[ad_1]

قانونی کردن ماری جوانا؟ تو دیوانه ای.

آموزش. تنظیم کنید

شما ساده لوح هستید

سبز خالص

جنسیت شما چیزی است. . .

این چیزی است که دموکراسی به نظر می رسد.

کافی است

بسیار خوب ، بومر.

میخواهی کاری بکنی؟ آیا می توانم کار کنم

باشه خوبه.

کیا اورا. من فقط می خواستم مطمئن شوم

آیا از دسترسی به انتخابات قرائت سوم حمایت کردید؟

خوب ، شیرین است.

مورد دیگر ، دیروز چه اتفاقی افتاد؟

آه ، اتفاقی می افتد

باشه ، بعدا می بینمت رفیق ، خداحافظ.

چند سال پیش شخصی در توییتر است

او گفت ، “شاید به همین دلیل است که هیچ یک از سیاستمداران

می خواهند در بحث شاهدانه شرکت کنند

به این دلیل است که آنها خود را در هرالد می یابند

سیگار کشیدن یک بنگ غول پیکر “

. این دقیقا همان چیزیست که برای من پیش آمد

سلام ، سلام ، من Chlöe هستم.

من شما را به تور پارلمان می برم. آره؟

سرد.

این تونلی است که خانه بوون را به هم متصل می کند

به کندوی عسل و سپس به کندوی عسل

مربوط به مجلس.

پارلمان فضای بسیار عجیبی است.

این یک محیط واقعا دلگیر است.

وقتی من برای اولین بار وارد پارلمان شدم ،

سعی کردم حس خودم را حفظ کنم.

به یاد دارم که فکر کردم ،

“آیا من باید به عنوان یک سیاستمدار صحبت کنم؟

حرف زدن به عنوان سیاستمدار یعنی چه؟ “

داخل ساختمانهای مجلس

هزاران نفر وجود دارد

همه آنها به طرز مضحکی ساعت های طولانی کار می کنند

و آنها تحت فشار زیادی قرار دارند.

مثل شب گذشته ، ما تا نیمه شب اینجا بودیم ،

مردم خسته شده اند ، مردم عصبانی هستند ،

مردم از خواب محروم هستند

و سپس ساعت 7 صبح برمی گردید

و دوباره این کار را می کنی

من فکر نمی کنم که جنگیدن پایدار باشد

تمام زمان.

خستگی و سوزش وجود دارد.

اما اگر در مسافت های طولانی آنجا نباشید ،

پس اصلاً نمی توان فهمید که کار چگونه انجام می شود.

بنابراین ، آیا شما بچه ها می دانید که اعضای چگونه حساب می کنند

در نیوزیلند انتخاب می شوند؟

همه دولت ها از نیمکت عقب کمی تراشه می گیرند

و این اساساً یک فرآیند قرعه کشی است.

این تنها راه برای گرفتن حساب است

مگر اینکه وزیر باشید.

این فرم کوکی است ،

که به معنای واقعی کلمه یک شکل کوکی است.

ما سالها پیش آن را در DEKA خریداری کردیم.

بله ، چیزی برای قرار دادن تراشه ها است.

می کشیم ، عدد را کم می کنیم

و این لایحه برای بررسی در دسترس خواهد بود

و ممکن است تصویب شود.

آره

واقعاً خیلی هیجان انگیز است.

بله ، درست است اما به معنای واقعی کلمه یک قرعه کشی است.

من فکر می کنم سیاست . .

. . لعنتی است

خوشحال؟ شیرین مثل.

بسیار خوب ، تیم.

من همیشه در تأمین مردد بوده ام

حسی از جدول زمانی برای چه مدت

من در مجلس خواهم ماند

چون نتوانستم جواب معتبری به شما بدهم.

نمی دانم ، من مکالمه منظم دارم

با افرادی که دوستشان دارم

جایی که من در مورد ترک این مکان صحبت می کنم.

مردم وقتی این شغل را دارند بسیار عجیب و غریب می شوند.

البته که میتوانید.

سلفی ها ، می دانید ، ما هزاران ساله هستیم.

خوب؟ باشه

جای نگرانی نیست ، دیدار با شما خوشایند است.

آیا همه ما بغل می کنیم؟

بله ، بغل کن

خیلی عجیب است که در چشم عموم مردم باشد.

داشتن زندگی شخصی سخت است

با نمایه عمومی

کاملا.

همانطور که گاهی اوقات یک نماینده از حزب سبز ،

این فقط مانند زندگی شما احساس می شود

یک فلات کوچک است

می دانید ، چیزی در مورد اصلاح مواد مخدر در اینجا وجود دارد ،

چیزی اینجا

اینجا چیزی شبیه دوجنسگرایان همجنسگرا وجود دارد.

و اینها روش های مختلفی است که می توانید داشته باشید

کبوترم کن

ما چه میخواهیم؟ حقوق ترانس

چه زمانی آن را می خواهیم؟

اکنون!

تغییر سیاسی واقعاً کار دشواری است.

برای رسیدن به این نقطه عطف

شما به صدها هزار نفر نیاز دارید ،

اگر میلیونها نفر نباشند ، مردم عادی که کارهای خود را انجام می دهند.

ما از شما مراقبت می کنیم خدا تو را دوست دارد.

اما او به همه انسانها در همه جا دستور داده است که توبه کنند.

ما باید خود را در برابر چشم خدا فروتن کنیم.

ما اینجا هستیم ، عجیب هستیم. عادت کن ، عادت کن

تعداد بسیار زیادی از آنها وجود دارد

که رأی نمی دهند زیرا احساس نمایندگی نمی کنند ،

یا چون فکر نمی کنند صدای آنها معنایی دارد.

افرادی که واقعاً عصبانی هستند

راه همه چیز است.

وقتی آنها تصمیم به تسلیم شدن می گیرند ،

این است که قدرت و ثروت در دستان را تقویت می کند

به افرادی که قبلاً آن را دارند

باشه

سرد؟

آره.

نام من Chlöe Swarbrick است ،

من عاشق این شهر هستم.

نام من Chlöe Swarbrick است ، نام من Chlöe Swarbrick است.

قوس

من گوگل را به وضوح به یاد دارم

چگونه شهردار اوکلند شوید.

او باید دویست دلار هزینه اداری پرداخت می کرد.

من مجبور بودم دو نفر داشته باشم تا من را معرفی كنند ،

و من باید بیش از 18 سال داشتم.

من در آن زمان 22 ساله بودم ،

که به ویژگی تعیین کننده من تبدیل شده است.

بنابراین ، ما در حال حاضر در جاده Karangahape هستیم ،

در غیر این صورت به عنوان جاده K شناخته می شود ،

که یک نوار جاده یک کیلومتری است

این می تواند کل جهان من باشد

اگر مجبور نبودم به خارج از آن بروم

مچ پا

روزی که باید حرکت کنی؟

می دانم که فایده ای نخواهم داشت.

خوب ، تغییرات زیادی ایجاد نشده است.

الکل ، کیف ، شمع.

این مهمترین است.

این چیه؟

آشپزخانه

باشه

برای آشپزخانه اینها گلدان هستند.

منظورم این است که اگر می خواهید بفهمید.

به شخص دیگری اجازه می دهید در مورد محل اقامت شما تصمیم بگیرد. . .

من نمی خواهم خودمختاری جایی که گلدان ها می روند داشته باشم.

من در زندگی تصمیماتم خیلی زیاد است.

او از من عصبانی است. او سعی خواهد کرد FaceTime را به من برساند

مثلاً وقتی قرار ملاقات دارم

و بعد مثل این است: “شما هرگز با من صحبت نمی کنید”.

او هرگز این کار را نمی کند. . .

کاملاً هرگز. خیلی بهش زنگ می زنم

و او هرگز به من جواب نمی دهد.

فراموش می کنم ، می دانید ، او این سیاستمدار بزرگ است.

هه

من عاشق این مبل هستم.

من ماشین ندارم ، خانه ندارم.

این نشانه من از بزرگسالی من بود.

پدر در این مورد بسیار زیبا به نظر می رسد.

بله ، پدر من قهرمان من است.

من نمی دانم چگونه آن را به زبان بیاورم

چقدر دوستش دارم

و چقدر مرد شگفت انگیزی است.

یادم میاد بزرگ شدم ،

بحث سیاست و فلسفه و

او لازم نیست بداند

که این همان چیزی است که ما در مورد آن بحث کردیم ،

اما در مورد این موارد با پدر بحث کنید

شماره یک سوال او این بود ،

“بابا ، هدف از زندگی چیست؟”

در حالی که به نظر می رسد بسیار زیبا ،

وقتی حدود پنج سال هر هفته است

تازگی ناپدید می شود

آیا فکر می کردید که او یک سیاستمدار شود؟

هیچ چیز از این نوع

شما می دانید که این چیزی نیست که شما هرگز بخواهید

در مورد فرزندان خود صادقانه بگویم

پدرم در حدود 13 سالگی به من گفت که من به فرزندی پذیرفته شده ام.

در آن لحظه از زمان بود

من این بحران هویت واقعی را پشت سر می گذاشتم

و من از راه های ناسالم با آن کنار آمدم.

من شخصاً در یک فضای تاریک بودم

و من لزوما راهی برای شناختن نداشتم

که افسردگی بود

من با سلامت روان بسیار مبارزه می کنم.

سیاستمداران زیاد نیستند

که مایل به ادامه ضبط هستند

برای سلامت روان

و من فهمیدم که چرا ، وقتی در مورد آن صحبت کردم ،

زیرا از افرادی که به من گفتند ایمیل دریافت کردم

من دیوانه بودم و هرگز نباید به قدرت نزدیک باشم.

پارلمان یک فرهنگ سمی است که مردم را می جوید

و آنها را تف می کند

این سیستم انسان را از انسانیت دور می کند

و بنابراین شما غیر انسانی و تفرقه می یابید

از طرف افرادی که ادعا می کنید نماینده آنها هستید.

وظیفه ما این است که به مردم القا کنیم تا خودشان این مسئله را ببینند

اگر آنها درگیر آن باشند ، می تواند این تغییر باشد.

ساده و آسان ،

هیچ کس به تنهایی دنیا را تغییر نمی دهد.

و فقط وقتی انبوهی از مردم را می بینم ، انباشته می شوم

تصمیم به هیئت مدیره با این فرصت برای تغییر.

زیرا در کشوری به کوچکی کشور ما

خیلی طول نمیکشه

تا جایی که احساس کنم ادامه خواهم داد

مثل اینکه من یک تغییر ایجاد می کنم ،

اما من نمی خواهم 10 سال دیگر اینجا باشم

زیرا اکنون نیاز به تغییر است.

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir