[ad_1]

هر شب ، وقتی سگم را راه می روم ، چندین غریبه که به روشی مشابه به من پیوسته اند ، دو س sameال یکسان از من می پرسند: “پسر یا دختر؟” و “چند ساله؟” اهمیت عملی این س questionsالات از من دور است. پاسخها نه در مورد تعامل بین سگهای ما است و نه داستانی را بیان می کنند. آیا جالبتر خواهد بود بدانید که آیا سگ یکی از اعضای خانواده دیرینه است یا یک توله سگ همه گیر است ، اگر او با حیوانات خانگی دیگر زندگی می کند ، چقدر ورزش می کند یا می خواهد ، چگونه تحرک های آتش بازی را در تابستان گذشته تحمل می کند یا حداقل نام سگ را یاد می گیرد ؟ اینها س theالاتی است که من معمولاً از صاحبان سگ در حالی که حیوانات خانگی ما بو می دهند ، می پرسم ، اما در پاسخ آنها هنوز – صدها بار در سال – از من در مورد سن و جنس سگ من می پرسند. به نظر می رسد این دسته بندی ها برای نحوه سازماندهی جهان پیرامون خود آنقدر مهم هستند که آنها را در همه موارد از جمله سگهای تصادفی در شب اعمال می کنیم.

بنابراین جای تعجب نیست که تلاش برای تضعیف این دو گروه باعث ناراحتی و اغلب ترس و عصبانیت افراد می شود. این اتفاق می افتد زمانی که کودکان با استقلال خاصی عمل می کنند. وقتی افراد هنجارهای جنسیتی را به چالش می کشند. و به خصوص وقتی هر دو اتفاق یکباره رخ می دهد ، مانند مورد کودکان ترنس. در ماه دسامبر ، دادگاه عالی انگلیس در مورد اینکه آیا جوانان زیر هجده سال قادر به رضایت آگاهانه برای درمان جلوگیری از بلوغ هستند ، رای داد. این روشها را می توان برای كودكانی كه مبتلا به دیس فوریای جنسی هستند ، تجویز كرد ، هم برای تسكین ناراحتی ناشی از تغییرات جسمی ناشی از بلوغ و هم زمینه سازی انتقال پزشکی بعدی بین دو جنس. دادگاه حکم داد که کودکان زیر شانزده سال نمی توانند به چنین درمانی رضایت دهند زیرا آنها قادر به درک تأثیرات طولانی مدت آن نیستند و توانایی جوانان در سنین 16 تا 18 سال برای دادن رضایت آگاهانه را زیر سال برد. این تصمیم در واقع کودکان و نوجوانان انگلیس را از انجام انتقال پزشکی منع می کند.

رسانه های انگلیسی تصمیم دیوان عالی کشور را به طور کلی مثبت اعلام کردند. “سایر کشورها باید از یک جمله تراجنسی در انگلیس یاد بگیرند” اقتصاددان نوشت. “دادگاه حق داشت روند نگران کننده را مهار کند ،” نظاره گر نوشت. در اواخر همان ماه ، سردبیر رسانه بی بی سی ، آمل راجان ، لیست پنج مقاله برتر سال خود را منتشر کرد ، از جمله آهنگ جی. K. رولینگ ، در توضیح موقعیت خود “در مورد مسائل جنسی و جنسی”. رولینگ که خود را به عنوان مدافع حمام ، رختکن و سایر “فضاهای همجنسگرای” علیه زنان تراجنسیتی معرفی می کند ، می نویسد که “او نگران انفجار عظیم زنان جوانی است که می خواهند از آنجا عبور کنند و همچنین تعداد فزاینده ای که به نظر می رسد تحریکی “رولینگ می نویسد:” او این فرضیه بحث برانگیز را نقل می كند كه برخی از دوران نوجوانی ممكن است ناشی از نوعی سرایت اجتماعی باشد. اگر این انتقال در دوران نوجوانی او ممكن بود ، ممكن است وی این روش را برای مقابله با چالش های خود در زمینه سلامت روان: “جذابیت فرار از زنانگی بسیار زیاد است.”

در ایالات متحده ، این بحث توسط ابیگیل شریر ، نویسنده در ، مطرح شد مجله ی وال استریت که سال گذشته کتابی تحت عنوان “خسارت جبران ناپذیر: شیدایی تراجنسی گمراه کننده دختران ما” منتشر کرد. این جلد نقاشی یک دختر قبل از بلوغ با یک گردن گرد غول پیکر است که شکم او باید باشد. این کتاب در حال حاضر در رتبه بندی پرفروش ترین ها در تحقیقات ترانس جنس آمازون قرار دارد. لوایحی که مراقبت های ترانس برای جوانان را ممنوع می کند قبلاً نمایه شده اند برای جلسات قانونگذاری امسال در آلاباما ، تگزاس و میسوری. سال گذشته ، به لطف مقاومت در صنعت دارو ، لایحه مشابهی در داکوتای جنوبی شکست خورد. وقتی چنین لوایحی حاوی زبانی است که منطق آنها را توضیح می دهد ، آنها استدلالهایی مشابه با رولینگ ، شرایر و دیوان عالی انگلیس ارائه می دهند: اینکه اثرات مراقبت از کودک غیرقابل برگشت است و بسیاری از افرادی که می خواهند دوران بلوغ را پشت سر بگذارند در نهایت نتیجه می گیرند. آنها تصمیم خواهند گرفت با جنسیتی که از بدو تولد به آنها اختصاص داده شده است ، شناسایی شوند.

حساب های دولت تمایل به ترکیب انواع مراقبت های ترانس – مسدود کننده های بلوغ ، هورمون های جنسی و جراحی دارد. به عنوان یک داستان ، این غیر منطقی نیست: بیشتر افرادی که مسدود کننده های بلوغ دریافت می کنند ، همچنان هورمون های مقاربتی را مصرف می کنند و بسیاری جراحی را انتخاب می کنند. اما اثرات کوتاه مدت و بلند مدت مداخلات پزشکی به طور قابل توجهی متفاوت است. آگونیست های هورمون آزاد کننده گنادوتروپین ، که در اصل برای درمان سرطان پروستات و آندومتریوز در بزرگسالان ایجاد شده است ، ممکن است در جلوگیری از تغییرات مرتبط با بلوغ تاثیری داشته باشد: رشد دستگاه تناسلی ، سینه ها ، موهای بدن و صورت و تغییرات صدا. استروژن باعث رشد پستان می شود و تستوسترون احتمالاً منجر به کاهش صدا و افزایش مو و بدن می شود. هر دو نوع هورمون بر توزیع چربی و عضله تأثیر می گذارد. اثرات هورمون ها به همان اندازه قابل پیش بینی نیستند – و حد فاصل اثرات برگشت پذیر و برگشت ناپذیر درمان هورمونی به اندازه مشخص مخالفان آنها مشخص نیست ، اما شخصی که بلوغ او به طور م preventثر پیشگیری می شود و بعداً هورمون های متقابل دریافت می کند بعید است باروری آنها را حفظ کند. برخی از محققان اروپایی در حال آزمایش رزرو بافت غدد جنسی هستند که می تواند بعداً برای تولید فرزندان بیولوژیکی مورد استفاده قرار گیرد (تلاش های مشابهی در کودکانی که تحت درمان سرطان هستند انجام می شود که احتمالاً باعث ناباروری آنها می شود). زنان و مردان متولد که دوره بلوغ را پشت سر می گذارند ، قدرت باروری خود را به همان اندازه از دست می دهند ، اما به نظر می رسد رولینگ ، شیرر و دیگر مخالفان ترنس کودک نگران افرادی هستند که آنها را دختری می دانند که می خواهند از زنانگی فرار کنند. (شاکی برجسته پرونده انگلیس ، کیرا بل ، که از بدو تولد به عنوان یک زن منصوب شد ، شروع مصرف مسدودکننده های بلوغ را در شانزده سالگی و تستوسترون را در هفده سالگی انجام داد و از سال بیست و دو بار نیز ماستکتومی مضاعف انجام داد. بعداً بل دوباره زن شد).

شولامیت فایرستون ، فعال رویایی فمینیست ، در کتاب 1970 دیالکتیک جنسیت: پرونده انقلاب فمینیستی ، اظهار داشت: “زنان و کودکان همیشه در یک نفس ذکر می شوند.” . . که ماهیت این رابطه چیزی نیست جز ستم مشترک. و علاوه بر این ، این ظلم به گونه ای پیچیده در هم آمیخته و تقویت می شود که ما قادر نخواهیم بود بدون بحث در مورد آزادی کودکان ، در مورد آزادی زنان صحبت کنیم و بالعکس. ” فایرستون خاطرنشان كرد: زنان و كودكان نه تنها با الزام زنان به زایمان و تربیت فرزندان ، بلكه با تعهد هر دو گروه در حفظ معصومیت ، شكنندگی ، عدم بلوغ و وابستگی به دیگران با هم ارتباط ناگسستنی دارند. او مسیر رهایی را در رقت عملکرد باروری در زیست شناسی زنان و در از بین بردن دوران کودکی دید. می توان ادعا کرد که جوانانی که به دنبال مراقبت های ترانس هستند ، هر دو پروژه را دنبال می کنند و بنابراین چنین مخالفت های وحشت زده ای را ایجاد می کنند.

با این حال ، استدلالهای مربوط به مراقبتهای ترانس برای جوانان معمولاً آنقدر آزادانه نیست که تعیین شود. به طور کلی ، وکلا استدلال می کنند که کودکان ترانس مادرزادی هستند ، به طور قابل توجهی با کودکان در کشورهای مستقل مشترک المنافع متفاوت هستند و دسترسی به انتقال پزشکی برای جلوگیری از افسردگی و حتی خودکشی ضروری است. سحر سجادی در مقاله ای در مقاله نوشت: “ترس از اینکه بلوغ به خودی خود می تواند تهدیدی برای زندگی کودکان تراجنسیتی باشد ، در مراقبت از تراجنسیتی کودکان نیز نفوذ می کند.” یک چهارم تحقیقات ترانس جنسیتی سال گذشته (سجادی یک انسان شناس پزشکی است که به مدت یک دهه رویه های بالینی را برای افراد مبتلا و سایر کودکان غیر حساس به جنسیت مطالعه کرده است.) وی ادعا می کند که این نوع حمایت از دو روند دیرینه است: عادت تفکر در مورد انتقال جنسیت. به عنوان یک فرآیند پزشکی و عادت پایه گذاری ادعاهای حقوق مدنی دگرباشان جنسی در سخنان “متولد شده از آن طریق”. این عادت ها منجر به یک بحث قانع کننده و قابل هضم می شود: ترانس سکسوال یک ویژگی غیرقابل تغییر است و محرومیت از دسترسی جوانان به انتقال پزشکی ممکن است به معنای کشتن آنها باشد. این استدلال مبتنی بر تجربه برخی از وکلا است که انتقال پزشکی خود درد شدید را کاهش داده است. اما بحثی که ریشه در ناامیدی دارد ، نمی تواند و نباید نماینده همه جوانان باشد.

هنگامی که ما در مورد کودکان و نوجوانان صحبت نمی کنیم ، افراد ترانس در مورد امکانات بسیار گسترده تر از انتقال پزشکی صحبت می کنند – طیف بیان جنسیت متنوع تر از مسیر خطی مسدودکننده های بلوغ و به دنبال آن هورمون های مقاربتی است. برخی از افراد مسن باینری در نظر گرفته می شوند و برخی دیگر اینگونه نیستند. برخی از هورمون ها استفاده می کنند و عمل های جراحی انجام می دهند ، دیگران یکی یا دیگری را انتخاب می کنند ، برخی روش های مختلفی را امتحان می کنند و دیگران به طور کلی از مداخلات پزشکی جلوگیری می کنند. مداخله پزشکی نیاز به تشخیص نارسایی جنسی دارد ، حتی اگر فرد هزینه جراحی و هورمون ها را از جیب خود پرداخت کند. به طور کلی ، با این حال ، بزرگسالان ملزم نیستند ثابت کنند که همیشه احساس کرده اند که در جسمی اشتباه قرار دارند (اگرچه بعضی از آنها).

اگر به این پیش فرض پایبند باشیم که استعلا صفتی ذاتی و غیرقابل تغییر است ، نتیجه می شود که هر جوانی که تصمیم به دگرگونی می گیرد ، این قضیه را که هر جوان دیگری ممکن است مجبور به جستجوی مراقبت های فرانسوی شود ، تخریب می کند. سجادی از زوم در مونترال ، جایی که عضو هیئت علمی گروه پزشکی دانشگاه مک گیل است ، به من گفت: “بحث اصلی این است که آیا این جوانان دوام خواهند آورد.” “من فکر می کنم این سوال اشتباه است. تغییر جنسیت با افزایش سن. جنسیت یک زن پنجاه ساله با یک دختر پنج ساله یکسان نیست. اگر شخص دوباره رد شود هیچ اتفاق وحشتناکی رخ نمی دهد ، بنابراین من فکر می کنم که باید در مورد آن فکر کنیم. “

تصمیم دادگاه عالی انگلیس به نکته ای اشاره دارد که قانع کننده و دلسوزانه به نظر می رسد. كمیسیون تصمیم گرفت كودكی نتواند كاملاً اهمیت ناباروری و از دست رفتن احتمالی كاركرد جنسی را كه با انتقال در سنین كودك همراه است ، درک كند. (یک نگرانی این است که مسدود کننده های بلوغ از رشد دستگاه تناسلی جلوگیری می کنند ، و عمل جراحی پایین جنسیت را پیچیده تر می کند.) اما این بحث نه تنها به تعریف محدود لذت جنسی ، بلکه همچنین به ایده آل غیرممکن درک بستگی دارد: ما هرگز نمی توانیم به طور کامل تصور از دست دادن ، به ویژه از دست دادن چیزی که هرگز نداشته ایم. کایرا بل شهادت داد: “همین اواخر نبود که به فکر بچه دار شدن افتادم و اگر چنین امکانی ممکن بود ، باید با این واقعیت زندگی کنم که قادر به شیر دادن به فرزندانم نخواهم بود. من هنوز اعتقاد ندارم که روش جراحی لازم برای برداشتن پستانهایم و اینکه در واقع چقدر بزرگ بود را کاملاً پردازش کردم. “هرچقدر که این پذیرش دلخراش باشد ، همه داده های موجود نشان می دهد که چنین پشیمانی بسیار نادر است. شهادت یک مرد دادگاه را ترغیب کرد تا تصمیمی اتخاذ کند که هزاران نفر را تحت تأثیر قرار دهد ، و به ما در مورد جذب تولید مثل انسان به تخیل بیشتر از اینکه انتقال بین دو جنس.



[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir