[ad_1]

آنچه قبلاً به اتمام رسیده است ، بیشتر گیج کننده شده است کوویددوران -19. بازداشت های بوروکراتیک و پروازهای بین المللی که به ندرت اتفاق می افتد منجر به تاخیر در هفته ها و ماه ها شده است. در ابتدای همه گیری ، کشورها فرودگاه ها را بستند و از ارسال اجساد خارج از کشور – حتی برای افرادی که از ویروس مرده بودند – خودداری کردند. حتی هنگامی که طرفین مرزهای خود را دوباره باز کردند ، برخی از مقامات تمایلی به پذیرش اجساد از ایالات متحده نداشتند ، و کووید-19 نقطه داغ. در حالی که مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری ادعا می کنند که خطر انتقال ویروس کرونا از بدن مرده کم است ، تورس به من گفت که یک کنسولگری از او خواسته نامه ای از دکتر دریافت کند مبنی بر اینکه جسد کووید-رایگان.

هنگامی که تابوت مهر و موم شده برای پرواز آماده بود ، تورس از جعبه حمل و نقل عکس گرفت تا برای رئیسان خود در خانه تدفین ارسال کند ، سپس با Tvarushka خداحافظی کرد و برای تکمیل تحویل مدارک به سمت مترو حرکت کرد. تواروشکا تابوت را به خانه تشییع جنازه کوئینز برد ، جایی که مأموران آن را به فرودگاه می بردند. قبل از آن پروازهای روزانه بین پاریس و نومئه انجام می شد. به دلیل همه گیری ، مسیر فقط هفتگی انجام می شد. هنگام انتظار در پاریس ، تابوت انزو با سایر محموله ها مانند نامه و غذا در فرودگاه ذخیره می شد. قرار است مراسم خاکسپاری وی در 20 ژانویه ، پنج هفته پس از مرگ وی انجام شود.

اواخر عصر 12 دسامبر ، جنیفر کوریگلیانو زنگ در خانه خود را در لا فلش فرانسه شنید. این یک افسر پلیس بود که به جنیفر اطلاع داد پسر بزرگش ، انزو ، دانشجوی دانشگاه سنت لارنس در کانتون ، نیویورک ، در اثر خودکشی درگذشت. بعد از رفتن افسر ، جنیفر متوجه شد ساعت ساعت 23:23 را می خواند که باعث مکث او شد. او و انزو در حال ارسال پیامک به یکدیگر بودند که اتفاق مهمی در ساعت آینه رخ می داد – مانند 12:12 یا 20:20 – یکی از جوک ها و خرافات زیادی که با هم داشتند.

جنیفر با همسرش گریگوری که هنوز در نومعه زندگی می کرد تماس گرفت و از او خواست که با او به نیویورک سفر کند. وی سپس سوار اتومبیل خود شد تا خبر را به پسر کوچکتر خود که هفت ساعت جنوب در شهری زندگی می کرد ، اعلام کند. وی یادآور شد: “برای من خیلی سخت بود که بتوانم با پسر کوچکم تماس بگیرم تا به او بگویم که برادرش فوت کرده است.” اما او همچنین تحمل نشستن با غم و اندوه خود را نداشت. همانطور که در طول شب رانندگی می کرد ، جنیفر مراحل بعدی خود را ترسیم کرد. او باید نزد انزو باشد و باید او را به نومعه برگرداند. وی گفت: “تنها چیزی که در ذهنم بود این بود که باید به دیدن او بروم.” “من باید به او بگویم که من اینجا هستم. باید لمسش کنم

چند روز بعد ، درخواست جنیفر و گریگوری برای سفر به ایالات متحده تأیید شد. هنگامی که به نیویورک رفتند و برای اولین بار منطقه وسیع و پر درختی را دیدند که انزو برای نزدیک به دو سال در آن تحصیل می کرد ، وارد هتل شدند تا وی را برای پنج روز منزوی کنند. این زوج ، در مرحله درخواست طلاق ، اما هنوز مهربان ، روزهای سخت را با خوردن سیب زمینی سرخ کرده و سفارش خدمات اتاق سپری کردند. هنگامی که آنها در شب کریسمس از قرنطینه آزاد شدند ، سرانجام دیدند که بدن انزو را در یک تابوت در یک خانه تدفین در کانتون گذاشته اند. جنیفر به من گفت: “این مثل این بود که کسی را نبینم و برای اولین بار دوباره او را ببینم.” “آن موقع مورد توجه من قرار گرفت. من مدت زیادی است که پسرم را نمی بینم و دوباره او را می بینم. جنیفر به من گفت: “طی چند روز آینده ، او و گریگوری حساب بانکی انزو را بستند و اتاق خوابگاه او را که یک اتاق پسرانه واقعی و نامرتب است ، تمیز کردند.” او به احترام رنگ های مدرسه ای ، قرمز و قهوه ای پسرش ، تابوتی از چوب ماهون سفارش داد.

انزو ، بازیکن اسکواش در سطح بین المللی که از نوجوانی برای تیم ملی فرانسه رقابت می کرد ، به کانتون رفته بود تا در سطح دانشگاهی آمریکا بازی کند. گریگوری ، مربی ای که در غیر اینصورت وقتی با من صحبت می کرد متواضع بود ، گفت “او یک جادوگر” در زمین بود ، وقتی صحبت به توانایی ورزشی پسرش تبدیل شد ، روشن شد. جنیفر افزود: “شومن”. او لاغر و عضلانی بود ، موهای برجسته ای داشت که نزدیک گردنش باریک می شد و کهکشانی سوراخ در گوش هایش بود. سبک بازی او رقصنده بود. او حتی وقتی خودش را از طریق دادگاه انداخت ، برازنده بود. شکی نبود که پدر و مادرش جسد وی را به Noumea ، جایی که او یک قهرمان محلی بود ، برمی گردانند.

تابوت ها قبل از حمل در خانه مدفون نگهداری می شوند.

اما چگونگی انتقال جسد وی نزدیک به نه هزار مایل در طی یک بیماری همه گیر مشخص نبود. خانه تشییع جنازه ای که جسد انزو را جمع آوری کرد ، نمی توانست آن را در سطح بین المللی بفرستد ، بنابراین مدیر آن از متیو کانرز ، از مراسم تشییع جنازه برگن ، خواست تا تابوت را به نومه ببرد. جنیفر و گریگوری به کالدونیای جدید بازگشتند و یک مدیر تشییع جنازه تابوت را شش ساعت به جنوب برد و به ارتفاعات هاسبروک برد ، جایی که جسد را با تعداد انگشت شماری دیگر که برخی از آنها هفته ها در آنجا نشسته بودند ، ذخیره کرده بودند. کانرز و همکارانش در خانه تشییع جنازه تجربه غیرمعمولی با خانواده های داغدار خارج از کشور دارند. در گذشته ، این شرکت موارد مربوط به دانشجویان آمریکایی را که در طول ترم فوت کرده اند ، مهاجرانی که می خواستند در کشورهای خود دفن شوند ، حوادث رانندگی ، غرق شدن ، اقدامات پزشکی خراب کرده است – تلفات فاصله آنها را دشوارتر می کند.

به تعبیری ، همه گیری همه مرگها را از خود دور کرده است. در دوره ای که آیین های عزاداری کاملاً به شکست انجامیده و بسیاری آخرین روزهای خود را جدا از خانواده سپری می کنند ، گویی همه – حتی نزدیکان به خانه – در کشوری خارجی در حال مرگ هستند. وقتی پدربزرگ خودم فوت کرد ، از کووید-19 ساله در ژوئیه گذشته در یک خانه سالمندان در منطقه دالاس ، مدیر محلی مراسم تشییع جنازه پیشنهاد داد که خاکستر خود را از طریق سرویس پست ایالات متحده به آستان پدر و مادرم در جنوب کالیفرنیا بفرستد. او قبلاً تحقیر آ کووید مرگ – من و مادرم ، چون نمی توانستیم وارد تاسیسات او شویم ، از پنجره نفس نفس زدن او را تماشا کرده بودیم – و تحمل نداشتیم که بقایای پست توسط او به عنوان یک بسته باقی بماند. در عوض ، یازده روز در تگزاس منتظر ماندم در حالی که او سوزانده شد ، و یک شب کثیف را برای اردو زدن و بقیه را در خانه یکی از دوستانم در هوستون گذراندم. وقتی گرد و غبار پدربزرگم آماده شد ، برای برداشتن آنها به دالاس برگشتم ، صندوق عقب او را روی صندلی مسافر آویختم و بیش از هزار مایل به خانه رفتم.

به کالیفرنیا بازگشتم ، داستانهایی از خانواده های سراسر دنیا را خواندم که مانند من ، چگونه بزرگداشت مردگان خود را در حین قفل احترام می گذارند. ماه ها بعد ، وقتی تابوت انزو را در کنسولگری منهتن دیدم ، می خواستم بدانم که چگونه خانواده اش چنین وظیفه دردناکی را انجام داده اند. در صحبت با جنیفر ، من چیزی را در نحوه صحبت او در مورد عشق و مسئولیت آوردن پسرش به خانه شناختم. صداش شبیه مادر من و من بود.

برای مدتی در بهار سال گذشته ، خدمات تشییع جنازه برگن مجبور شد حمل و نقل خود را به طور کلی متوقف کند. مدفن با اجساد مدفون بود و مدت طولانی جایی برای نگهداری اجساد نداشت. کانرز ، مدیر خانه تشییع جنازه ، که نظارت بر حمل و نقل بقایای شرکت را بر عهده دارد ، گفت: “بسیاری از خانواده ها سوزاندن جنازه را انتخاب کردند ، بسیاری از آنها ترجیح دادند یک محل دفن محلی را انجام دهند.” “در واقع هیچ کاری از عهده آنها بر نمی آمد.”

کانورز من را به خانه تشییع جنازه Hasbrouck Heights دعوت کرد ، یک خانه دو طبقه روبروی یک مدرسه کاتولیک در یک محله حومه در حدود دوازده مایلی غرب منهتن. کانرز ، کارگر تدفین نسل سوم ، بعد از ظهر را در کودکی در ساختمان گذراند و سرانجام با تحویل اجساد و اسناد حمل و نقل ، کار را در آنجا به عنوان یک بزرگسال جوان آغاز کرد.

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir