدن هیتلر توسط هوبرت لانزینگر نقاشی شده است. در آن فورر سوار بر یک اسب سیاه ، زره پوش براق و حمل پرچم نازی به تصویر کشیده شده است. سارا فورگی ، سرپرست اصلی ارتش در مقابل نقاشی ، به من گفت: “هیتلر مانند یک شوالیه توتونیک است.” “این نشان می دهد که ارتباطی میان رایش سوم و گذشته فئودالی آلمان وجود دارد.”

هنگامی که هیتلر کنترل آلمان را بدست گرفت ، در سال 1933 پیچیده ترین هنرمندان مدرنیست جهان را در خود جای داد. نازی ها آنها را تحقیر می کردند. مایکل اچ کاتر ، مورخ و نویسنده کتاب “فرهنگ در آلمان نازی” گفت: “هرگونه انحراف در رنگ ، نسبت ، شکل ، اندازه – چیزی شبیه به آن کاتا بود.” (این دیدگاه حتی به موسیقی نیز کشیده می شد ؛ نازی ها از جاز به دلیل ادعای کمبود ملودی و تأکید بر بداهه بدش می آمدند.) کاتر گفت: “نازی ها اشاره کردند که مدرنیسم یهودی است ، و این میوه یک ذهن آشفته است.”

از دید هیتلر ، هنر باید عمومی باشد ، جشن زندگی روستایی ، خانواده سنتی و آرمان آریایی. در سال 1937 ، او به مخاطبان نمایشگاه بزرگ هنر آلمان گفت که “کوبیسم ، دادائیسم ، آینده گرایی ، امپرسیونیسم و ​​غیره. آنها هیچ ارتباطی با مردم آلمان ما ندارند. ” به امید اثبات فساد هنر “منحط” ، نازی ها نمایشگاه عظیمی را تشکیل دادند که حاوی آثاری از ارنست لودویگ کرچنر ، پاول کلی و دیگر غول های آن دوره بود. در سالهای بعد ، مردم هیتلر هنری را که به خواست رئالیسم پایبند نبود ، تحریم یا نابود کردند. آنها آثاری از پابلو پیكاسو ، مارك شاگال و واسیلی كاندینسكی را مصادره كردند. همانطور که نازی ها سرزمینی را اشغال می کردند و هنری را فرماندهی می کردند ، آنها نقاشی های بزرگ جلوه دهنده نازی ها را جایگزین آن کردند. همانطور که گیلکی می گوید ، “غارت سیستماتیک کلیه مکانهای فرهنگی قابل جابجایی در مکان های مهاجم به سرزمین های آلمان توسط آلمان ها با نمایشگاه هایی که ورماخت قدرتمند را تبلیغ می کردند جبران شد.”

حامل پرچم ، توسط هوبرت لانزینگر (حدود 1935).یک اثر هنری از هوبرت لانزینگر

نازی ها تمایل دارند استدلال های خود را نه با ظرافت بلکه با مقیاس ارائه دهند. “پرچمدار” ، عکسی از هیتلر سوار بر اسب ، به اندازه یک تلویزیون در یک بار ورزشی است. با نگاهی به آن ، می توانید تصور کنید که چگونه یک آلمانی معمولی ، که ممکن است توسط نازی ها ترسیده باشد و هنوز کاملا از ماهیت واقعی آنها آگاهی ندارد ، پناهنده شود. برای دیگر بینندگان ، این تصویر با اندازه باشکوه و تفاوت های ظریف افسانه ای ، مانند یک توهین خوانده می شود. سوراخ دندانه ای روی بوم وجود دارد ، انگار چشم چپ هیتلر حفر شده باشد. پس از جنگ ، یک سرباز آمریکایی از ارتش سوم در یکی از عقب نشینی های هیتلر با نقاشی روبرو شد و سرنیزه خود را از آن عبور داد. متصدیان تصمیم گرفتند آن را به حال خود رها کنند.

کارهای فورت بلووار جدی است و گاها اجرا شده ، اما به قدری فاقد تفاوت های ظریف و کنایه است که می تواند به کیچ نزدیک شود. “در آغاز کلمه بود” که در سال 1937 توسط هرمان اتو هویر نقاشی شد ، هیتلر را نشان می دهد که با یک اتاق طرفداران پرشور صحبت می کند. او لباس غیرنظامی می پوشد و جوان به نظر می رسد. این نقاشی او را در حین Beer Hall Putsch ، کودتای نافرجام وی در مونیخ در سال 1923 به تصویر می کشد ، که باعث شد او و بسیاری از طرفدارانش در زندان به سر ببرند. هیتلر و شنوندگانش توسط سایه احاطه شده اند ، اما به سبک نور نور آنها ، چهره آنها چنان می درخشد که گویی توسط نور الهی ضربه خورده است. هیتلر آنقدر این نقاشی را دوست داشت که آن را خریداری کرد. فرگی گفت: “این هنرمند بدیهی است که می دانست چه کاری انجام می دهد.” در حالی که همدلی سیاسی بسیاری از هنرمندان استخدام شده توسط نازی ها ناشناخته بود ، اما برای هویر کاملاً مشخص بود. او عضوی از حزب نازی بود.

هدف از همه تبلیغات پنهان کردن حقیقت است ، اما دو نقاشی ناخواسته افول پروژه نازی را برجسته می کند. اولین “هیتلر در جبهه” توسط امیل شیبه در سال 1942 ، حدود یک سال پس از حمله هجوم برانگیزانه هیتلر به اتحاد جماهیر شوروی ، توسط Emil Scheibe نقاشی شد. این یک فورر شناور را نشان می دهد که توسط جمعیتی از سربازان آلمانی احاطه شده است – آریایی های جوان و فرسوده ای که با پرستش به او نگاه می کنند. دومین اثر ، مبارزان از جبهه شرقی ، نوشته ویلهلم ساوتر ، دو سال بعد با دفع نازی ها توسط ارتش شوروی نقاشی شد. سربازان این خط اگر هنوز بدون شیب باشند خسته و ضرب و شتم می شوند. پیام به آلمانی ها روشن است: جنگ دشوارتر از آن است که تصور می کردیم ، اما سربازان ما قابل تسخیر نیستند. طولی نکشید که هیتلر خودکشی کرد و رژیم نازی سرنگون شد.

“هیتلر در جبهه” ، توسط امیل شیبه (1942).یک اثر هنری از امیل شیبه
“در آغاز کلمه بود” ، نوشته هرمان اتو هویر (1937).کاری از هرمان اتو هویر

در کنفرانس پوتسدام پس از پایان جنگ در اروپا ، ترومن ، چرچیل و استالین تصمیم گرفتند که باید هنر و تبلیغات نازی ها را دستگیر کرد تا از این امر به احیای فاشیست دامن بزند. آن وقت بود که جیلی تماس گرفت. کارهای او مشابه کار The Monuments بود ، که سوits استفاده های آن برای بازگرداندن هزاران اثر هنری غارت شده توسط نازی ها در کتابی از رابرت ام. ادسل و فیلمی به کارگردانی جورج کلونی ثبت شد.

گیلکی کار بی وقفه ، آلمان و اتریش را جستجو کرد. در بسیاری از موارد ، وی گفت ، نازی ها سعی داشتند آثار را تا روز کاپیتولاسیون آلمان پنهان کنند. او نقاشی های پنهان شده در قلعه باواریا ، پول نقد دیگر را در یک بازار سیاه در حاشیه دانوب و حدود هزار اثر تحت حفاظت یک سرهنگ در منطقه روسیه یافت. وی در گزارشی توصیف صریح و روشنی از نحوه رانده شدن هنر نازی از قطار ارائه داد: در مجموع ، گیلکی هشت هزار و هفتصد و بیست و دو نقاشی ، نقاشی و طرح تهیه شده توسط حدود سیصد و شصت و نه هنرمند آلمانی را جمع آوری کرد.

هنگامی که این مجموعه به دست آمریکایی ها درآمد ، مجموعه ای از ساختمان دولت به یک ساختمان دولتی منتقل می شود ، با دقت نگهداری شده اما به سختی قابل مشاهده است. در سال 1950 ، حدود ششصد قطعه بی ضرر محسوب شده و به آلمان غربی آن زمان بازگردانده شد. در سال 1982 ، كنگره تصميم گرفت كه مي تواند هر هنري را كه به وضوح تجليل از رايش را تحسين نكرد ، برگرداند. معلوم شد که اینها همه به جز سیصد و بیست و هفت قطعه است که بسیار نادرست و حامی نازی ها به شمار می رفت که قابل استفاده نیست. دویست و پنجاه و نه موضوع دیگر برای اهداف آموزشی محفوظ بود. این قطعات شامل قطعاتی از ژانر معروف به هنرهای رزمی است که در آن هنرمندان برای به دست آوردن درام میدان جنگ ، ورماخت را همراهی می کنند. (ارتش ایالات متحده همچنین هنرمندان را به این رشته می فرستد و هنوز هم می فرستد.)

از میان صدها قطعه موجود در فورت بلوور ، جالب ترین آنها چهار آبرنگ هیتلر است. در طول جنگ جهانی اول ، هنگامی که او به عنوان یک پیاده نظام خدمت می کرد ، او کاغذ حمل می کرد و اغلب اوقات فراغت خود را با نقاشی می گذراند – بقایای رویای اولیه او برای موفقیت به عنوان یک هنرمند. هیتلر در جوانی دو بار به دلیل پذیرش در آکادمی هنرهای زیبا در وین رد شد و کار در فورت بلوور درک دلیل این امر را آسان تر کرد. این نقاشی ، بدون دید شخصی یا سهولت لمس ، پر زحمت اما تزلزل ناپذیر است. بیشتر این قطعات صحنه های خیابانی نوستالژیک هستند ، مانند چیزی که می تواند در مطب دندانپزشکی آویزان شود – با این تفاوت که خیابان ها به طرز شومی از مردم خالی هستند. فرگی گفت: “هیتلر نمی توانست شکل انسانی را ترسیم کند.” یکی از این آثار ، «راه آهن خاکریز» ، اثری قهوه ای ، کمی امپرسیونیست از سال 1917 ، دو انسان را به تصویر می کشد ، اما چیزی بیش از لکه های تاریک نیست. طی سالهای گذشته ، ارتش قطعاتی از این مجموعه را به موزه اهدا کرده است ، اما متصدیان رنگ آمیزی آبرنگ هیتلر را نمی خواهند. فرگی گفت: “آنها فقط به دلیل ساخت آنها جالب هستند.”

ایالات متحده چه مدت دیگر کارهای نازی ها را نگه می دارد؟ بر اساس توافق نامه پوتسدام ، نقش ایالات متحده استفاده از آثار بود ، نه تخریب آنها. آلمانی ها هرگز نمی خواستند که آنها برگردند ، به این پیشنهاد که آنها می توانند سالهای زیادی در یک انبار حبس شوند. فورگی فکر می کند این ممکن است چیز بدی نباشد. وی گفت: “منطق سال 1945 این بود که ما این آثار را در اختیار داریم تا آنها را از دست خطرناک دور نکنیم.” “ترس از این بود که تجدید حیات نازیسم اتفاق بیفتد. به جهان امروز نگاه کنید. به نظر می رسد این توجیه در سال 2020 معتبرتر از مدتها قبل باشد. “

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir