سیر تحول ملی گرایی الکسی ناوالنی


سالهاست که به بحث درباره الکسی ناوالنی بسنده کرده ام. از یک طرف ، فکر می کردم او یک مخالف فوق العاده شجاع ، مدبر و فداکار رژیم ولادیمیر پوتین است. از طرف دیگر ، او با فوق ملی گرایان متحد شده بود و عقایدی را بیان کرده بود که به نظر من بسیار ناخوشایند و به طور بالقوه خطرناک است. در طول این سالها ، من چندین اختلاف با ناوالنی و چندین مورد با دوستانم داشته ام ، که حمایت آنها از او باعث خجالت من شده است – مربی او که یهودی است ، یک داوطلب خستگی ناپذیر که ارمنی است – اما احساس کردم می توانم به او احترام بگذارم و مخالفم او در همان زمان او. در گذشته ، رهبران ناسیونالیست اغلب نقش اساسی در ساختن دموکراسی ها داشته اند. و اینطور نیست که من باید تصمیم بگیرم که آیا به ناوالنی رأی بدهم یا نه.

ناوالنی اکنون سالها پیش در پشت میله های زندان به زندان افتاده است. (حکم دو سال و هشت ماهه فعلی وی احتمالاً فقط آغاز کار است.) وی بیش از یک مورد سو assass قصد به پشتیبانی کرملین را تجربه کرده است و افراد نزدیک به او می ترسند که اکنون در زندان کشته شود. کرملین که پخش نام وی را برای سالها ممنوع کرده است ، وی را به سازماندهی مرگ خود و شروع یک حمله تبلیغاتی علیه وی متهم کرده است ، از جمله او را به یک قوم گرای افراطی راست گرایانه متهم کرده است. در مطبوعات انگلیسی زبان ، مجله سوسیالیست یاکوبین مقاله ای منتشر کرد که ناوالنی را ملی گرایی “ضد مهاجر” می نامید و نمی توان به او اعتماد کرد. روزنامه نگار بریتانیایی ، آناتولی لایون ، که در دهه نوزدهم و هشتاد و نود اروپای شرقی را پوشش می داد ، نسبت به ایده آل سازی ناوالنی هشدار داد. و استاد دانشگاه نیویورک ، الیوت بورنشتاین ، یکی از مفسران پرکار آکادمی آمریکای مدرن روسیه ، در فیس بوک نوشتند: “او نلسون ماندلا نیست. او آنگ سان سوچی است. “

از طرف دیگر ، چندین دانشگاهی ، سیاستمدار و کارشناسان سیاست ناوالنی را به عنوان جایزه صلح نوبل معرفی کرد ، ابتکاری که اکنون شامل لخ والسا ، رئیس جمهور سابق لهستان و رهبر اتحادیه صنفی همبستگی است ، که این جایزه را در سال 1983 دریافت کرد. دانشگاه اروپا در فلورانس و از نظر من باهوش ترین محقق فرهنگ و سیاست مدرن روسیه است. اتکیند یهودی است. نامزد دریافت جایزه صلح نوبل چیزی نیست که فرد در حالی که بینی خود را نگه می دارد انجام دهد. من با اتکیند و دیگر طرفداران برجسته و کاملاً ضد ملی گرای ناوالنی تماس گرفتم تا بفهمم چرا به نظر او متناقض نیستند. من در مورد تکامل شخصی و سیاسی ناوالنی و همچنین کار دستگاه تبلیغات کرملین چند نکته آموختم. من همچنین فهمیدم که باید این تحقیق را زودتر انجام می دادم.

شهرت ناوالنی به عنوان یک فوق ملی گرایانه ناشی از اظهارات و اقداماتی است که بیش از یک دهه طول می کشد. در سال 2007 ، او حزب سوسیالیست یابلوکو سوسیال را ترک کرد ، جایی که وی معاون رئیس بخش مسکو بود ، برای راه اندازی یک جنبش سیاسی جدید. او و بنیانگذارانش جنبش خود را صدا زدند مردم، واژه روسی برای “مردم” ، و در مورد آنها مخفف جنبش آزادی بخش ملی روسیه است. Navalny برای ارائه حرکت جدید خود ، دو فیلم ضبط کرد. آنها اولین بار در YouTube بودند. یکی بحث چهل و دوم حقوق اسلحه بود. در یک دقیقه دیگر ، ناوالنی با لباس دندانپزشکی ، مثالی کمی گیج کننده ارائه داد که درگیری بین نژادی در روسیه را به حفره ها تشبیه می کند و استدلال می کند که تنها با اخراج مهاجران از روسیه می توان از فاشیسم جلوگیری کرد. ناوالنی مونولوگ خود را با “ما حق داریم که باشد” به پایان رساند [ethnic] روس ها در روسیه. و ما از این حق دفاع خواهیم کرد. “تماشای آن قطعاً ناراحت کننده است. در آن زمان ناوالنی این ویدیو را منتشر کرد و چند سال بعد ، ناوالنی در راهپیمایی روسیه شرکت کرد ، یک تظاهرات سالانه در مسکو که طرفداران ملی گرایان ، از جمله برخی از کسانی که نمادهای شبیه به اسواستیکا را انتخاب می کردند ، جذب شدند. در سال 2008. Navalny ، مانند اکثریت آشکار روس ها ، از تجاوزات روسیه در گرجستان حمایت کردند و مهاجرت غیرقانونی از آسیای میانه را به کانون توجه خود برای انتخاب شهردار مسکو در سال 2013 تبدیل کردند. وی گفت در سال 2014 ، پس از اشغال کریمه توسط روسیه ، وی ضمن مخالفت با حمله ، فکر نمی کرد کریمه پس از پوتین به سادگی توسط دولت روسیه “برگردانده شود” ، اما برای هفت سال گذشته ناوالنی اظهار نظری نکرده است که بتوان آن را به عنوان نفرت یا قومیت گرایی تلقی کرد. او علناً به خاطر اظهارات خود در مورد گرجستان عذرخواهی کرد.

اوگنیا آلباتس ، روزنامه نگار تحقیق روسی و دوست نزدیک خانواده ناوالنی ، به من گفت که او ناوالنی را راضی کرده است تا در راهپیمایی روسیه شرکت کند. در سال 2004 ، آلباتس پس از دفاع از رساله دکترای خود در علوم سیاسی در هاروارد به مسکو بازگشت. در طول چهار سال گذشته ، پوتین کنترل رسانه ها را در دست گرفته و سیستم انتخابات را متلاشی کرده و عملاً سیاست مستقر روسیه را نابود کرده است. سیاستمداران مسن و باتجربه گمراه شدند اما تعدادی از فعالان جوان تر که سیاست های حزب را در یک سیستم انتخاباتی تا حدودی کارا تجربه نکرده بودند آماده بودند. آلباتس که در سالهای تحصیل در دانشگاه هاروارد در رشته دولت محلی تحصیل می کرد ، شروع به جمع آوری فعالان جوان در آپارتمان خود در مسکو کرد. وی برای من گفت که حدود بیست نفر از اقشار مختلف مردم – از سوسیال دموکراتها گرفته تا آزادیخواهان تا فعالان حقوق مذهبی – حدود سه سال در سمینارها با آلباتس شرکت کردند. آلباتس در اواخر چهل سالگی بود و یک یهودی ناظر بود. ناوالنی ، در اواخر بیست سالگی ، پیرترین فرد جمع شده در خانه اش بود ، اما همچنین صریح ترین و کم تحصیلات ترین افراد بود: اکثر دیگران در کالج های معتبر تحصیل کرده بودند ، در حالی که ناوالنی یک برادر نظامی بود و لیسانس حقوق داشت. از یک مدرسه سطح دوم را تعیین کرد. در حالی که او او را می شناخت ، آلباتس به من گفت ، ناوالنی در حال یادگیری بود که چگونه یک سیاستمدار شود: او یاد گرفت که در جمع صحبت کند. در حالی که چند سال پیش در حبس خانگی بود ، او انگلیسی یاد گرفت.

در غیاب سیاست ، در غیاب بحث های عمومی ، چیز کمی برای ایجاد اتحاد سیاسی در اطراف باقی مانده است. پوتین دلتنگی امپراتوری شوروی را معامله کرد. به نظر می رسید که تنها گزینه دیگر ، ایده های قومی-ملی گرایانه باشد ، که به احساس تحقیر نیز می پردازد – و آنها هم از نظر آنچه که می توان تقریباً چپ توصیف کرد و هم مبهمانه درست تعریف می شوند ، پدیدار شدند. فعالانی که عقاید قومی-ملی گرایانه ای نداشتند ، معتقد بودند که باید با جنبش های ملی گرای روس در حال ظهور اتحاد ایجاد کنند. به عنوان مثال ، قهرمان شطرنج گری کاسپاروف ، که در سال 2005 این ورزش را ترک کرد و به دنبال یک فعالیت سیاسی بود ، یک حرکت مشترک با حزب ملی بلشویک تشکیل داد. در آن زمان ، او به من گفت که فقط یک جبهه متحد می تواند رژیم پوتین را سرنگون کند و فقط در این صورت است که لیبرال دموکرات های طرفدار غرب مانند او باید اختلافات خود را با ملی گرایان قومی تغییر دهند. آلباتس یادآوری کرد که در این زمینه ، او به ناوالنی گفت که باید در راهپیمایی روسیه شرکت کند. آنها با هم رفتند. او به من گفت: “من یک ستاره غول پیکر داوود را حمل می کردم ، که مطمئن شدم از دور آن را می بینم.” “او خیلی مزخرفات را صرف کرد تا با یک کیک در اطراف قدم بزند.” تلاش آنها برای درگیر کردن افراد در مکالمه به نتیجه نرسید و سه سال بعد آنها منصرف شدند.

ناوالنی اغلب گفته است که او راهپیمایی روسیه را نوعی بیان سیاسی معتبر می داند که در روسایی که او و طرفدارانش برای آن می جنگند – یک جامعه آزاد و دموکراتیک – راهپیمایی روسیه یک رویداد سالانه جشن مانند رژه سنت پاتریک خواهد بود. لئونید ولکوف ، رئیس بخش سیاسی و سازمانی سازمان ناوالنی ، تلفنی به من گفت: “او معتقد است که اگر با افرادی که در این راهپیمایی ها شرکت می کنند صحبت نکنید ، همه آنها سرسپرده می شوند.” “اما اگر با آنها صحبت کنید ، می توانید آنها را متقاعد کنید که دشمن واقعی آنها پوتین است.” ولکوف ، یهودی ، در تبعید در ویلنیوس ، پایتخت لیتوانی زندگی می کند.

در سال 2015 ، روزنامه نگار لهستانی و مخالف سابق ، آدام میچنیک و ناوالنی ، مجموعه ای از مکالمات را ضبط کردند که میچنیک در یک کتاب جمع آوری کرد. ناوالنی به میشنیک گفت: “ایده من این است که شما باید با ملی گراها ارتباط برقرار کنید و آنها را آموزش دهید.” “بسیاری از ملی گرایان روسی ایدئولوژی روشنی ندارند. آنچه آنها دارند ، احساس بی عدالتی عمومی است که در برابر آنها با پرخاشگری نسبت به افراد با رنگ پوست یا چشم های مختلف ، واکنش نشان می دهند. من فکر می کنم بسیار مهم است که به آنها توضیح دهیم ضرب و شتم مهاجران راه حل مشکل مهاجرت غیرقانونی نیست. راه حل بازگشت به انتخابات رقابتی است که به ما امکان می دهد از شر سارقان و کلاهبردارانی که از مهاجرت غیرقانونی ثروتمند می شوند خلاص شویم. “

به گفته وولکوف ، ناوالنی اکنون از ساخت ویدئوی 2007 ، که از اخراج مهاجران از آسیای میانه دفاع می کند ، اما آن را از یوتیوب حذف نکرد ، ابراز تأسف می کند ، “زیرا این یک واقعیت تاریخی است.” ناوالنی از حمایت خود از مالکیت اسلحه پشتیبانی می کند ، موضوعی که وی و ولکوف در آن اختلاف نظر دارند. در مورد مهاجرت ، ناوالنی موقعیت خود را اصلاح و اصلاح کرده است: هنگامی که اکنون طرفدار رژیم ویزا با کشورهای آسیای میانه است ، وی بر لزوم حمایت از حقوق کارگران مهاجر تأکید می کند. وولکوف گفت: “روسیه قطعاً به مهاجران نیاز دارد ، اما کسانی که مجوز کار می گیرند و مالیات می پردازند.” این موقعیت بخشی از یک بستر اقتصادی گسترده تر است که با کمک مربی سیاسی دیگر ناوالنی ، سرگئی گوریوو ، اقتصاددان درخشان روسی ساخته شده است. گوریف ، که اکنون استاد ساینس پو است ، از سال 2013 در پاریس در تبعید به سر می برد. ولکوف تحت تأثیر گوریف به من گفت ، “ما از نظر اقتصادی به طور چشمگیری به سمت چپ حرکت کرده ایم.” در سال 2018 ، ناوالنی حداقل دستمزد فدرال را به سیستم عامل خود اضافه کرد: او تخمین می زند که باید ماهانه بیست و پنج هزار روبل باشد ، تقریباً دو برابر شرایط قانونی فعلی.




منبع: https://outsidenews.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>