[ad_1]

عجیب است که بدانید ، به عنوان یک شهروند زمان خود ، چه مورخان آینده در مورد آن بحث خواهند کرد ، اما نه اینکه بدانید آنها در مورد آن چه خواهند گفت – و حتی غریبه ، آنچه که باید در مورد آن بگویند در نهایت ، ما باید در تجربه خود متخصص باشیم. هنوز ما نیستیم به نوعی ، این تعجب آور نیست. شخصی که در آنتی اِتم با رنگ آبی جنگید ، احتمالاً می تواند یکی دو مورد از مورخان جنگ داخلی راجع به صورت نبرد بگوید. اما سرباز که غرق در دود و سر و صدا است ، احتمالاً نبرد را ترک خواهد کرد ، هم زمان خود را نفرین می کند و هم بخت خود را برای زنده ماندن در جنگ برکت می دهد ، اما تصور بیشتری از حرکت – یا اهمیت آن نسبت به دیگران ندارد. . کهنه سربازان داستانهای نظامی نبردهایی را که در آنها جنگیده اند سیری ناپذیرتر از افرادی که در آنجا نبودند می خوانند. آنها همچنین برای دیدن تجربه خود به نگاه خدا نیاز دارند.

بیشتر ما که از بیماری همه گیر ویروس کرونا جان سالم به در برده ایم کمی شبیه این جانبازان هستیم – آنچه می بینیم توسط سر و صدا و دود محیط اطراف محدود می شود. ما می دانیم که بین ترس همه گیر و نگرانی های سیاسی ما ارتباط وجود دارد ، اما بیان این مسئله دشوار است. چندی پیش ، نایل فرگوسن ، مورخ ، خلاصه ای از روشهای آلوده به بیماری های سیاسی در طول تاریخ ، تا طاعون آتن – که باعث جنگ پلوپونز یا منجر به آن شده است – و روش هایی که آنفلوانزای 1918 باعث ظهور هر دو بلشویسم شده است ، ارائه داد. و فاشیسم.

ما می توانیم آنفولانزای سال 1918 را مقصر بدانیم که سرانجام مقصر بحرانهایی که بیست سال بعد اتفاق افتادند ، اما این امر باید از طریق فراتر رفتن دوران جاز ، دومینو توسط دومینو راه خود را باز کند. علل بسیار دیگری نیز در این میان ظاهر شد تا برجسته شوند. چنین تلاش هایی برای اخلاقی سازی این همه گیر تاکنون به طور حتم لغزنده ثابت شده است. تابستان سال گذشته ، ود دیویس ، انسان شناس قابل تحسین کانادایی تلاش کرد خلاصه ای از دروس سیاسی همه گیری را بنویسد. با شروع این ایده که بعید است واکسن ها به زودی وارد شوند – ایده ای که اکنون به زباله دان تاریخ بیمارستان ارسال شده است – وی در ادامه گفت که کانادا در مبارزه با بیماری همه گیر در ایالات متحده بسیار بهتر عمل کرده است. همانطور که کانادایی ها (از جمله من) ، که به سابقه طولانی مراقبت های بهداشت ملی خود افتخار می کنیم ، می خواهند این واقعیت داشته باشند ، واقعیت پیچیده تر است. مونترال و تورنتو اخیراً تحت محدودیت های شدیدتری نسبت به نیویورک قرار داشتند و انتشار واکسن بی اثر تلقی می شود. واقعیت بزرگتر و ترسناک این است که مرگ و میر همه گیر از نظر دولت به طرز چشمگیری ناپایدار است. کشورهایی که دارای سیستم پزشکی ملی قوی هستند ، مانند فرانسه و اسپانیا ، همیشه عملکرد بهتری نسبت به کشورهای دارای سیستم آنارشیک مانند ایالات متحده نداشته اند. به نظر نمی رسد دموکراسی باز آنچنان که ممکن است امیدوار باشیم کمک کند. استرالیا و کره جنوبی عملکرد بسیار خوبی داشتند ، اما اگر اعداد و ارقام را باور کنید ، چین نیز چنین است. طبق شاخص عملکرد کووید موسسه لووی ، “علی رغم اختلافات اولیه ، اثربخشی انواع رژیم های مدیریت ویروس کرونا به مرور زمان همگرا شده است.”

به گذشته نگاه کنید و آنچه پیدا می کنید بردارهای ناب تاریخی نیستند ، بلکه همان عدم اطمینان هستند. مورخ Samuel K. Cohn، Jr ، متخصص رابطه بین زخم و انسان ، داستان داستانی را روایت می کند که در آن بیماری ها به بردارهای سیاسی یک طرفه اشاره دارند. در همکاری گسترده وی ، از جمله کتاب اپیدمی ها: نفرت و شفقت از طاعون در آتن تا ایدز، “یک مطالعه کاملاً حیرت انگیز و جامع در مورد ارتباط بین همه گیری ها و خشونت سیاسی – گرفتن همه چیز از مرگ سیاه در فلورانس در قرن 14 تا وبا در لندن در قرن نوزدهم ، بیماری سیفلیس در پاریس امپرسیونیست و سل اوایل قرن بیستم در نیویورک کان نشان داد که اگرچه گاهی اوقات بیماری های همه گیر و بیماری های عفونی باعث می شود که گروه “دیگری” را سرزنش کنیم ، اما به همان اندازه انواع جدیدی از همبستگی اجتماعی ایجاد می کنند. کوهن نوشت: “همه گیرها خشونت و نفرت اجتناب ناپذیری ایجاد نکرده اند.” “در موارد حیرت انگیز ، آنها در واقع عکس این عمل را انجام دادند ، همانطور که با اپیدمی های علل ناشناخته در دوران باستان ، آنفلوآنزای بزرگ 1919-1918 و تب زرد در بسیاری از شهرها و مناطق آمریکا و اروپا مشخص شد. این بحران های اپیدمی ، جوامع را متحد کرده و زخم هایی را که به دلیل تنش ها و نگرانی های قبلی اجتماعی ، سیاسی ، مذهبی ، نژادی و قومی بریده شده است ، التیام می بخشد. “

تقریباً هر خلاصه ای که می توانیم در سیاست همه گیری ایجاد کنیم ، قانع کننده نیست. مرگ سیاه سیستم دولتی Siena را از بین برد و خشونت را در آنجا شدت بخشید ، اما تنها پنجاه مایل دورتر در فلورانس همان آفت منجر به کاهش قابل توجه ناآرامی های داخلی شد – “تنور زندگی” در آنجا کمتر شد ، و نه بیشتر ، خشونت. در بعضی از مکان ها و لحظات ، کوهن می نویسد ، در “مرگ سیاه: پایان یک پارادایم” ، “ترس از طاعون” ممکن است باعث ایجاد شدت جدیدی در تاریخ آزار و اذیت یهودیان شود “، اما در برخی دیگر ، نه خیلی واکنشهای طاعون در مکانها و زمانهای دور ، شک و تردید جدیدی از پیش علمی را از مقامات الهام گرفت ، به طوری که پزشکان جدید طاعون به “تجربه” خود در مبارزه با بیماریها اعتماد کردند. با نگاهی دقیق به تاریخچه وبا ، سیفلیس و سایر بیماری ها ، به نظر می رسد در هر صورت ، اصطلاحاً ، برای هر شورش ضد یهودی که دریافت می کنید (و آنها را دریافت می کنید) ، همچنین در کنار گروه های آسیب پذیر همبستگی اجتماعی دریافت می کنید. هیچ مدل یک طرفه وجود ندارد ، فقط اقدامات شرطی است.

امروزه همان واقعیتی که گروه تحقیق اعمال می شود صدق می کند شامل می شوداست کووید-19 ردیاب اختلال نشان می دهد: اختلال اجتماعی در طی سال همه گیری در سراسر جهان گسترش یافته و از نظر هدف قطبی شده است. در بعضی جاها – هنگ کنگ یک نمونه بارز است – همه گیری پوششی را برای سرکوب سیاسی فراهم کرده است. در برخی دیگر ، ایالات متحده در میان آنها ، هم برای تظاهرات قانونی اجتماعی و هم برای اعتراضات مرعوب کننده یک کاتالیزور است. تنها مدلی که ظاهر می شود فقدان یک مدل است.

و با این وجود ، در درون این حرکت مایع ، چیزی جامد قطعاً قابل مشاهده است. عدم اطمینان از نتایج – نوسانات وحشی بین اصلاحات و واکنش ها ، بین اعتراض تولیدی و شورش ها – بر دوگانگی ذاتی روانشناسی همه گیر بستگی دارد. بیماری های همه گیر باعث می شود افراد احساس ناامنی کنند و احساس عدم امنیت می تواند ذهن ما را متمرکز کند یا زنجیرهای ما را سرخ کند.

اگر رازهای پیچیده طاعون و سیاست واقعاً به اخلاق اشاره داشته باشد ، ممکن است در رمانی پنهان باشد که به نظر می رسد مربوط به همه گیری است ، اما در واقع اساساً مربوط به سیاست است. این البته آفت آلبر کامو است. با وجود فراگیر بودن رمان در طول یک سال گذشته ، تز آن اغلب نادیده گرفته می شود. رمان کامو که به درستی به عنوان تمثیلی الهام گرفته از اشغال فرانسه توسط آلمان درک می شد ، در مورد چگونگی فشار بی سابقه مردم عادی است و آنها را تحریک می کند. تغییر در انواع روشهای زنده و غیر قابل پیش بینی اتفاق می افتد. مردم شجاع وحشت می کنند ، افراد کمی به مناسبت برخاستند. برخی به بیماران خدمت می کنند ، برخی دیگر سعی می کنند فرار کنند. برخی از شخصیت های فراری دلایل قابل فهم برای این موضوع دارند ، مانند اتحاد دوباره با یکی از عزیزان. بعضی از آنها انگیزه های مشکوکی دارند فشار یک بیماری همه گیر ما را به سمت چنین لحظاتی از انتخاب اخلاقی سوق می دهد: راهپیمایی یا نه. به داخل یا خارج تبدیل شود ؛ تبدیل شدن به مانند آن فلورانسهای دوره رنسانس ، نسبت به اقتدار بدبین یا خشمگین از خارج. هیچ یک از آنها از قبل ثابت نشده اند.

طاعون برنامه ای ندارد. مردم این کار را می کنند آنچه فشار غیرمعقول یک بحران پزشکی غیر قابل توجیه و جهانی را ایجاد می کند ، گسترش ظرفیت بشر با تمام تنوع ، روی صحنه بردن و زنده نگه داشتن آن است. سپس انتخاب های اساسی وجودی که منطقی هستند اجتناب ناپذیر می شوند. تنها اخلاقی که طاعون حکم می کند این است که هیچ چیز دیکته نمی شود و همه چیز می تواند تغییر کند ، گاهی اوقات یک شبه. این تکثر توانایی های انسانی همان چیزی است که ما هنوز تلاش می کنیم آن را به عنوان سیاست دموکراتیک ببینیم.


اطلاعات بیشتر در مورد ویروس کرونا

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir