محرک COVID فقط آغاز کار است


شاید باید از جوزف تیپالدو سپاسگزار باشیم. مثل اینکه او مرد وحشتناکی بود. اما این وحشت نمایشی و تقریباً شادمانه او بود که سرانجام به تعیین حداقل دستمزد منجر شد. در سال 1934 ، تیپالدو لباسشویی Spotlight را در بروکلین اداره کرد. طبق قانون نیویورک وی به 9 زنی که برای او لباس می شستند برای مدت چهل ساعت کار در هفته حداقل مبلغ 12.40 دلار به وی پرداخت می کند. پس از شکایت ، یک بازرس ایالتی آمد تا مطمئن شود که وی مبلغ کامل را پرداخت کرده است. تیپدالدو پول را به کارمندان خود به بازرس داد و سپس به محض رفتن بازرس ، از زنان خواست که بیشتر آنها را پس دهند.

تیپالدو دستگیر شد. اما یک کنسرسیوم از شرکتهای حداقل دستمزد بودجه جبران خسارت را تأمین کردند و در سال 1936 دادگاه عالی حکم داد که نیویورک ، مانند سایر ایالتها ، “تحت هیچ شکلی از قانون در منع ، تغییر یا فسخ قرارداد” بین کارفرمایان و کارمندان “قدرت ندارد. در مورد حقوق به طور خلاصه: تصمیم 5 تا 4 ایده حداقل دستمزد را خلاف قانون اساسی اعلام می کند. او از دهه های گذشته پیروی از تئوری “آزادی قرارداد” بسیاری دیگر را تکرار می کند. این ایده این بود که از آنجا که قانون اساسی آزادی را تضمین می کند ، هر آمریکایی باید این آزادی را داشته باشد که با کارفرمای خود به توافق برسد. در احكام قبلی ، دیوان قوانینی را كه كار را به شصت ساعت در هفته محدود كرده و استفاده از كار كودكان را محدود كرده بود ، لغو كرد.

اما در زمان تصمیم تیپالدو ، در شرایطی که این کشور با رکود بزرگ روبرو بود ، چیزی در آمریکا تغییر سیاسی کرده بود. اصل موجود در این پرونده بسیاری از برنامه های رئیس جمهور فرانکلین D. روزولت را تضعیف کرد. منطق آن تقریباً همه اشکال مداخله دولت در معاملات خصوصی را منع می کند. FDR ، که دومین ماه پس از صدور این حکم پیروز شد ، طرحی را برای جمع بندی دادگاه اعلام کرد: افزودن قضات اضافی برای لغو چنین احکامی و زمینه سازی برای گسترش قرارداد جدید. کمتر از یک سال بعد ، قبل از شروع بسته بندی ، دیوان عالی کشور تغییر موضع داد و قانونی بودن حداقل دستمزد را تأیید کرد. عدالت محافظه کار ، اوون رابرتز (غیرمرتبط با جان) ، تغییر موضع داد و اکثریت 5 به 4 را به نفع السی پریش ، خدمتکاری که توالت هتل Cascadian ، Wenatchee ، واشنگتن را تمیز کرده بود ، تشکیل داد. آنها کمتر از حداقل دستمزد دولت به او پرداخت کردند و 216.19 دلار به او بدهکار بودند. و این راه را برای قانون استاندارد کار در سال 1938 هموار کرد ، که حداقل حقوق و دستمزد را در قانون فدرال درج کرده و با اصلاحاتی ، به رفع نابرابری کمک کرده و همچنان حقوق کارگران را تعریف می کند.

وقتی رئیس جمهور جو بایدن امضا می کند کووید لایحه محرک ، در روز پنجشنبه او بیمه کرد که سال 2021 برای بسیاری از آمریکایی ها سال بسیار بهتری خواهد بود. اما این اقدام نابرابری را به طریقی که اصلاحات اواخر قرن نوزدهم انجام داد ، کاهش نخواهد داد. سناتور جو مانچین از افزایش این قانون در افزایش حداقل دستمزد فدرال به 15 دلار در ساعت جلوگیری کرد. اگر هم می گذشت ، کافی نبود. برای کاهش قابل توجه نابرابری ، ما به یک بازسازی تاریخی بسیار بیشتر در طرز فکر کردن در مورد کار ، اشتغال و عدالت نیاز داریم. حداقل دستمزد بخشی از این ، بخشی ضروری و مهم است ، اما به خودی خود کافی نیست. اقتصاد ما از سال 1937 به طرز چشمگیری تغییر کرده است.

برای دهه ها ، حداقل دستمزد نقشی اساسی در کاهش نابرابری داشته است. دوره بین رکود اقتصادی و اواخر نوزدهم و هفتاد فشرده سازی بزرگ نامیده می شد ، زمانی که – شاید تنها زمانی در تاریخ ایالات متحده باشد – حقوق فقرا سریعتر از دستمزد ثروتمندان افزایش می یابد. این به این معنی نیست که بالاخره ثروتمندان ثروتمندتر نبودند. اما رشد دستمزد نسبت به رشد ضعیف دستمزد کندتر بوده است. این فقط در مورد حداقل دستمزد نبود. اما این ایده که کار تمام وقت باید مزد زندگی را تأمین کند و دولت باید آن استاندارد را اجرا کند ، تحول آور و اساسی بود.

امروز اقتصاد به طور فزاینده ای از الگویی دور می شود که در آن کارگران از یک کارفرما دستمزد ساعتی دریافت می کنند. شخصی که صنایع دستی را به Etsy بفروشد یا در حالی که سه برنامه دیگر را تهیه می کند ، با دو برنامه خوشامدگویی مختلف رانندگی کند ، اغلب تحت حداقل دستمزد نیست. حداقل دستمزد مهم است – اما ما در قرن بیست و یکم به سیستم جدید و قوی تری برای حمایت از نیروی کار نیاز داریم. و این تمرکز در کووید بسته مشوق ها و همچنان مبارزه سیاسی و اقتصادی پیش رو است. حرفه ای قانونی که این هفته مجلس به تصویب رساند قانونی است که با آن سرو کار دارد. این امر باعث می شود کارگران برای کار در زمینه کنسرت آسان تر شوند. اما برای حرکت به جلو ، این لایحه به آرا of حداقل ده سناتور جمهوری خواه احتیاج دارد که بعید به نظر می رسد. با این حال ، اگر جو مانچین تمایل زیادی داشت ، می توانست به دموکرات ها اجازه دهد که پرونده را بردارند و حرفه ای با پنجاه رأی اقدام کنید. مانچین چیزی شبیه اوون رابرتز در عصر ما است ، مردی تنها که صدای او می تواند تعیین کند که آیا شرایط کارگران آمریکایی به طور اساسی بهبود می یابد یا خیر.

محرک 1.9 تریلیون دلاری در واقع ضربه بزرگی به اقتصاد ما خواهد بود. نظر اجماع اقتصاددانان و تحلیل گران اقتصادی در الف مجله ی وال استریت نظرسنجی این هفته این بود که این اقدام رشد اقتصادی را به بالاترین سطح از سال 1983 افزایش می دهد. این به معنای بهبود واقعی و چشمگیر در زندگی مردم عادی است. امسال می تواند نیمی از کودکان فقیر را از مرز فقر خارج کند. اما با گذشت زمان تأثیر آن کاهش می یابد. در طی همه گیری ، به طور فزاینده ای روشن شد که تعمیق نابرابری در حال تشدید و تشدید ساختار نابرابر اقتصاد ما است. کارگرانی هستند که توانسته اند به سرعت سازگار شوند و حتی در یک بیماری همه گیر جهانی رشد کنند ، زیرا تمرکز اصلی اقتصاد و فناوری فعلی ما مانند باد در پشت آنها است ، که به عقاید و نیروی کار آنها اجازه می دهد – با سرعت مقیاس بندی – حرکت کنند تا درست آن مکانهایی که بیشترین ارزش آنها را دارد. در همین حال ، دیگران در اقتصاد فیزیکی ملموس تری غرق شده اند ، جایی که فرصت می تواند لحظه ای تبخیر شود. همانطور که جان کسیدی خاطرنشان کرد ، میلیاردرها خیلی جلوتر هستند ، ششصد و پنجاه و یک نفر از آنها در کل بحران بیش از یک تریلیون دلار ثروت کسب کرده اند.

با شروع اواخر صد هجدهم ، دو نسل از آمریکا طول کشید تا واقعیت کار صنعتی را به رسمیت بشناسد ، که در آن گروه کوچکی از مالکان می توانند شرایط غیرقابل قبولی را بر کل طبقات کارگران تحمیل کنند. ده سال طول کشید تا مفهوم “آزادی” بی اعتبار شود ، و این توجیه شرایطی است که در آن تعداد انگشت شماری از صاحبان ثروت تعیین می کنند که چند نفر کار می کنند و حقوق آنها چقدر است. ما اکنون در بحبوحه چنین تغییر بنیادی هستیم. برای درک نحوه توزیع فرصت ها ، مزایا و سوuses استفاده ها ، به یک چارچوب قانونی و روانی جدید نیاز داریم.

این لایحه چنین کاری نکرد. اما نبردی مانند این به زمان نیاز دارد ، هرچند که امیدوارم نسل ها نباشد. ما باید راه هایی برای تقسیم خطرات و منافع پیدا کنیم. ارائه خدمات درمانی ، مزایای بازنشستگی و سایر موارد برای افرادی که هیچ کارفرمای تمام وقت ندارند. برای اطمینان از نگهداری برای کسانی که نیمه وقت کار نمی کنند و همچنین برای کسانی که کار می کنند. کاملاً مشخص نیست که چگونه این اتفاق می افتد. به همین دلیل این یک مشکل دشوار است. و این مستلزم بازنگری در روابط بین افراد شاغل ، کسانی است که به آنها – شرکت ها و مشتریان کنسرت – پرداخت می کنند و دولت. جو تیپالدو ، مدیر حریص رختشویی ، نشانه ای از رضایت را ارائه می دهد. او پیروزی بزرگ قانونی خود را بدست آورد و کار آغاز شد. او لباسشویی خود را در بروکلین گسترش داد و نام خود را از Spotlight به Bright Light تغییر داد. با توجه به یک داستان در میراث آمریکایی مجله ای که نبرد برای حداقل دستمزد را شرح می دهد ، تیپالدو پیش بینی می کند که سرمایه گذاری اش نتیجه خواهد داد: “من انتظار دارم که در پایان با آنچه در دستمزد پس انداز می کنم آن را پس بگیرم.” اما با گذشت زمان ، مردم بدیهی است که مایل به تجارت نبوده اند با مردی که با اضطراب با کارگرانش بدرفتاری می کند. سه ماه پس از پیروزی در دیوان عالی کشور ، تیپالدو به خبرنگاری گفت لباسشویی او ناپدید شده و بیکار است. وی گفت: “اکنون پولم تمام شده است.” “من نمی توانستم گاف را تحمل کنم.”


منبع: https://outsidenews.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>