[ad_1]

ماریو گونزالس و دلین اشلی یوان.عکس با مجوز از ماریو گونزالس

ماریو گونزالس دو سال پیش با دلانی اشلی یانگ در فیس بوک ملاقات کرد. هر دو در شمال آتلانتا زندگی می کردند. گونزالس حدود دو دهه پیش از مکزیک به آنجا نقل مکان کرد و در فکر بازگشت بود. پدر و مادر او از زمان آمدن وی به ایالات متحده در خانه فوت کرده بودند. گذار به عنوان یک باغبان و باغبان به طور فزاینده ای ناپایدار به نظر می رسید. او سی و هفت ساله بود. یاون سی و یک ساله بود. وی اخیراً به اسپانیایی به من گفت: “من فکر می کردم این کار را به تنهایی انجام می دهم.” “من قبل از او هرگز دوست دختر جدی نداشتم. با او فرق داشت. “در اولین ملاقات خود ، آنها با پسر دوازده ساله یاون اسکیت رفتند. گونزالس گفت: “زیبا بود.” “ما صحبت کردیم. ما مدام صحبت می کردیم. او حقیقت را می گوید.” او گفت ، آنها بیرون رفتند تا اینکه او موافقت کرد که دوست او باشد.

یون یک ماه بعد از گونزالس خواست که در خانه ای که با مادر ، پسر و خواهرزاده اش مشترک بود با او زندگی کند. او در یک خانه وافلی نزدیک کار می کرد. در خانه ، او شروع به پخت غذاهای مکزیکی کرد. گونزالس به یاد می آورد: “هنگامی كه ما در فروشگاه بودیم و او كوزه ای را به همراه Doña María Mole برداشت و من از او پرسیدم كه با این كار چه كاری انجام می دهی.” “مثل این بود که” من می دانم چگونه آشپزی کنم. آشپزی بلدم. او به من گفت: “او مانند یک مکزیکی واقعی آشپزی می کند. من نمی دانم که او چگونه این کار را آموخته است. “” او اسپانیایی را به خوبی صحبت نمی کرد ، اما باهم کنار آمدیم. “آنها درباره بچه دار شدن صحبت کردند.

یاون شیفت صبح کار می کنه. زنگ ساعت 5 او خاموش شد صبح. ، و گونزالس با او به خانه وفل می رفت ، جایی که او می ماند تا زمانی که وقت دیدار او در QuikTrip نزدیک باشد. یئون باردار شد و آنها تصمیم گرفتند پس از تولد دختر بچه ازدواج کنند. گونزالس به من گفت: “او نمی خواست در حالی که باردار بود و شکم دارد ازدواج کند.” به گفته وی ، او شادترین مرد همیشه بود ، حتی با شروع جمع شدن اسکناس ها. وی گفت: “ما به اندازه کافی برنده نشده ایم.” یاون به او گفت که می خواهد کار را در دو شیفت شروع کند. گونزالس گفت: “من به او گفتم كه كار زيادي است.” “او هرگز یک روز مرخصی نگرفت.” گونزالس گفت ، گرچه آنها پول کمی داشتند ، جائون همیشه به مردم کمک می کرد. او از توصیه های دوستان خودداری کرد و برای کمک به غریبه هایی که بنزین آنها در کنار جاده تمام شده بود ، از راه خود خارج شد و آنها را به ایستگاه برد و حتی پیشنهاد پرداخت هزینه سوخت آنها را داد. “او همیشه همینطور بوده است.” جسی رودریگز ، دوست قدیمی یون ، روزی را به یاد آورد که این دو زن فرزندانشان را به پنیر چاک ای آوردند. سالها پیش بود و یاون در آن زمان پول زیادی نداشت. با این وجود او اصرار داشت که همه هزینه های رودریگز و دخترش را بپردازد. او مدام می گفت: “می بینم! اینو فهمیدم! “رودریگز به من گفت.”

او برای دومین سالگرد اولین ملاقات خود با گونزالس یاون ایده ای داشت. “عشق منوی به یاد آورد که چگونه وی گفت: “شما شش روز در هفته کار می کنید و من شش روز در هفته. احساس خستگی میکنم. کمرم درد می کند. ما به ماساژ نیاز داریم. گونزالس فقط در هنگام بارندگی می توانست از محل کار خود بلند شود ، بنابراین آنها روزی را پیش بینی کردند که باران پیش بینی شود. روز سه شنبه ، 16 مارس ، یون در ساعت 2 بعدازظهر شیفت خود را با خانه های وافلی به پایان رساند. PM “بیا بریم!” گونزالس گفت ، او هنگام بازگشت به خانه فریاد زد. او قبلاً هرگز ماساژ نداده بود. در راه ماساژ آسیایی یانگ ، در Aquart ، یاون توضیح داد که آنها می توانند ماساژ را به طور جداگانه یا با هم انجام دهند. او به او گفت: “هرچه می خواهی”. “شما رئیس هستید.” هر کدام در اتاق های جداگانه یک ساعت ماساژ داشتند. گونزالس به من گفت: “نزدیک بود که تمام شود ، وقتی سه یا چهار شلیک شنیدم.”

ریتا بارون در همسایگی ماساژ آسیایی یانگ در بوتیک گابی کار می کند. او مانند گونزالس اهل مکزیک بود و اطلاعات کمی از محله داشت. در تاریخ 16 مارس ، حدود ساعت 5 عصر PM، دو مشتری در حال گشت و گذار در فروشگاه او بودند که یک دسته کت روی دیواری که او با یانگ به اشتراک گذاشته بود شروع به لرزیدن کرد. بارون به من گفت: “من فکر نمی کردم این یک ضربه باشد.” “فکر کردم ، شاید چیزی از قلم افتاده باشد. چیزی سنگین سپس او فریاد ها را شنید و مردم را دید که به بیرون می دوند. وی گفت: “سه خانم آسیایی.” “مشکلی برای آنها پیش آمده بود. آنها مدام جیغ می کشیدند. شوهرش بیرون رفت تا سعی کند با آنها صحبت کند. آنها کمی انگلیسی صحبت کردند ، اما او کلمات “man” و “gun” را درک کرد. بارون با شماره 911 تماس گرفت.

در طی شش سالی که در همسایگی وی کار می کرد ، بارون شاهد ورود و برش گسترده آتلانتا از ماساژ آسیایی یانگ بود. “اسپانیایی ، آمریکایی ، سیاه پوست. انواع مردم. ” “زنان ، مردان”. بارون صاحب خانه ، ژیاوجی تانگ را از بین می برد. بارون گفت: “او خوب بود.” مردی دوستانه ، تان که از چین به ایالات متحده آمده بود ، چهارم ژوئیه و سال جدید قمری را در آبگرم ترتیب می داد. بارون و پسرش در سالن ماساژ داده بودند. بارون گونزالس را به عنوان مشتری و جائون را از غذا خوردن در خانه وفل می شناخت. بارون با اشاره به روز قبل از قتل به من گفت: “من دوشنبه گذشته در مورد دخترش با او صحبت کردم.” او به خاطر آورد که یون گفت ، “او در حال بزرگ شدن است و من خوشحالم – زیرا من یک کودک دیگر می خواهم.”

او به من گفت ، ماساژور گونزالس با متوقف شدن تیراندازی از اتاق خارج شد ، اما او در آنجا ماند. سپس صدای پلیس را شنید که به او گفت با دستان روی سرش بیرون بیاید. اعضای اداره کلانتری شهرستان چروکی به سرعت در محل حاضر شده بودند. گونزالس گفت: “من هنوز بیرون نرفتم تا اینکه پلیس وارد اتاق من شد.” بارون که کنار همسایه ایستاده بود ، از دیدن گونزالس که دستبند دارد شوکه شد.

یکی از افسران ، گونزالس را به سمت اتومبیل پلیس برد. در داخل ، گونزالس سعی کرد آرامش خود را حفظ کند ، چون می دانست پلیس دلیلی برای بازداشت وی ندارد. اما هیچ کس ساعتها چیزی به او نگفت. گونزالس به یاد آورد ، “من از یکی از افسران که شبیه اسپانیایی بود پرسیدم.”اولین، باید بدانم همسرم داخل است. آیا او مرده است یا زنده است؟ وی گفت: “او نادیده گرفته شد ،” تا اینکه کسی نام و آدرس وی را پرسید. پس از چند ساعت نشستن در پارکینگ ، عروس خود را دید. او به یاد آورد. “من او را می شناسم. می دانستم اتفاق بدی افتاده است. بلافاصله فکر کردم همسرم مرده است.”

او ساعتی دیگر در ماشین تنها بود ، سپس یکی از کارمندان برگشت و دستبندهای خود را برداشت اما به او گفت که در جای خود بماند. گونزالس گفت: “هر وقت او رد می شد ، به او می گفتم می خواهم درباره همسرم بدانم.” “آنها مرا نادیده گرفتند.” او حدود چهار ساعت در اتومبیل بوده است ، هنگامی که یک افسر پلیس شانه او را گرفت گفت: “همسرت فوت کرد”. گونزالس ادامه داد: به نظر شما این عادلانه است؟ خیلی عصبانی شدم فکر می کنم آنها قبلاً دوربین ها را چک کرده بودند. ”ساعت 6:37 PM، اداره کلانتری شهرستان چروکی عکس های گرفته شده توسط دوربین نظارت از مظنون پارکینگ را در فیس بوک منتشر کرده بود. “آنها می دانستند كه تیرانداز كیست – پس چرا مرا در ماشین سوار كرده اند؟” من فکر می کنم این نژادپرستی است زیرا او “- همسرش -” سفیدپوست ، آمریکایی بود. “

روز بعد ، گونزالس در مصاحبه ای مقابل دوربین روزنامه اسپانیایی زبان Mundo Hispanico ، توصیف آنچه اتفاق افتاده است و نشان دادن دستبند روی مچش. مدیر ارتباطات شهرستان از اظهار نظر خودداری کرد و گفت تحقیقات در مورد تیراندازی “علنی و در جریان است”.

مراسم خاکسپاری دلین اشلی یاون چهارشنبه گذشته برگزار شد. گونزالس گفت بسیاری از مردم آمدند ، اما او نمی خواست در این مورد صحبت کند. وی روز پنجشنبه گفت: “این بود.” وی افزود: هر آنچه كه الان داریم یك مشكل است. دخترم فعلاً از گفتن “مادر ، مادر ، مادر” دست بر نخواهد داشت. وی گفت: “او در ایالات متحده دو خویشاوند دارد” ، یک خواهرزاده و یک خواهرزاده که به ترتیب نوزده و بیست ساله هستند. او گفت كه آنها به او گفتند كه در مورد نوزاد به او كمك خواهند كرد ، و او را در صورت نياز به آنجا برد كه گونزالس گواهينامه رانندگي نداشت. وی گفت: “خواهیم دید چه اتفاقی می افتد.” او به من گفت که یون قصد داشت امسال به او کمک کند تا ویزا بگیرد. حالا جسی رودریگز ، دوست دختر جائون ، در این کار به او کمک می کند. او گفت که آن روز او را رانده و دخترش مادرش را در راه می خواهد. وی گفت: “یو سویا تو ماما”. گونزالس به یون گفت: “او همه چیز را به من داد.” “من رنج می برم. من همچنان رنج می برم. مثل هم نخواهد بود دلم تنگ میشه “

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir