[ad_1]

اگر تصویری از شهردار سابق نیویورک ، دیوید دینكینز ، در حال مبارزات انتخاباتی یا بالا و پایین رفتن از پله های تالار شهر وجود دارد ، خوب است كه در این تصویر آرنی سگارا ، معمولاً نزدیك به پاشنه های دینكینز ، نشان داده شده باشد. او مردی لاغر و بلند قامت است ، با حوله ، موهای تیره ، چانه ای بیرون زده و صورتی زیبا که به نظر می رسد چندین ضربه به او وارد شده است. او می تواند چتری را روی فرهای خاکستری شهردار یا یک بسته ضخیم از اسناد نگه دارد. عنوان رسمی سگارا دستیار ویژه شهردار بود. امروزه ، احتمالاً او را مردی با جسمی جسمی ، مردی که رئیسش آنچه را که لازم دارد ، تضمین می کند و راهی را برای اطمینان از عدم تعجب برمی دارد.

دینکینز و سگارا برای اولین بار در سال 1967 ملاقات کردند ، زمانی که سگارا در City Hall به عنوان رابط جامعه شهردار جان لیندزی کار می کرد. یک همکار پیشنهاد ملاقات با دینکینز ، فارغ التحصیل رشته حقوق از هاوارد و بروکلین را داشت که در مجلس ایالت نیویورک خدمت می کرد. سگارا ، که پورتوریکویی است و به عنوان یک فعال جامعه در شرق هارلم آغاز شده است ، گفت که او روحیه خویشاوندی را در دینکینز تشخیص می دهد. “او این شهر را درک کرد. وی به من گفت که می خواهد برای کل شهر کار کند ، تا صدایی برای چهره های پنهان ناشناخته باشد. “هفته گذشته سگارا ، هفتاد و هشت ساله ، از آپارتمان خود در دهکده غربی ، جایی که سوار بر همه گیر بود ، به یاد می آورد. . این آغاز دوستی پنجاه و سه ساله بود که ماه گذشته با پایان یافتن دینكینس ، كه یك دوره شهردارى نیویورك را از سال 1990 تا 1993 بر عهده داشت ، در سن نود و سه سالگی درگذشت.

اولین شهردار سیاه پوست نیویورک این ایده بود که تعداد معدودی از مردم مبارز هستند. او مردی جسورتر و پست تر ، مiteدب بود ، صبح هایش با یک دور تنیس شروع می شد و غروب های او غالباً شامل یک مراسم با کراوات سیاه بود. او که سابقاً تفنگدار دریایی بود ، تقریباً از همه که به عنوان “دوست” ملاقات می کرد ، سلام می کرد. اصلاحاتی که دینکینز انجام داد – مسکن بی خانمان ، ساعات طولانی تر برای کتابخانه ها ، مدارس ، کلینیک های بهداشتی و مراکز تفریحی – کیفیت زندگی را برای همه نیویورکی ها بهبود بخشیده است. اما خصومت افراد خشمگین از حضور مرد سیاه پوست در دفتر اصلی شهر همچنان یک خطر حرفه ای است. سگارا گفت: “پیام های نفرت به تالار شهر می ریزد.” “او همیشه تحت این فشار بوده است ، اما با مهربانی و مهربانی با آن برخورد کرده است.”

دینكینز تقریباً یك دهه به عنوان یك مقام شهری ، عمدتاً یك پست تشریفاتی خدمت كرده است ، اما هنوز هم فرصت هایی را برای بهبود شرایط افرادی كه از برابری محروم شده اند ، فراهم می كند. در اوایل نوزدهم و دهه هشتاد ، سگارا گفت که هنگامی که دینکینز تماس گرفت ، در دفتر خود ، در تالار شهر به دیدار دوست خود می رود. “او از تلفن پیاده شد و گفت:” بیا ، ما به بیمارستان کوه سینا می رویم. ” در بیمارستان ، دینكینس سگارا را به پایین سالن هدایت كرد و به اتاقی كه خواهران در آن بیرون جمع شده بودند منتقل كرد. سگارا به یاد آورد ، “آنها شروع به گفتن دیو می کنند ،” به آنجا نرو ، این بیمار این کار را کرد ایدز. شما می توانید مریض شوید – بمیرید. “مانع دینکینز نشد.” سگارا به یاد می آورد بیمار و شریک مرد او دینکینز را ترغیب کرده بود که با آنها ازدواج کند. این یکی از نقاط قوت اصلی دینکینز به عنوان یک مقام شهرستانی و آیینی بود که او دوست داشت. وی ادامه مراسم را در بالین بیمار انجام داد. سگارا گفت: “البته آن وقت قانونی نبود.” “اما او می خواست این کار را برای آنها انجام دهد.”

آرنی سگارا درباره رئیس سابق خود گفت: “او این شهر را درک کرد.” دینکینز در نوامبر در سن نود و سه سالگی درگذشت.عکس استیو مک / عالمی

سفر دینکینز به تالار شهر با انتخاب وی در سال 1985 به عنوان رئیس جمهور منهتن آغاز شد. Segara یکی از اولین اجاره های او بود. یکی دیگر از دستیاران اصلی یک سازمان دهنده کار باسابقه به نام بیل لینچ بود که به دینکینی محتاط کمک کرد تا به عنوان نامزد شهرداری انتخاب شود. عملکرد محلی جسی جکسون در مسابقات قهرمانی حزب دموکرات 1988 به وی کمک کرد تا تصمیم بگیرد.

دینکینز در جریان مبارزات اصلی خود برای شهردار بود که شهر توسط یک قتل متحیر شد. در 23 آگوست 1989 ، گروهی از سفیدپوستان با خفاش ها پسر 16 ساله سیاه پوستی به نام یوسف هاوکینز را در محله عمدتا سفید پوستان بنسونورست ، بروکلین مورد ضرب و شتم قرار دادند و به ضرب گلوله کشته شدند. پس از ترور ، دینكینز برای دیدار با رهبران غیرنظامی به محله رفت. سگارا به یاد آورد ، “ما در خیابان قدم می زنیم و این افراد دنبال ما می آیند و فریاد می زنند ،” به آفریقا برگرد “. سگارا عصبی بود. دیو گفت: “نگران نباش ، متوجه شدم. “وقتی آنها به محلی رسیدند که دینکینز باید صحبت کند ، او به تعقیب کنندگان روی آورد. “اولین کلمات از دهان او این است که:” من نیز شهردار شما خواهم شد “. آن وقت فقط این سکوت بود. “

وعده دینكینس برای نجات زخم های نژادی در شهر به وی كمك كرد تا در دوره ابتدایی بیش از سه دوره اد كخ پیروز شود ، كه در پاسخ به درگیری های نژادی در شهر به سختی زمین خورد و سومین دوره وی نیز با رسوایی بزرگ فساد شهری مورد آزار و اذیت قرار گرفت. در انتخابات عمومی ، دینکینز رودی جولیانی ، جمهوری خواه را که به عنوان دادستان فدرال شلوغ شناخته شد و شخصیت های ارشد را در این رسوایی محکوم کرد ، به سختی شکست داد.

اما حتی به عنوان شهردار ، دینکینز اغلب در محله های سفید شهر با نفرت نژادی روبرو می شد. او بیش از یک سال در تالار شهر خدمت کرده بود که در مارس 1991 به جزیره استاتن رفت ، یک محله عمدتا سفیدپوستان که با اکثریت آرا به رژه جولیانی در رژه محلی روز سنت پاتریک رأی داد. چند تن از ناظران رژه به گرمی از او استقبال کردند و به او آغوش کشیدند. اما سگارا به یاد آورد که استهزا و تمسخر نژادی وجود دارد. سگارا گفت: “مردی نوزادی را در آغوش گرفته و فریاد می کشد:” نگرو ، برو خانه “. “دیو به سمت مرد می رود.” او به او گفت: “در صورتم بگو.” مرد فقط آنجا ایستاده بود. و دیو می گوید: “چگونه می توانید در حالی که کودک خود را در آغوش دارید چنین چیزی را بگویید؟”

سگارا گفت: “وقتی او می خواست باشد ، او یک تفنگدار دریایی سر سخت بود.” “وقتی او چهره خاصی داشت ، فقط متوقف شدی.”

عموم مردم به ندرت متوجه این سمت از دینکینز در طول سالهای حضور وی در تالار شهر شدند. او بیشتر به دلیل ذخیره روانی و عدم تمایل به بلند کردن صدا شناخته می شد. در شهری که گستاخی کوچ را جشن می گیرد ، تحمل او اغلب به کمرویی یا ضعف تعبیر می شد. این امر به ویژه پس از شورش های تاج کراون در سال 1991 اتفاق افتاد ، هنگامی که اتومبیلی در اتومبیلرانی Rebate Lubavitcher ، رهبر جمعیت زیادی از یهودیان ارتدکس در این محله ، به دو کودک سیاه پوست برخورد کرد و یکی از آنها را کشت. همانطور که دینکینز بعداً اعتراف کرد ، پلیس خیلی آرام واکنش نشان داد. یک خاخام دانشجو در جریان شورش با ضربات چاقو کشته شد ، حادثه ای که سالن شهر وی را تعیین می کند.

نزدیکترین خشم مردم در شهردار در سپتامبر 1992 بود ، زمانی که هزاران افسر پلیس شهر سفیدپوست در اعتراض به تلاش های دینکینز برای اجازه دادن به غیرنظامیان برای رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات ، در یک تظاهرات ضد شورش و آشامیدنی در تالار شهر اقدام کردند. پلیس. پلیس های خدمات ترافیک را در پل بروکلین متوقف کردند ، از موانع عبور برای عبور از پله های شهر گذشتند ، به یک زن سیاه پوست تهمت نژادی زدند و تابلوهایی در محکومیت شهردار داشتند. در یکی از آنها آمده است: “دینکینی ، ما رنگ واقعی شما – موهای زرد را می دانیم”. وی خواند: “متصدی را به پایین توالت بیندازید.” جولیانی از روی سکو با رهبران اتحادیه پلیس صحبت کرد و از جمعیت استقبال کرد. وی فریاد زد ، تلاش های دینكینز برای اصلاح پلیس “مزخرف” بود.

دینکینز در جریان شورش کوچک در تالار شهر غایب بود ، اما هنگام بازگشت آزرده خاطر شد. “او لرزید. واکنش او این بود که این فقط نژادپرستانه است. ” هنوز هم دینكینز به دنبال شرایطی بود كه احساسات او را نرمتر كند. وی به مطبوعات گفت ، اعتراض پلیس “مرز با خیال بافی است”. به گفته وی ، جولیانی “در حال استفاده از شرایط شکننده در شهر ما برای منافع سیاسی خود است.”

سال بعد ، وقتی جولیانی دوره دوم خود را به عنوان شهردار برگزار کرد ، جرم و جنایت موضوع اصلی او بود. با این حال ، نژاد اغلب به نظر می رسید زیرمجموعه او باشد. وی در پایان کارزار چندین بار گفت: “هیچ گروهی نمی تواند کل دستور کار خود را داشته باشد” ، این فرض نامطمئن است که دینکینس به نفع نیویورکی های سیاه پوست است. جولیانی ادعا می کند که شهردار به پلیس خم شد و در مجازات مجرمان ناکام ماند. در واقع ، به لطف تلاش های دینكینز برای آوردن پنج هزار افسر پلیس دیگر به خیابان ها و استخدام یك کمیسر پلیس توانمند جدید به نام ری کلی ، برای اولین بار در سالهای گذشته جنایت شروع به سقوط کرد.

نتایج دوباره نزدیک بود ، اما این بار جولیانی پنجاه و سه هزار رای پیش بود. وقتی انتخابات برگزار شد ، سگارا به همراه دینكینز در یك اتاق شلوغ در هتل شرایتون نیویورك در خیابان هفتم بود. در طول روز گزارش هایی مبنی بر حضور افسران پلیس غیر شاغل در برخی مراکز اخذ رأی اعلام شد و به رأی دهندگان هشدار داد که به دلیل رأی گیری غیرقانونی در معرض خطر اخراج هستند. برخی از حاضران از دینکینز خواستار سرشماری شدند. سگارا به یاد آورد که دینکینس سرش را تکان داد و گفت: “نه ، من شهری تقسیم شده نمی خواهم.” سپس شهردار مغلوب به طبقه پایین رفت و از طرفداران خود خواست تا به جولیانی “بهترین شهردار ممکن” کمک کنند. او به آنها گفت که وقت حرکت است. وی گفت: “ما تاریخ را ساختیم.” “هیچ وقت هیچ چیز نمی تواند آن را از ما بگیرد.”

دینکینز پس از سالها حضور در تالار شهر ، بی سر و صدا خود را به عنوان یک دولتمرد غیرنظامی معرفی کرد. وی در دانشکده روابط بین الملل و روابط عمومی کلمبیا تدریس کرد که بعداً کرسی ای به نام وی افزود. وی همچنین میزبان برنامه گفتگوی گفتگوی “گفتگو با دینکینی” در ایستگاه WLIB سیاه پوستان بود و خاطرات خود را در مورد حرفه خود نوشت. او همچنین به بازی تنیس ادامه داد ، و به دوضرب روی آورد ، که به گفته دوستش در سن او آسان تر بود ، و نام خود را به دلایل متعددی که خواستار تأیید او بودند ، داد. در سال 2015 ، به احترام وی ، ساختمان شهرداری ، جایی که وی به عنوان دبیر دفتر و رئیس منطقه کار می کرد ، تغییر نام یافت. دینكینس در جمع به مخاطبان كوچك این مراسم گفت كه او تلاش كرده است تا به دفاع از “دولتی بپردازد كه همه ما را برتری می بخشد و هیچ كدام از ما را نمی زند ، و این باعث دلگرمی و دلسردی نمی شود”.

سگارا با رئیس سابق خود نزدیک بود ، حداقل هفته ای یک بار صحبت می کرد و کریسمس را با هم جشن می گرفت. در ماه اکتبر ، او در پی مرگ همسرش ، جویس ، در سن هشتاد و نه سالگی ، خواستار تسلیت دینکینز شد. این زوج شصت و هفت سال ازدواج کرده بودند. سگارا گفت: “صدای او کمی شکسته شد ، اما او ایستاد.” چند روز قبل از مرگ دینکینز ، در 23 نوامبر ، دو دوست قدیمی قصد داشتند برای شنبه آینده از یک ملاقات اجتماعی دور استفاده کنند. سگارا به من گفت: “او گفت ، پس دوستت می بینمت.” “

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir