سالن انیمیشن و دوران طلایی جدید انیمیشن


اگرچه بودجه فیلم طبق استانداردهای پذیرفته شده اندك بود ، اما برای یك استودیوی كوچك مهم بود. در اوج تولید ، Cartoon Saloon هشتاد و پنج انیماتور را در Kilkenny استخدام می کند. خوشبختانه یانگ از جذابیت های کارآفرینی برخوردار بود. (مور به من گفت كه نگاه برادر آیدن از یانگ الهام گرفته شده است.) وی در یك گردهمایی صنعتی ، دیدیه برونر ، بنیانگذار یك استودیوی فرانسوی به نام Les Armateurs را افتتاح كرد كه در نهایت تهیه كننده فیلم بود و به توزیع بین المللی كمك كرد. منتقدان این فیلم را دوست داشتند و نامزد اسکار بهترین فیلم انیمیشن شد. او به “Up” پیکسار که بودجه بسیار بیشتری داشت ، شکست خورد.

پیت دکتر ، مدیر Up ، به من گفت که وقتی اولین بار راز Kells را دید ، تحت تأثیر چگونگی مقابله با روندهای رایج قرار گرفت. وی گفت: “در آن زمان ، همه چیز در مورد 3-D بود و به جای آن Cartoon Saloon از گرافیک استقبال می کرد. آنها این هواپیما را پذیرفتند – نه تنها صفحه سنت انیمیشن ، بلکه همچنین طراحی سلتیک و یکپارچه سازی این موارد به طرقی کاملاً غیرمنتظره ، بلکه بسیار پیچیده نیز بود. “در رویکرد استودیو برای شکل گیری ، او گفت که قدرت ضد فرهنگی را به رسمیت می شناسد.

هیچ کس انتظار نداشت یک فیلم کودک درباره نسخه های خطی شیر شاه بعدی باشد و هیچ کس هم ناامید نشد. (از طرف استودیو به من گفتند كه این فیلم حدود 2 میلیون دلار فروش داشته است.) بعد از پایان آن ، كارتون سالن در یك دفتر كوچك شد و به دوازده كاهش یافت. استوارت به استودیوی لایکا رفت ، تیم متوقف در نزدیکی پورتلند ، اورگان ، که همچنین اولین بازی خود را در سال 2009 ، نامزد اسکار Coralina انجام داد. مور به من گفت که هر کسی در Cartoon Saloon می تواند سوار پرواز لس آنجلس شود و در یک استودیوی بزرگ شغل پیدا کند. او مدتی به فکر انجام آن افتاد. وی گفت: “اما پس از اسکار ، من شروع به ملاقات با افرادی کردم که در Pixar و مکانهایی از این قبیل کار می کردند.” و آنها مانند این بودند: “مرد ، شما پسرها رویا را زندگی می کنید!” شما آنچه را همه می خواهند انجام می دهید و فیلم های خود را به روش خود می سازید. “

آسان نبود. این استودیو پروژه دیگری ندارد که بتواند برای جذب بودجه در توسعه باشد. یانگ ، مور و تومی مجبور شدند وام های شخصی بگیرند تا شرکت را سرپا نگه دارند. اما مور ایده ای داشت که زمانی که کالز هنوز در حال تولید بود به ذهن او خطور کرد. در تعطیلات در شهرستان کری ، او با پسرش که به تازگی ده ساله شده بود در ساحل مشغول طراحی نقاشی بود که وقتی چیزی شبیه سنگهای بزرگ می دیدند. وقتی نزدیک می شدند ، فهمیدند که اینها مهرهایی است که تا حد مرگ ذبح شده اند. بن ویران شد. این خانواده یک ویلا را از یک زن محلی اجاره کردند که توضیح می دهد ماهیگیران دلیل کاهش مهر ماهی ها را مهر و موم می کنند. مقصر واقعی ماهیگیری بیش از حد بود. در روزهای گذشته ، وی گفت ، کشتن یک مهر بدشانسی محسوب می شود.

این یادداشت مور را به یاد داستانهایی می انداخت که از کودکی درباره روستاییان ، موجودات افسانه ای از شکل انسانی به چاپی و بالعکس تغییر یافته بود. وی گفت: “هنگامی كه مردم این داستان ها را باور می كردند ، نگاه بهتری وجود داشت كه می توانست به جهان نگاه كند. وی با فیلمنامه نویس ایرلندی ، ویل کالینز ، داستانی در مورد پسری ده ساله به نام بن نوشت که همراه پدرش ، یک فرعون به نام کونور و خواهر کوچک به ظاهر خالی از سکنه اش ، سائورس در ساحل زندگی می کند. مادر آنها مفقود شده است. کانر که از غم و اندوه گم شده بود ، کودکان را به زندگی با مادربزرگ سلطه گر خود در دوبلین می فرستد. Saoirse بیمار می شود: او و مادرش ، بن کشف می کند ، روستایی هستند. سائورس و بن به ساحل سفر می کنند و در راه با گروهی از پری ها و یک جغد شوم به نام ماچا روبرو می شوند که احساسات را می دزدد و آنها را در کوزه ها نگه می دارد.

من “ترانه دریا” را بیش از یک بار با کودک هفت ساله ام تماشا کرده ام. پسر عموی او نقشی کوچک اما کلیدی در فیلم دارد – وقتی سرانجام Saoirse آهنگ تیتراژ را می خواند ، صدایی که می شنوی متعلق به خواهرزاده من لوسی اوکانل است ، اما پسرم نسبت به پیچ و تاب ستاره اش بی تفاوت است. از طرف دیگر ، او به شدت به صحنه ای واکنش نشان می دهد که بن با مسابقه ای روبرو می شود که سائورزه را اسیر کرده است. ماچا می گوید: “تو خیلی پر احساس هستی!” “من آنها را در چهره شما می بینم.” چیزهای زننده ، وحشتناک! این مسابقه توسط بازیگر بزرگ ایرلندی ، فیوناولا فلاناگان ، كه صدای مادربزرگ را نیز فراهم می كند ، ابراز شده است و این شخصیت از حیث درنده و مادرانه افسار گسیخته است. او با چشمان آتشین یک شکارچی به بن نگاه می کند و با دستان نرم و کشنده اش صورت او را نوازش می کند. به نظر می رسد همه اینها پسرم را تحت فشار قرار می دهد به گونه ای که اکثر کارتون هایی که تماشا می کند هرگز انجام نمی دهند زیرا دقیقاً کالیبره شده اند که چنین کاری نمی کنند. “آواز دریا” توجه او را جلب می کند ، اما به او تسلیم نمی شود. این فیلم از پویایی خبره تری نسبت به Kells برخوردار است ، اما بخشی از آن ساکت و مروج است.

“اگر من متحجر نشده بودم که به یک بیماری ناتوان کننده مبتلا شوم ، آن را به عزیزانم منتقل کنم و هفته ها در بیمارستان بستری شوم ، تکه ای از ذهنم را به او می دادم.”
کاریکاتور توسط لونی میلسپ

مور گفت: “اگر برگردی و بامبی را تماشا کنی ، بسیار کند و غنایی است.” “این یک شعر کمی لحن از یک فیلم است ، در مقایسه با کاری که دیزنی اکنون با داستان علمی خود انجام می دهد ، جایی که هر ده دقیقه اتفاقی می افتد که شخصیت را به بیت بعدی منتقل می کند. اکنون یک فرمول کاملاً واضح برای نگهداری کودکان وجود دارد. “Cartoon Saloon این فرمول را نادیده نمی گیرد – استودیو داستان های ماجراجویی با شخصیت های کودکانه می سازد که قوس های واضحی از روایت را دنبال می کنند. اما فیلم های آن فضای بیننده را به خواب و سرگردانی می دهد.

“آواز دریا” دومین نامزدی اسکار در Cartoon Saloon را به دست آورد و بیش از دو برابر “Kells” در گیشه برنده شد. این بار جریان نقدی وجود داشت. گری شیران ، کارمند سابق تولید سالیوان بلوث که اکنون مدیرعامل سالن کارتون است ، گفت: “ما آمازون را مجبور کردیم که چک بزرگی را تجویز کند ، بدون اینکه مجبور باشیم خیلی از کارهای توزیع را انجام دهیم.” روزها قبل از اعلام نامزدی اسکار ، این استودیو دومین مجموعه تلویزیونی “Puffin Rock” را که توسط مور و یانگ با لیلی برنارد ، آن زمان هنرمند پس زمینه در استودیو ساخته شده بود ، منتشر کرد. یک نمایش پافین مسالمت آمیز به نام اوونا و ماجراهای لطیف او در یک جزیره کوچک به یک ضربه غافلگیرکننده در سیستم عامل جریان چینی Tencent Video تبدیل شد ، جایی که در شش هفته اول پنجاه و پنج میلیون بار بازدید شد. او دو فصل دوام آورد ، نامزد جایزه امی شد و اکنون در Netflix است. شانزده سال بعد ، Cartoon Saloon با چیزی مانند ثبات تجارت روبرو شده است.

تابستان سال گذشته ، اندکی پس از رفع محدودیت های سفر داخلی در ایرلند ، من در یکی از سه دفتر استودیو در کیلکنی با پل یانگ ، که اکنون عینکی چهار چشم با ریش قرمز تمیز داشت ، ملاقات کردم. تقریباً خالی بود – تقریباً همه انیماتورها هنوز از خانه کار می کردند. همانطور که از بخش IT عبور می کردیم ، یانگ مصنوعی را از قفسه بیرون کشید. اونا بود سال آینده همزمان با اکران فیلم “Rock Puffin” یک سری از اسباب بازی های مخمل خواب دار تولید می شوند. یانگ گفت که تولید کننده نمونه اولیه دارای استانداردهای سختگیرانه ای برای پایداری و تجارت منصفانه است. بعداً مور همان حرف را به من زد ، اما در مورد چشم انداز تنوع تجارت قاطع بود. وی گفت: “من قبلاً تمام این مدل مصرف پایدار را می خریدم ، اما دیگر آن را چنین نمی بینم. شما می دانید ، “هیچ مصرف اخلاقی در سرمایه داری وجود ندارد” و همه اینها. “

در ابتدا ، مور سالن کارتون را نوعی همکاری هنرمندان تصور می کرد. مور گفت ، ساختار واقعی آن بیش از این شرکتی است – عمدتا ، به گفته مور ، زیرا مردم ترجیح می دهند حقوق منظم و “گافی که می توانند در روز جمعه با یک پیمانه شکایت کنند”. باید بین فرصت های تجاری ارائه شده توسط یک استودیوی موفق و بینشی که در وهله اول مور را به سمت کار سوق داده است ، تنش وجود داشته باشد.

این امید به روح ، همانطور که همه به من گفتند ، در فرهنگ استودیو زندگی می کند. لوئیز باگنال ، که هشت سال پیش ، در اواخر بیست سالگی خود برای کار به آنجا رفته بود ، گفت که تقریباً به محض استخدام ، او را تشویق می کند تا ایده هایی را برای کارهایی که می خواهد انجام دهد ارائه دهد. مور و بنیانگذارانش نمی خواستند که Cartoon Saloon از رویکرد صنعتی که در سالیوان بلوث دیده بود استفاده کند. بانیال در حال کار بر روی انیمیشن “آواز دریا” و سپس در سومین فیلم سالن کارتون “برنده نان” به کارگردانی توومی است. فیلم نان آور در سال 2001 در کابل ساخته شد و بر اساس رمانی برای نویسندگان بزرگ کانادایی ، دبورا الیس ساخته شد ، در مورد دختری افغان است که وقتی پدرش به زندان طالبان می رود مجبور به امرار معاش می شود. یک فیلم با ساختار زیبا با هدف مخاطب مسن تر از بقیه ویژگی های استودیو ، دارای یک زبان بصری واضح ، با شخصیت های واضح تر و سبک واقع گرایانه تر است. این فیلم سومین تکان دادن متوالی اسکار در استودیو را به دست آورد. باگنال سال بعد برای فیلم کوتاهی که کارگردانی کرد به نام بعد از ظهر نامزد شد.

در حالی که مور ، به عنوان یک کارگردان ، هنر و تاریخ فیلم های خود را دست در دست توسعه می داد ، Tuomi ، Banyal آموخت ، ابتدا بر روی داستان تمرکز کرد. او زمان زیادی را صرف کارگردانی آن چیزی می کند که انیمیشن نامیده می شود – داستان خشن که قبل از شروع انیمیشن برای ویرایش استفاده می شود. او به طور سرزده داستان را دستکاری می کند ، و بسیاری از صداها را خودش می سازد. در اواسط تولید The Breadwinner ، وی به سرطان پستان مبتلا شد. او جمعه به شیمی درمانی می رفت و تا روز سه شنبه احساس خوبی داشت تا بتواند به کار خود برگردد. وی گفت: “این کار به من احساس عادی بودن می دهد.” “من می توانم به یک صحنه انیمیشن نگاه کنم و اگر مشکلی در آن وجود دارد ، می توانم آن را برطرف کنم.”

او در حال حاضر در حال کار بر روی اقتباسی از اژدهای پدر من است ، کتاب کودک 1948 نویسنده آمریکایی روت استایلز گانت. توسط نتفلیکس منتشر خواهد شد و بیشترین بودجه استودیو را تاکنون داشته است. باگنال دستیار کارگردان است. توومی ، شوهرش قبل از اینکه در خانه پدرش شود ، در Cartoon Saloon نیز در انیمیشن کار می کرد ، به من گفت که شکل گیری این استودیو توسط انیماتورهای نسل جوان انجام می شود که در برخی موارد با دیدن “راز” از حساسیت آنها مطلع می شد. از Kells “در کودکی. “یک چیز دایره ای عجیب در حال حاضر اتفاق می افتد که در آن اوایل تحت تأثیر ما قرار گرفته اند ، و سپس در این بین آنها از بسیاری از تأثیرات دیگر استفاده کرده و به خود تبدیل شده اند ، و سپس ما به نوبه خود تحت تأثیر آنها هستیم ، “او گفت. امروزه ، یکی از آرزوهای اصلی بنیانگذاران این است که استودیو زنده بماند و از تعهد خود نسبت به آن بیشتر شود.

هنگامی که بیماری همه گیر به ایرلند رسید ، Wolfwalkers در آخرین مراحل تولید در بهار بود. انیمیشن Cartoon Saloon که با دست نقاشی شده بود بیشتر کامل بود و یک گروه از اسکلت ها در Kilkenny جلوه های بصری را کامل کردند. نتیجه فیلم در جعبه بود. قطعات آوازی توسط خوانندگان در خانه های خود ضبط می شوند. کارمندان این استودیو در ایرلند از ابتدا با شرکای خارجی کار می کردند ، بنابراین زوم مدت ها قبل از اینکه به گفتگوی عمده جهانی در محل کار تبدیل شود ، برای آنها آشنا بود.

در برخی از اسطوره های قدیمی ایرلند ، مور “یک روش پانتهیستی بهتر و بهتر از نگاه به جهان” را پیدا می کند.هنوز هم با احترام به Cartoon Saloon

در اواخر تابستان ، سرانجام من شخصاً مور را برای ناهار در یک رستوران خالی از سکنه در یک پیاده روی کوتاه از یکی از دفاتر استودیو ملاقات کردم. او از آخرین باری که چهره اش را روی لپ تاپم دیدم ، او ریش موثری ایجاد کرده بود. وقتی منو را مطالعه می کردم ، او به زیرنویس زیر بخش گیاهخواران اشاره کرد: “با الهام از سالن کارتون”. وی توضیح داد که این شرکت پرسنل غیر گوشتخوار بیشتری نسبت به تجارت معمولی شما در کیلکنی دارد. او تازه از لمس های نهایی Wolfwalkers ، به همراه استوارت ، به یک استودیوی شریک در پاریس بازگشت. ناخن های او به رنگ خاکستری مات ، کار نوه اش ، به من گفت. دو سال پیش ، بن صاحب یک فرزند دختر شد و مور در چهل سالگی پدربزرگ شد. بدیهی است که این مسئله لذت زیادی را برای او به همراه داشت ، اما در ابتدا ، او به من گفت ، پذیرفتن این که پسرش در شرف به عهده گرفتن تمام مسئولیت های پدرانه بود برای او دشوار بود. سطوح مختلف اضطراب ، شخصی و سیاسی درگیر آنها شد: او شب را از خواب بیدار کرد و از تغییر آب و هوا و سرمایه داری و نوعی که نوه اش انتظار داشت وحشت داشت. سرانجام ، شیران او را به کناری انداخت ، و گفتگوی ملایمی در مورد منفی نگری که داشت وارد دفتر می کرد.


منبع: https://outsidenews.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>