سال ورود شری تورکل نیویورکر


در طبیعت ، نهنگ های قاتل گونه غالب ، شکارچیان عالی هستند که در یک دنیای بزرگ آبی در گروه های خانوادگی پیچیده حرکت می کنند. اما ، همانطور که لوری مارینو متخصص مغز و اعصاب توضیح داد ، آنها در اسارت متفاوت هستند. در یکنواختی نسبی یک زیستگاه مصنوعی ، با رشد اجتماعی آنها که با جدا شدن خانواده ها از بین رفته و سرگردانی آنها به یک مخزن خاص محدود می شود ، نهنگ های قاتل کمی دیوانه می شوند. سطح استرس آنها پرش می شود ، پره های پشتی آنها افت می کند ، مهارت های والدین کاهش می یابد. آنها خسته می شوند ، به خود آسیب می رسانند ، یکدیگر را می کشند. هزینه بسته شدن آنها وجود داخلی را کاهش می دهد.

انزوای همه گیر ما داوطلبانه ، نوع دوستانه و موقتی است. و با این حال ، پس از یک سال فاصله اجتماعی ، ممکن است ما مانند موجوداتی تنها به نظر برسیم که در مخازن خود شناور هستند. فناوری به برخی از ما امکان کار ، مطالعه ، خرید و برقراری ارتباط از خانه را داده است و لبه های خشن و طبیعی زندگی را با شیشه صاف روی صفحه نمایش خود عوض می کنیم. ما به دنیا آمدیم که شری ترکل ، جامعه شناس و روان شناس در انستیتوی فناوری ماساچوست ، برای دهه ها از آن تعریف می کند ، جهانی که در آن فناوری “معمار صمیمیت ما” است. ترکل با انتشار اولین کتاب خود ، “خود دوم” در سال 1984 ، تأکید مجدد بر رشد روزافزون ما برای بیان خود از طریق دستگاه ها و به تدریج با ظهور اینترنت ، سهولت در اشتباه گرفتن نحوه نگاه آنلاین افراد با کسانی که آنها واقعاً هستند. جاناتان فرانزن توركله را چنین توصیف می كند: “یك واقع گرای در میان نویسندگان داستان علمی ، یك انسان دوست ، اما نه دیوانه: بزرگ شده”. ممکن است بزرگسالان وسوسه شده باشند تصور کنند که او در اینترنت در مورد نوجوانان صحبت می کند. در واقع ، استدلال های او همیشه در مورد بقیه ما صدق می کند. اکنون ، بعد از چهار فصل زوم ، همه ما زندگی را روی صفحه داریم.

کار ترکل بر لحظات جایگزینی فناوری متمرکز است: نقاط عطف هنگامی که در ابتدا تبلیغاتی با عنوان “بهتر از هیچ چیز” تبلیغ می شود – به عنوان مثال ، متن ، وقتی برای تماس تلفنی وقت ندارد ، به عنوان مثال – گزینه برگزیده می شود. برای اثرگذاری ، بیشتر ناراحتی های روش های قدیمی را به یاد می آوریم و آنچه را که گم شده فراموش می کنیم. با ظهور تعداد بیشتری از این جایگزین ها ، ما به طور فزاینده ای از طریق کانال های محدود کننده دستگاه های خود زندگی می کنیم. آنچه روزگاری عادی بود – مثلاً یک ملاقات حضوری یا مکالمه رو در رو ، به جای چت تصویری – پس از ایجاد جایگزین “بدون اصطکاک” ناخوشایند و حتی دافعه آور می شود.

ترکله که هفتاد و دو ساله است ، معمولاً در بوستون ، در یک ساختمان بلند تنها زندگی می کند. مارس گذشته ، هنگامی که آسانسورهای مشترک در ساختمان او به طور ناگهانی احساس تهدید کردند ، دختر و دامادش برای تحویل گرفتن از نیویورک از آنجا خارج شدند و با هم به پراوینستاون ، ماساچوست رفتند ، جایی که دو دهه پیش ترکله خانه ای را خریداری کرد دریا یک خوابگاه سابق ماهیگیران ، در نوار ساحلی نشسته است که هنری دیوید تورو در سال 1849 هنگام سفر سه روزه در ساحل با دوست ویلیام الری چانینگ از آن عبور کرد. دو سال بود که تورو آزمایش انفرادی خود را با والدن پاند انجام داد. داستان تورو در ساحل روبروی خانه اش به ویژه با ترکل شباهت دارد ، وی معتقد است که فن آوری های ارتباطی ما مرز بین حریم خصوصی و انسجام را از بین می برد و هر دو را به خطر می اندازد.

تورکه از تورو اخیراً درباره بزرگنمایی گفت: “او به دنبال قصد بود.” دریا از پنجره پشت سرش دیده می شد. “اینکه ما باید تصمیم خود را در مورد اینکه کی با هم باشیم و تنها باشیم و چقدر به یکدیگر احتیاج داریم ، آگاهانه تصمیم بگیریم.” ترکل روی کاناپه اش بود ، در یک روسری و کت تازی بسته بود. دستگاهی که او انتخاب کرد یک MacBook Air یازده اینچی بود ، به اندازه کافی کوچک که در کیف دستی جای می گرفت ، اما با راحتی یک صفحه کلید واقعی. از آن زمان اپل این مدل را متوقف کرده است. ترکله سه مورد از آنها را قبل از ترک بازار خریداری کرد. (او گفت که نسخه سیزده اینچی آن برای کیسه خیلی بزرگ است و به یک کیف احتیاج دارد ، که دردناک بود.) ترکل لپ تاپ خود را به اندازه کافی نزدیک نگه داشت تا صورتش صفحه را پر کند. برداشت ایجاد شده از فاصله صمیمی شخص با همسایه صریح و خوش صحبت در هواپیما است.

وی در توصیف لحظه تورو ادامه داد: “روابط ما به صورت خودکار و غیرقابل تصور درآمد.” “آنچه ما به آن نیاز داشتیم ، خلوت بود تا بدانیم چه زمانی برای خود ارزش قائل شویم و چگونه برای خود ارزش قائل شویم. برای من خیلی خاص است که در ساحل تورو هستم و به فکر بیرون آمدن از بیماری همه گیر هستم. “

ترکل بیشتر سال گذشته را به تنهایی در Provincetown گذراند و برای انتشار کتاب خاطرات همدلی: یک خاطره (مطبوعات پنگوئن) آماده شد. این کتاب که دهمین کتاب وی است ، در یک خانه یکپارچه Rockaway آغاز می شود ، که خانواده یهودی طبقه کارگر وی در بروکلین هر تابستان آن را اجاره می کند و ریشه های بیوگرافی وسواس طولانی مدت ترکل در زمینه های آماده شده و واقعیت های پنهان را ترسیم می کند. او می نویسد که در یک “رژیم تظاهر” بزرگ شده است. مادر گرم و خوش برخورد او ارتباط مستقیمی با حقایقی داشت که جعل های کوچک را در بر می گرفت – او سالهای تولد خود را در سوابق رانندگی و ازدواجش تراشیده و اعتبار هدیه خانه – و بزرگتر و تاریک تر را درخواست کرده است. هنگامی که ترکل پنج ساله بود ، مادرش با مردی به نام میلتون تورکل ازدواج کرد ، دخترش را به مدرسه و محله جدیدی منتقل کرد و به او دستور داد که هرگز نام خانوادگی واقعی خود ، زیمرمن یا این واقعیت را که میلتون پدر او نیست ، فاش کند. ترکل بعداً می فهمد که دلایل خوبی برای تصمیم مادر برای جلوگیری از مردی که او را به دنیا آورده است وجود دارد. اما این دروغ ترکل را از داستان خودش جدا کرد و او را نسبت به تفاوت بین خودش و سخنرانی حساس کرد.

ترکل به من گفت که روزهای ابتدایی همه گیری ، احساس خود را در او عمیق تر و ناراحت کننده تر از آنچه انتظار داشت ، متزلزل کرده است. او برای استقلال خود ارزش قائل بود و درباره ارزش روانشناختی تنهایی مطالب زیادی نوشت – و با این حال ، با افزایش موارد ، او احساس می کرد بی دفاع و تنها است. او با لهجه خوب بروکلین گفت: “من سالم هستم ، فعال هستم.” “و سپس ناگهان من در منطقه ، فقط در سن خودم ، از آسیب پذیرترین افراد قرار گرفتم. گویی از دره سایه ها عبور کرده اید. من واقعاً احساس آسیب پذیری کردم و فقط می خواستم به ساحل بروم. و همین که به ساحل رسیدم ، فقط. “دستش را روی قلبش گذاشت و آهی کشید. “من فقط احساس بهتری داشتم.” بنابراین مرحله جدیدی از آزمایش آغاز شد که در آن ترکل ، همراه با میلیون ها نفر دیگر ، در مورد چگونگی زندگی از محدودیت های فن آوری بالا کاوش کردند.

– = – = – = – –

ترکله نوشت: “از همان کودکی در زندگی من به عنوان یک کارآگاه درک می شدم.” او بسیار قابل توجه تر بود و همچنان ناظر دقیق مکث ها و تغییر در بیان است که تعارض عمیق تری را نشان می دهد. شغل ترجیحی در آپارتمان پدربزرگ و مادربزرگ مادری ، مرتب سازی در یک کمد با عکس ، اسناد و خاطرات خانوادگی است. او در این “کمد حافظه” به دنبال سرنخ هایی می گشت که بتواند آنچه را که با صدای بلند گفته نمی شود ، روشن کند. در کمد سوغات بود که او ابتدا نام بومی خود را دید و تصویری از مردی با صورت پاره شده پیدا کرد که فقط شلوار توید و کفش های بند را ترک کرده بود. این پدر بیولوژیکی او ، چارلز زیمرمن بود. او در اوایل کودکی تنها چند بار او را دیده بود ، بیرون رفتن ناجور که احساس مبهم تماشا کردن را برای او ایجاد کرد. سال ها بعد ، او این را به عمه ای گفت که تأیید کرد حق با اوست: نزدیکان مادرش شخصی را استخدام کرده بودند که بی سر و صدا این دیدارها را تحت الشعاع قرار دهد.

در سال 1968 ، مادر ترکل در چهل و نه سالگی بر اثر سرطان پستان درگذشت (وی بیماری خود را از تورکل دور کرده بود ، بنابراین در مورد رفتن به دانشگاه ، که آرزوی او بود ، هیچ مناقشه ای وجود نخواهد داشت). ترکل نوزده ساله بود و هرگز حقیقت را در مورد پدر بودن خود به کسی نگفته بود. ناپدری او ، که در کتاب به عنوان چهره ای نیازمند ظاهر می شود ، اصرار دارد که ترکل برای مراقبت از او و برادران ناتنی اش از کالج رادکلیف رها شود. وقتی او امتناع کرد ، او تهدید کرد که مدارکی را که برای ادامه بورس تحصیلی خود نیاز دارد پر نخواهد کرد. غمگین و خسته ، ترکل سرانجام از دانشگاه بازنشسته شد. خاله مادربزرگ و مادربزرگش پول بلیط هواپیما به پاریس را خراش دادند. قبل از عزیمت ، ترکل بی سر و صدا مانترائی را که در یک سمینار گروه درمانی که پس از مرگ مادرش شرکت کرد ، تکرار می کند: “شما نباید خوشبخت باشید. شما فقط باید به سمت نور بروید. “

تورکل وارد کشوری شد که خود را مبدل می کند: در ماه مه ، یکسری اعتصابات و مشاغل دانشجویی باعث نابودی اخلاق فرهنگی ، اجتماعی و جنسی در فرانسه شد. جنبش مه 1968 به فرهنگ کدهای سختگیرانه و سلسله مراتبی اجتماعی اعتراض کرد و آنها را با آنچه تورکل در خاطرات خود “سیاستی مبتنی بر بی واسطه و خودانگیختگی” می خواند معامله کرد. 68 “تقابل و گفتگوی جشن” – یک تجربه هیجان انگیز برای زن جوانی که هویت خود را پس از یک عمر صرف نگه داشتن اسرار دیگران مشخص می کند.

ردکلیف موافقت کرد که زمان تورکل در فرانسه را به عنوان یک ترم دوره در نظر بگیرد و راهی برای بورس تحصیلی خود یافت و راه را برای بازگشت به دانشگاه و فارغ التحصیلی در 1970 باز کرد. او در مدرسه تحصیلات تکمیلی در کمیته اندیشه اجتماعی دانشگاه ثبت نام کرد. شیکاگو ، جایی که مشاور وی ویکتور ترنر ، انسان شناس بود که مفهوم مجردیت را رواج داد – مرحله میانی یک آیین تحول آفرین ، زمانی که شخص ، مکان یا جامعه دیگر مانند گذشته نیست ، اما هنوز اتفاق نمی افتد. ترنر در سال 1969 در کتاب “آیین” نوشت: “کسانی که مراحل لمینال را طی می کنند” نه اینجا هستند و نه آنجا “. در عوض ، آنها “بین و بین” عادات و ارزشهای قدیمی و جدید خود را حفظ می کنند ، و به سمت زندگی که شکل آن هنوز مشخص نشده است حرکت می کنند. شیکاگو و ترنر به ترکل کمک کردند تا بفهمد که می خواهد به چه دانشمندی تبدیل شود: “یک مردم شناس ذکاوت روانشناختی با علاقه خاصی به نحوه تفکر مردم درباره تفکر”. راه واضح تری برای تحقیقاتی که وی می خواست انجام دهد در هاروارد بود ، جایی که به زودی ثبت نام کرد و دکترای مشترکی را در جامعه شناسی و روانشناسی شخصیت دنبال کرد.


منبع: https://outsidenews.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>