[ad_1]

[ringing bell tones]

[audience clapping] [audience cheering]

آقای رئیس جمهور ، دکتر بایدن ،

خانم معاون رئیس جمهور ، آقای ایموف ،

آمریکایی ها و جهان

وقتی روز فرا می رسد ، تعجب می کنیم

کجا می توانیم در این سایه بی پایان نور پیدا کنیم؟

خسارتی که حمل می کنیم ، دریایی که باید از آن بگذریم.

ما روی شکم وحش شجاع هستیم.

ما یاد گرفتیم که سکوت همیشه صلح نیست ،

و هنجارها و مفهوم آنچه که به سادگی است

همیشه عدالت نیست.

و با این وجود طلوع فجر مال ماست ،

به نوعی ما آن را انجام می دهیم ، به نوعی ما هوای خود را از دست داده ایم

و شاهد ملتی بود که شکست نخورد

اما فقط ناتمام است

ما ، وراث یک کشور

و زمانی که یک دختر سیاه پوست لاغر است

از برده ها و توسط یک مادر تنها بزرگ شده است

ممکن است رویای رئیس جمهور شدن را داشته باشد

فقط متوجه شد که او برای یکی می خواند.

و بله ، ما دور از جلا ، به دور از بکارت هستیم ،

اما این بدان معنی نیست

ما تلاش می کنیم اتحادیه ای کامل ایجاد کنیم.

ما تلاش می کنیم اتحادیه خود را ایجاد کنیم

برای تشکیل یک دولت اختصاص داده شده به همه فرهنگ ها ،

رنگ ها ، شخصیت ها و شرایط انسان.

و بنابراین ما به آنچه بین ما نگاه نمی کنیم ،

اما آنچه در مقابل ما قرار دارد

ما در حال بستن بخش هستیم زیرا می دانیم چگونه آینده خود را در اولویت قرار دهیم ،

ابتدا باید اختلافات خود را کنار بگذاریم ،

ما اسلحه های خود را زمین می گذاریم

بنابراین می توانیم به یکدیگر نزدیک شویم.

ما برای هیچ کس آسیب نمی بینیم و برای همه هماهنگی داریم.

بگذارید کره زمین ، اگر هیچ چیز دیگری نیست ، بگوید که این درست است.

که حتی وقتی غصه خوردیم ، بزرگ شدیم ،

که حتی اگر صدمه ببینیم ، امیدوار بودیم

که حتی وقتی خسته شدیم ،

که ما برای همیشه برندگان متصل خواهیم شد ،

نه به این دلیل که دیگر هرگز شکست را نخواهیم شناخت ،

اما چون دیگر هرگز تفرقه نخواهیم کاشت

کتاب مقدس به ما می گوید که تصور کنیم

که همه در زیر درخت انگور و انجیر خود بنشینند

و هیچ کس آنها را نخواهد ترساند.

اگر مجبور شویم طبق زمان خودمان زندگی کنیم ،

پس پیروزی در تیغه نخواهد افتاد ،

اما در تمام پل هایی که ساخته ایم

این چمنزار موعود است ،

تپه ای که ما فقط اگر جرات کنیم ، صعود می کنیم ،

زیرا آمریکایی بودن بیش از غروری است که ما به ارث می بریم ،

این گذشته ای است که ما در آن گام برمی داریم و چگونه آن را اصلاح می کنیم.

ما نیرویی را دیده ایم که ملت ما را متلاشی خواهد کرد

به جای به اشتراک گذاری آن ،

اگر این به معنای کاهش سرعت دموکراسی باشد ، کشور ما را نابود خواهد کرد ،

و این تلاش تقریباً به موفقیت انجامید.

اما اگرچه دموکراسی ممکن است به طور دوره ای به تعویق بیفتد ،

هرگز نمی توان آن را شکست داد.

به این حقیقت ، به این ایمان ما ایمان داریم ،

زیرا وقتی به آینده نگاه می کنیم ،

داستان ما به ما معطوف است.

این دوران بازخرید ساده است.

ما از اول ترسیدیم ،

احساس آمادگی نکردیم

وارث این ساعت وحشتناک

اما در او قدرت ایجاد یک فصل جدید را پیدا کردیم ،

امید و خنده به خودمان ارائه دهیم.

و تا اینکه یکبار پرسیدیم

چگونه می توانیم بر این فاجعه غلبه کنیم؟

حالا ما ادعا می کنیم

چگونه ممکن است که فاجعه بر ما غلبه کند؟

ما به آنچه که بود نخواهیم رفت

اما برو به آنچه خواهد بود ،

کشوری که آسیب دیده اما کل است ،

خوش فکر اما شجاع ،

وحشی و آزاد.

آنها ما را برگردانند

یا با ارعاب قطع شود

زیرا ما بی عملی و سکون خود را می دانیم

میراث نسل بعدی خواهد بود.

اشتباهات ما بار آنها می شود ،

اما یک چیز برای مطمعن شدن است.

اگر رحمت را با قدرت تلفیق کنیم

و می تواند به درستی ،

سپس عشق میراث ما می شود

و حق تولد فرزندانمان را تغییر دهیم.

پس بیایید یک طرف را ترک کنیم

بهتر از آنی که مانده ایم.

هر نفس از سینه من با برنز ،

ما این جهان اولیه را به جهانی شگفت انگیز ارتقا خواهیم داد.

ما از تپه هایی با اندام طلایی در غرب برخواهیم برخاست ،

ما از شمال ، شمال شرقی برخاسته ایم

جایی که اجداد ما برای اولین بار به انقلاب پی بردند.

ما از شهرهای دریاچه بلند خواهیم شد

از ایالت های غرب میانه ،

ما از جنوب خورشید پخته خواهیم شد.

ما بازیابی ، سازش و بازیابی خواهیم کرد ،

در هر گوشه معروف ملت ما.

در هر گوشه ای به نام کشور ما ،

مردم ما ظاهر می شوند ، متنوع و زیبا

ضرب و شتم و زیبا

روز که فرا می رسد ، از سایه بیرون می آییم

آتشین و نترس.

طلوع جدید وقتی آن را آزاد می کنیم شکوفا می شود

زیرا همیشه نور وجود دارد ،

فقط اگر آنقدر شجاع باشیم که آن را ببینیم ،

فقط به اندازه کافی شجاع بودن

[muffled chattering]

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir