قتل یک روزنامه نگار در مالت نیویورکر


در ماه های قبل از مرگ دافنه ، یک خبرچین الکتروگاس ، کنسرسیوم پشت پروژه نیروگاه مسقط ، ایمیل ها و سایر اسناد را از او به شرکت ارسال کرد ، در زمان واقعی. او به من گفت كه متیو به مادرش كمك كرده بود تا پرونده ها را بدست آورد و ترتیب آنها را بدهد. پس از قتل ، متی منبع را جستجو کرد و یک دیسک سخت حاوی اسناد فاش شده به انگلیس آورد.

گزارشگران از نگهبان و رویترز از خانه روستا بازدید کردند. پسران دافنه سپس به لندن رفتند تا مواد تحقیقاتی مادرشان را با گروهی از روزنامه نگاران که بیش از پلیس مالت به آنها اعتماد داشتند ، مرتب کنند. میزبان یک گزارشگر فرانسوی به نام لوران ریچارد بود که برای تکمیل تحقیقات در مورد روزنامه نگاران زندانی یا کشته شده در حین کار ، یک سازمان غیرانتفاعی به نام “داستان های ممنوع” ایجاد کرد. طی چند سال گذشته ، ماموریت وی مقابله با انگیزه اصلی جنایت بوده است – تا نشان دهد که ، ریچارد می نویسد ، “حتی اگر موفق به متوقف کردن یک فرستاده واحد شوید ، پیام را متوقف نخواهید کرد. داستانهای ممنوع پروژه دافنه را راه اندازی کردند و چهل و پنج خبرنگار از هجده نشریه در پانزده کشور به کار خود ادامه دادند.

پاول گفت: “از آنجا که مالت بسیار فاسد است ، نمی توان گفت پلیس تمام تلاش خود را خواهد کرد.” “شما نمی توانید بگویید که قاضی دادگاه در آن است.” هر لحظه که دور می مانید ، نیرویی در طرف دیگر وجود دارد که به سمت شما رانده می شود. “

متیو و اندرو با بیل برودر ، سرمایه دار و فعال سیاسی آمریکایی تماس گرفتند که پس از بازداشت و کشتن دوست و همکارش سرگئی مگنیتسکی ، کنگره را برای تحریم دولت روسیه با موفقیت لابی کرد. باودر توصیه می کند: “حداقل سه کار در روز انجام دهید تا آنها را آزار دهید.” “شما سه نفر هستید. نباید سخت باشد. وی خاطرنشان كرد كه به دنبال ترور روزنامه نگاران روسی بوریس نمتسوف و آنا پولیتوكوسكایا ، شورای اروپا ، نهاد اصلی حقوق بشر در این قاره ، گزارشگر ویژه ای را برای مطالعه سیستم روسیه منصوب كرده است.

اندرو از تماس های دیپلماتیک خود برای آماده سازی جلسه بعدی شورای در استراسبورگ استفاده کرد. پاول گفت: “بدیهی است که هر یک از اعضای خانواده یک قربانی قتل مجبور نیستند زندگی خود را به طور کامل متوقف کنند تا مطمئن شوند روند کار به درستی انجام می شود.” کار سلامتی او را می برد. وی ادامه داد: “همسرم مانند یک شبح به من نگاه کرد.” “پدر من وحشت کرده بود. هیچ یک از پسرانش کار نمی کردند. وی گفت: “هر بار که پل از برادران خود که به یتیم خانه سابق در سن مالو نقل مکان کرده بودند دیدار می کرد ،” متیو همیشه با همان لباس بود “.

در قطار به استراسبورگ ، پل پیشنهادی برای تعیین گزارشگر ویژه برای مالت ارائه داد ، در حالی که متیو از طریق تلفن با یک وکیل مشورت کرد. متیو گفت: “من و برادرانم یک سازمان غیردولتی نیستیم – ما قبلاً هرگز چنین کاری نکرده ایم.” “من از برنامه نویسی جاوا به این قسمت روی آوردم.”

آنها یک روز بعد از ظهر فرصت داشتند تا از اعضای شورا بر اساس پیشنهاد امضا جمع کنند. پاول گفت: “ما مانند شركت هاي دخانيات لابيست بوديم – يكي پس از ديگري درها را مي زديم ، در هر كشور عضوي گشت و گذار مي كرديم و درباره خرابي هاي نهادي در مالت صحبت مي كرديم.” “در پایان روز ، به دلیل اینکه ما اسناد زیادی را تحویل دادیم ، فقط نمی دانستیم چند امضا داریم.”

همه برادران در یک اتاق هتل می خوابیدند. در آن شب ، آنها خبر دادند كه پیشنهاد آنها بیش از هر كسی در تاریخ شورا امضا گرفته است. برای اولین بار ، گزارشگر ویژه ای به هر کشوری غیر از روسیه منصوب شده است.

بعداً گزارشگر اظهار داشت: “حاکمیت قانون در مالت به دلیل ضعف شدید سیستم کنترل و تعادل آن به طور جدی تضعیف شده است.” وی افزود که مقامات فاسد “از مجازات مصونیت برخوردارند ، تحت حمایت شخصی نخست وزیر مسقط” و از مالت خواست که تحت تهدید به تحریم ، تحقیق عمومی مستقل در مورد شرایط منجر به مرگ دافنه را آغاز کند. “اگر مالت نمی تواند نقاط ضعف خود را اصلاح کند یا نمی خواهد ، نهادهای اروپایی باید مداخله کنند.”

مسقط از دافنه شکایت کرد که همسرش مالک شرکت پوسته Egrant است. حالا او حاضر نشد پرونده را رها کند. مطابق با قانون مالت ، تعهدات در این مورد و چهل و هفت مورد دیگر به وراث وی منتقل شده است. این خانواده در مواردی که منابع محرمانه بوده و شاهد اصلی فوت کرده است ، با مسئولیت احتمالی نزدیک به نیم میلیون یورو مواجه است.

پسران خیریه ای تأسیس کردند تا برای حمایت قانونی خود پول جمع کنند و روزنامه نگاران محلی را در زمینه روشهای تحقیق آموزش دهند. پل قراردادی برای نوشتن زندگی نامه مادرش امضا می کند و همه عواید آن به بنیاد می رود.

در مارس 2018 ، متیو به مالت بازگشت و سه س onال را بر روی یک بنر بزرگ چاپ کرد: «چرا کیت چمبری و کنراد میتزی در کمیساریای پلیس در زندان نیستند؟ چرا جوزف مسقط همسر شما توسط پلیس تحقیق نمی شود؟ چه کسی پس از طرح این س Dال ها هزینه انفجار دافنه کاروانا گالیسیا را پرداخت کرد؟ “او آن را جلوی یک آپارتمان در طبقه دوم که خانواده اش در خیابان نانوایی قدیمی ، در قلب منطقه توریستی والتا متعلق دارند ، آویزان کرد. مقامات محلی برنامه ریزی آن را تخریب کردند – عملی که متیو به عنوان سرقت به پلیس گزارش داد. یک بنر با خط اضافی: “این دومین بنر ماست – اولین سرقت شده ما.”

دافنه کاروانا گالیسیا.عکس از پیپا زمیت کوتاجر

در میدان روبروی دادگستری ، فعالان با شمع و گل و عکس یادبودی از دافنه ساختند. برای چند صد شب آینده هر شب ، وزیر دادگستری دستور برکناری او را صادر کرد. هر روز صبح فعالان آن را بازسازی می کردند.

بازپرس اصلی قتل کیت آرنو بود ، کسی که دافنه را در آستانه انتخابات 2013 دستگیر کرده بود. او و همکارش ، بازرس کورت زهرا ، از پیچیدگی های پولشویی ، سیاست و فساد مالی بی اطلاع بودند. آنها حوادث باند ، خشونت خانگی – قتلهای عادی را بررسی کردند. پیرمردی در گوزو با ماهی همسرش را زد. او از پله ها افتاد و مرد و او سلاح قتل را پخت و خورد. در چهار سال قبل از قتل دافنه ، پنج بمب گذاری در اتومبیل در این جزیره رخ داد که همه آنها کشف نشده باقی مانده بودند. اما این قربانیان در قاچاق سوخت مشارکت داشتند و نگرش رایج در میان نخبگان مالت این بود که اگر مجرمان فقط یکدیگر را می کشند چندان بد نیست. علاوه بر این ، با بازداشت برادران دژورجیو ، بمباران متوقف شده بود.

مالت دارای چهارصد سال سابقه نادیده گرفتن قتل در صورت مناسب بودن است. در سال 1607 ، کاراواجو پس از کشته شدن مردی در رم ، به والتا پناه برد. شوالیه های مالتا از او استقبال کردند و در ازای چندین نقاشی – که اکنون دو نقاشی در بزرگترین کلیسای جامع والتا آویزان است – از او استقبال کردند.

آرنو و زهرا به دنبال مدرک می گشتند. آنچه با آن انجام می شود از عهده آنها خارج است. گرجی ها برای وکیل به پول احتیاج داشتند. در اوایل سال 2018 ، آرنو و زهرا متوجه شدند که یک سری از بازدید کنندگان تصادفی با پول در زندان ظاهر شدند. به نظر می رسید که همه آنها بخشی از زنجیره ای از واسطه ها هستند که هر کدام فقط می دانند چه کسانی پاکت را به او داده اند و چه کسی می تواند آن را به دیگری بدهد. آخرین نفر در این زنجیره نمی دانست که این پول از کجا آمده است – او فقط باید یک رسید دریافت کند.

طولی نکشید که دگیورگیوس یکی از گرانترین وکلای کشور را استخدام کرد. آرنود و زهرا به تماس های تلفنی برادران گوش دادند و دریافتند که وقتی با برادرشان ماریو صحبت می کردند ، اغلب مرد دیگری در اتاق بود. بعد از چیزهای خوب ، ماریو تلفن را به او داد.

پلیس در مقابل خانه ماریو نظارت را سازماندهی کرد. یک روز یک تاکسی سفید حرکت کرد و مردی کمی کرکی در اواخر سی سالگی سوار آن شد. پس از تماس تلفنی با برادران در زندان ، مرد دوباره در تاکسی برگشت. پلیس با تاکسی به هیلتون در پورتومازو رفت ، جایی که مردی که ملوین توئما با رئیس خود یورگن فنک دیدار کرد.

چند هفته بعد ، جوزف مسقط درخواست های شنود تلفن برای Teuma و Fenek را امضا کرد ، که فقط او به عنوان نخست وزیر می توانست اجازه دهد. Fenek تقریباً بلافاصله متوجه شد و به Teuma اطلاع داد كه باید ارتباط خود را از طریق برنامه های رمزگذاری شده آغاز كنند. Teuma یک بار به یکی از دوستان سر باز گفت که از Fenek ناراحت است. ساعاتی بعد ، فنک او را به خاطر بی احتیاطی سرزنش کرد. Fenech حتی به روزرسانی های مکالمات شنود شده Theuma را دریافت کرد. او Teuma را مجبور کرد با دوستش تماس بگیرد و در هنگام شنود تلفن بگوید که این تف به ایستگاه تاکسی در هیلتون اشاره دارد.

Teuma احساس شدیداً در معرض دید قرار گرفت. Fenech نزدیک به معاون کمیسار پلیس سیلویو والتا بود که بر تحقیقات قتل نظارت داشت. والتا میهمان دائمی خانه روستایی Fenech بود ، جایی که Teuma یک بار برای آنها کباب کرد. پس از مشخص شدن Teuma به عنوان واسطه ، فنك والتا را به عنوان میهمان در مسابقات فوتبال در انگلیس و اوكراين برد.

از نظر Teuma ، فنک فقط به قدرت نزدیک نبود – بلکه بود بود قدرت. هر آنچه كه توئوما در مورد تحقیقات پلیس آموخت از طریق رئیسش فیلتر شد. شروع به درک آن به عنوان یک پایان آزاد شد ، پشه ای که منتظر خرد شدن است.

Teuma وصیت نامه جدیدی داد. او شروع به ضبط جلسات خود با فنک ، با تلفن همراه در حالت هواپیما و پنهان در جوراب خود کرد. در طی یک مکالمه ، تووما فهمید که اگرچه شامبری مسئول این پوشش بود ، اما احتمالاً تا آن زمان از قتل اطلاعی نداشت. فنک گفت: “وقتی به چمبری گفتم ، او سرد شد.” به گفته فنک ، چمبری پاسخ داد: “شما باید قبل از انجام کاری که انجام می دادید ، نزد من بیایید.”

Teuma شروع به نوشیدن زیاد و مصرف داروهای ضد افسردگی کرد. چمبري يكي از محافظان مسقط را كه عضو سابق سرويس اطلاعاتي به نام كنت كميلري بود ، براي بررسي Teuma فرستاد. به عنوان تشویق ، كمیلری به Teuma گفت كه به مهاجمان بگوید كه به زودی وثیقه به علاوه یك میلیون یورو به آنها تعلق می گیرد. اما Teuma فقط پارانویا شد.

در اوایل سال 2019 ، فنک در یک مهمانی کوچک برای چهل و پنجمین سالگرد تولد مسقط ، در یک خانه شکار در استان مالت شرکت کرد. فنک سه بطری Château Pétrus ، یکی از روزهای تولد مسقط و دو دختر دوقلوی او را به مسقط داد. سپس ، طبق گفته Fenech ، مسقط به او گفت كه در خلوت مراقب باش – Teuma گره نخورد و آزادانه با تلفن صحبت كرد.

از طریق شبکه تاریک ، فنک سعی کرد سیانور و یک اسلحه خاموش را خریداری کند ، اما هیچ یک از معاملات انجام نشد. در نوامبر 2019 ، بیش از دو سال پس از قتل دافنه ، پلیس ماشین Teuma را محاصره کرد. هفته ها قبل ، به او هشدار داده شده بود كه پلیس او را به جرم بازی در قرعه كشی زیرزمینی به پولشویی متهم می كند و پس از دستگیری از وی در مورد قتل سوال می كند. او برای دفن این پرونده ترتیب داده بود که به یک کارمند رشوه دهد. حالا با وحشت متوجه شد که پلیس کج رفته است.

Teuma یک جعبه بستنی را از ماشین گرفت. او اصرار داشت که آن را با خود به ایستگاه ببرد و گفت که باید آن را برای بازرس آرنو باز کند. در اتاق بازجویی ، آرنود او را تماشا کرد که جعبه را باز کرد ، هق هق گریه کرد و آن را خالی کرد. این عکس حاوی عکسی از Theuma بود که در کنار چمبری در دفتر نخست وزیری ایستاده بود ، انبوهی از درایوهای فلش همراه با سوابق مخفی Fenech و یک یادداشت دست نویس:


منبع: https://outsidenews.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>