[ad_1]

اولین باری که یاد ملاقات با جیمی راسکین افتادم ، هوا تاریک بود و ما بالای پله های بزرگ کتابخانه هاروارد ایستاده بودیم و دریای شمع ها را نگاه می کردیم. من گزارشگر برای رنگ بنفش، دانشجو روزانه ؛ او یک سازمان سطح پایین مخالف دخالت دولت ریگان در آمریکای مرکزی بود و تازه یک تجمع عظیم در دادگاه هاروارد برگزار کرده بود. او سخنرانی سوزان و قدرتمندی ایراد کرده بود. جمعیت دانش آموزان ، مخاطبان آسان ، غرش و غرش نکردند.

روز پنجشنبه هنگامی که گوش می دادم به راسکین ، نماینده حزب دموکرات ناحیه هشتم مریلند ، در حال آماده سازی کیفرخواست در دومین دادگاه استیضاح دونالد ترامپ بود ، به آن لحظه فکر کردم. راسکین روز سه شنبه با یک سخنرانی پرشور و شخصی که اعضای خانواده اش را در پنهان کردن از شورشیان در پایتخت در 6 ژانویه توصیف می کرد ، این استدلال ها را کشف کرد. آن به اندازه سخنرانی او در شب گذشته کمبریج بسیار قدرتمند و م effectiveثر بود. اما سخنرانی وی در روز پنجشنبه از اهمیت بیشتری برخوردار بود: من فکر می کنم این یک دفاع کلاسیک از تاریخ آمریکا ، حتی از انحصار تاریخ آمریکا بود. اینکه او به چپ رها شده است – از آنجا که راسکین عمدتاً یک چپ است – برای مطرح کردن این قضیه گفتنی است. اگرچه آنها دائماً به تضعیف غرور آمریکا ، کوچک شمردن تاریخ آمریکا متهم می شوند ، اما این مترقیان هستند که در واقع تاریخ ملت را درک می کنند.

راسکین در سمت چپ بزرگ شد – پدرش مارکوس ، پس از چند سال ابتدایی در دولت کندی ، از تأسیس ، به همراه ریچارد بارنت ، مهمترین اتاق فکر مترقی ، موسسه مطالعات سیاسی خودداری کرد. مارکوس نماینده سرسخت جنبش ضد جنگ بود – وی با ویراستاری مشترک The Vietnam Reader که در سراسر کشور برای تدریس مورد استفاده قرار می گرفت ، همراه با دکتر اسپاک و ویلیام اسلون کشتی به دادگاه رفت و خواستار مقاومت شد. به پروژه وقتی دانیل الزبرگ اسناد پنتاگون را به سرقت برد ، آنها را به راسکین لین تحویل داد. بعداً مارکوس راسکین ریاست گروهی را بر عهده داشت که کمپین انجماد هسته ای را رهبری می کرد.

به عنوان پدر ، به عنوان پسر. جیمی راسکین ، استاد سابق حقوق و ساکن پارک تاکوما در مریلند (معروف به پارک گرانولا ، برکلی در شرق) ، مشاور عمومی ائتلاف رنگین کمان جسی جکسون بود. در اوایل این هفته ، مشهورترین اظهارات عمومی وی در سال 2006 مطرح شد ، هنگامی که در هنگام بحث در مورد حقوق همجنسگرایان ، وی به سناتور ایالت جمهوری خواه یادآوری کرد که “هنگامی که سوگند یاد می کنید ، دست خود را بر کتاب مقدس بگذارید و سوگند یاد کنید که قانون اساسی را حفظ کنید.” شما دستی بر قانون اساسی نگذاشته اید و سوگند یاد کرده اید که از کتاب مقدس حمایت کنید. ” بعداً در همان سال ، راسکین به سنا در مریلند انتخاب شد و در آنجا برای قانونی کردن ازدواج همجنسگرایان و ماری جوانا کار کرد.

راسکین در سخنرانی پایانی روز پنجشنبه با سخنرانی در برابر گتیسبورگ و اعلامیه استقلال به قانون اساسی بازگشت. وی خاطرنشان كرد كه دموكراسی – حكومت ، توسط و برای مردم – در این سیاره استثنا است و همیشه نیز وجود داشته است. البته کشور ما از ابتدا کاملاً ناقص بود و کاملاً ناقص باقی مانده است: “جمهوری برده” ، همانطور که راسکین گفت ، هنوز مکانی است که جورج فلوید می تواند توسط مقامات در روز روشن کشته شود. راسکین تأکید کرد ، اما بینش اساسی بنیانگذاران ، این ایده که “همه مردم برابر هستند” ، دموکراسی چند قومی مشروطه ، حسادت جهان. وی گفت: “این بنیانگذاران در آغاز ترس زیادی داشتند.” رئیس جمهورها ظالم می شوند و می خواهند پادشاه شوند. “بنابراین ، وی توضیح داد ، آنها در ماده 2 قانون اساسی سوگند یاد كردند و از رئیس جمهور خواستند كه حمایت كند و دقیقاً از این سند دفاع می کند.

وقتی گوش می دادم ، داستان کلاسیک رادیکالیسم انقلاب آمریکا توسط گوردون وود ، که در سال 1991 منتشر شد ، به یادم آمد و این استدلال که امروز دشوار است فهمید چه گسست قابل توجهی از تأسیس گذشته این ملت ارائه کرد: “زندگی در جامعه سلطنتی بیش از هر چیز به معنای تبعیت پادشاه است. این وضعیت سیاسی ساده ای نبود ، اما دارای انواع پیامدهای اجتماعی ، فرهنگی و حتی روانی بود. جهان منظم و سلسله مراتبی بود ؛ هر شخص “بهتر” های خود را داشت و این شرط بندی ها از قدرت مردسالاری استفاده می کردند. جایگزینی قدرت موروثی با شایستگی ؛ این ایده که ما می توانیم خودمان را اداره کنیم ؛ مردم عادی می توانند به حکومت حکومت بپردازند ، اما وقتی که برخیزند ، آنها نمی توانند اطاعت از دیگران را مجبور کنند – این ایده های بزرگ آمریکایی بود که هرگز به طور کامل تحقق نیافته بود ، اما همیشه به عنوان ایده آل مورد احترام بود.

در حالی که ، البته ، دونالد ترامپ: مردی که گفت من می توانم مشکلات ملت ما را “خودم” حل کنم. مردی که اصرار داشت قانون اساسی به او “حق انجام هر کاری را که من می خواهم” داده است. مردی که خانواده اش را در موقعیت هایی با قدرت بالا قرار داده و از پرونده های دولتی برای مرتب کردن جیب های خود استفاده می کند. مردی که سرانجام خود را بالاتر از سیستم خودگردانی ما قرار داد وقتی که سرانجام او را رد کرد ، حتی پس از آنکه دادگاه ها و ایالت ها فهمیدند که باخته است ، از مطابقت با نتیجه انتخابات امتناع ورزید. مردی که در 6 ژانویه تلاش کرد به این سابقه طولانی خودگردانی پایان دهد.

روز پنجشنبه ، راسکین ، با استدلال بازیگوشانه بر این باور که همه می دانستند نمی تواند پیروز شود ، مجبور شد وانمود کند که مخاطبان سناتور وی مفروضات او را در مورد دموکراسی به اشتراک می گذارند. اما ، البته ، بسیاری از آنها این کار را نکردند – بسیاری فقط برای حفظ موقعیت و امتیاز خود با ترامپ رفته بودند. آیا کسی وجود دارد که فکر کند نسخه 1776 از لیندسی گراهام در کنار سام آدامز و تام پین جنگیده است؟ بسیار ساده تر است که او را مردی گیج و گیج تصور کنیم که به خادمان دستور می دهد چمدان خانه خود را برای بازگشت به لندن با سایر توری ها بسته کنند. این واقعیت که اعضای حزبی که به ترامپ لیس می زدند ، خود را “جمهوری خواه” می نامیدند و وانمود می کردند که تابع بودن آنها حمله به “نخبگان” است ، یادآور قدرت این ایده است که آنها همه تلاش خود را برای تجزیه کردند.

باید دائماً با این امتیاز و رتبه و علاقه مخالفت کرد ، بنابراین پرونده راسکین برای تاریخ ساخته شد – پرونده ای علیه ترامپ و ترامپ بعدی و ترامپ بعد از آن ، اگر ما به اندازه یک کشور خوش شانس باشیم که این چالش ها را ببینیم. و اگر خوش شانس باشیم ، به این دلیل خواهد بود که نسل های جدید راسکینی همچنان با قدرت روبرو خواهند شد ، این بسیار سنتی است که به تاسیس ما برمی گردد. تاریخ آمریکا پر از زشتی است ، اما زیبایی نیز در هسته اصلی آن وجود دارد و این چیزی بود که روند این هفته را روشن کرد.


درباره حمله کاپیتول بیشتر بخوانید

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir