مستند نیویورک را تماشا کنید کابوس اپراتور مترو فیلم نیویورکر | CNE | Newyorker.com


[film clacking] [light music]

[Narrator] مترو و اتوبوس شریان ها هستند

که گاتهام را زنده نگه می دارند.

وقتی آنها ضربان می گیرند ، شهر زندگی می کند.

وقتی آنها متوقف می شوند ، شهر کمی می میرد.

[train clacking]

من همیشه دوست داشتم اپراتور قطار باشم.

این یک کار رویایی بود.

مترو نیویورک همیشه جایی بوده است

جایی که اوقات فراغتم را در کودکی گذراندم.

[jazzy drum music]

[jazzy music]

پدرم ، او مرا به اطراف برد تا نگاه کنم.

خیلی بیشتر از قطارهای قدیمی وجود داشت ،

جایی که می توانید از جلو پنجره نگاه کنید ،

و من همیشه فکر می کردم خیلی عالی است

بهترین قسمت این است که کجا بیان سریع ،

و قطار بالا و پایین می پرد ،

و شما مردی هستید که سرعت را کنترل می کنید ،

و سرگرم کننده است ، مثل اینکه شما در یک ماشین مسابقه هستید.

من حدس می زنم این خود است ،

که می توانید با این قطارهای 10 تنی رانندگی کنید ،

همه این افراد را هر روز جابجا کنید.

وقتی دبیرستان بودم ، به ندرت تصویربردار زن می دیدم

و اتفاق افتاد که یک روز ،

مجری قطار یک زن بود و من از او پرسیدم ،

چگونه این شغل را پیدا کنم؟

به نظر می رسید زیاد از ذن هستند.

کار ساده ای به نظر می رسید.

اتفاقاً من خیلی اشتباه کردم.

[tense music]

این یک لحظه ناباوری کامل است.

این فقط اتفاق نیفتاده است.

[train roaring]

به عنوان یک اپراتور قطار ، وقتی وارد یک ایستگاه می شوم ،

ایستگاه بسیار روشن است.

می دانید ، چشمان شما نیز باید تنظیم شوند.

و من دو نقطه را در ریل می بینم ،

و سپس ثبت می کند که اینها پا هستند.

و بعد ، متوجه شدم ، هی ، اگر اینها پاها هستند ،

این بدان معنی است که به پاها متصل است ،

متصل به یک شخص.

من فقط گفتم لعنت

تنها کاری که می توانستم انجام دهم اعمال تعطیلات اضطراری بود.

نمی توانستم زودتر متوقف شوم.

[somber music]

مطمئن نبودم آنچه را دیده ام دیده ام ،

شاید آن را تصور کردم.

پلیس بسیار واقعاً چراغ قوه روشن داشت.

و او آن را کنار قطار من روشن می کند.

[gentle footsteps] [somber music]

بالای سر پسر را روی تخت جاده می بینم ،

من به رختخواب رفتم و سپس من فقط عقب نشستم ،

و من فقط گفتم ، لعنت به آن ، من آن را انجام دادم.

[somber music fades]

[light gentle music]

12-9 کدی است که ما هنگام حضور یک مرد از آن استفاده می کنیم

یا زنی زیر قطار.

انواع مختلف چیزهای مختلف ممکن است سقوط کند

زیر 12-9.

کسی یا روی مسیرها پرید ،

یا قبلاً در پیست بوده اید و سپس ،

قطار از روی آنها عبور کرد.

این یکی از اولین بحث ها بود

ما به عنوان اپراتور قطار بودیم.

هیچ دو 12-9 یکسان نیست و واقعاً وجود دارد

هیچ راهی برای آماده شدن برای آنها وجود ندارد ،

و هیچ راهی برای جلوگیری از آنها وجود ندارد.

من فقط حدود یک سال به عنوان اپراتور بودم

قبل از اینکه من 12-9 اولین بار داشته باشم

در واقع هیچ آمادگی عاطفی وجود ندارد

مگر اینکه اتفاقاً با کسی صحبت کنید

که قبلاً آن را تجربه کرده است.

بدترین قسمت برای 12-9

ایستادن روی تخت جاده و جستجوی بدن است.

سعی کردم به صورت مرد نگاه نکنم ،

زیرا من مشکلی دارم که هنگام خرید غذا ،

وقتی در بازار هستم ، همیشه کسی را می بینم

به نظر می رسد یکی از افرادی که من 12-9 داشتم.

[somber music]

مشخص شد که 12-9 سال بسیار بیشتر است.

بعضی از مردم اسکیت بازی می کنند و نمی کنند ،

اما تعداد بسیار کمی می توانند بگویند که آنها 25 سال متوالی کار کرده اند

به عنوان یک اپراتور قطار و هرگز 12-9 نداشت.

[radio beeping] رادیو چک برای 520 ،

Delta 2/5 به Stillwell.

[Operator] صبر کنید در رادیو.

[James] هنگامی که شما 12-9 دارید ،

این زمانی است که گناه و PTSD ظاهر می شود.

[Kristan] من خیلی نگران بودم.

من مدام نگاهش می کردم

احساس می کردم جان فلانی را گرفته ام.

چندین بار در روز وحشت شبانه را تجربه می کنم.

خواب می بینم و فلان بک می کنم.

[train roaring] [tense music]

و از مترو پرهیز کردم.

دلم نمی خواست نزدیکش شوم.

برای من سخت است که از خانه خارج شوم.

واقعاً نمی خواستم کسی را ببینم.

من نمیخواستم …

صحبت در مورد آن.

کریسمس سخت بود زیرا من به شخصی فکر می کردم

من نمی خواهم برای کریسمس به خانه بروم ،

و من یک انگشت در آن داشتم.

من هنوز نمی توانم بخوابم ، اما من به یک روانپزشک مراجعه می کنم ،

و قرص های خواب آور بخورید.

خواب دیدم که آن مرد به خانه من می آید ،

او در را زد و از من پرسید

چرا قطار را متوقف نکردم

و سعی می کنم برایش توضیح دهم

قطار به عنوان وسیله نقلیه متوقف نمی شود.

من به یک مقدار مشخص مسافت نیاز دارم ،

و شما خیلی نزدیک بود تا بتوانید به موقع متوقف شوید

سپس بیدار می شوم.

[crowd chattering]

چهار ماه پیش ، من در اینجا یک حمله وحشت داشتم ،

زیرا پشت آن گوشه جایی است که می روید ،

سوار شدن به مترو.

[machines beeping]

سعی می کنم هرچه سریعتر به خودم بگویم ،

هرچه سریعتر سوار قطار می شوم ،

به محض این که بتوانم به خانه برسم و تمام شود.

[train engines whirring]

[Interviewer] اگر می خواهید فیلمبرداری را متوقف کنم ، به من اطلاع دهید.

این خوبه.

این نزدیکترین چیزی است که من در جبهه بوده ام …

سه ماه؟

من با درمانگرم صحبت کردم.

بنابراین ، باید شروع کنم به نشستن در ماشین اول.

ما به آن خواهیم رسید.

مثل گذشته بد نیست.

هنوز کمی است …

کمی برای من ناراحت کننده است.

من همیشه باید این سوال را بپرسم ،

آیا من آماده بازگشت به کار هستم

بنابراین …

[machines beeping] [metallic creaking]

این معمولا منطقه ای است که در آن اتفاق افتاده است

من هنوز هم برخی از مشکلات ،

مقداری اضطراب ، اما این مواردی است که بر آنها غلبه می کنم.

[train engine whirring]

[Announcer] خیابان

[train engine hissing]

[Pablo] درمانگر من ، او به من گفت ،

بیایید ببینیم آیا می توانید سوار مترو شوید

و آن را به یک ایستگاه برانید.

و من فقط از آنجا شروع می کنم.

من آماده بازگشت به کارم ،

به سرویس برگردید و قادر به انجام آن باشید

آنچه قبلاً انجام داده ام ، بنابراین

برخی از افراد توانایی انجام این کار را دارند

هیچ تفاوتی با مشکل مکانیکی قطار ندارد ،

روشی که آنها در این روند طی می کنند

و هر مرحله را کنترل می کند.

افراد دیگر قادر به انجام این کار نیستند ،

و این حادثه ای آسیب زاست ،

و به همین ترتیب پاسخهای فردی به آن خواهیم داشت.

هیچ احساس درست ، هیچ احساس اشتباه وجود ندارد.

تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که به مردم آگاهی دهید

که این یک فرصت است.

این یک ماژول آموزشی نیست و همچنین یک فیلم نیست.

بدون بروشور ، بدون عکس ،

اما این فرصت ، یک فرصت بسیار قوی است

که ممکن است روزی دچار حادثه شوند

همانطور که در حال بحث است ،

و ما به آنها اطلاع می دهیم که آنها در آنجا تنها نیستند.

دیگران هم بودند.

من مطمئناً به عنصر احترام می گذارم

با تعجب یا بعد ،

فکر کردم این نیست ، من فکر کردم

من واقعاً آماده نبودم ، به آن احترام می گذارم.

در هر دو مورد ، من بازخورد شنیده ام ،

و برخی بسیار بسیار خوشحال هستند

فقط برای ورود به یک غرفه کار و دوباره کار کردن.

بنابراین این یک پاسخ بسیار بسیار شخصی است

و من پاسخ متفاوتی را در همه جا دیده ام.

[camera flashing]

بیش از 34 سال در ترانزیت شهر نیویورک بوده است ،

من یک اپراتور قطار بودم ،

و من ناظر سرویس قطار بودم.

من به عنوان یک اپراتور قطار 12-9 داشتم ،

تصادف من در اکتبر 1989 بود.

دقیقاً می توانم تعداد اتومبیلی را که با آن کار کردم به شما بگویم

وقتی من 12-9 ساله بودم

من هنوز تصویر را در ذهنم می بینم ،

و هرگز واقعاً نمی شود ، هرگز ناپدید نمی شود.

شدیدترین آرزوی شخصی من بازگشت به قطار بود ،

و به روال عادی برگردید.

افراد دیگر به زمان بیشتری احتیاج دارند.

من فقط نمی خواهم این اتفاق دوباره بیفتد.

همیشه در هر ایستگاه مردم هستند

ایستاده خیلی نزدیک به لبه سکو.

برای غلتیدن در دامنه ها نیازی به هل دادن نیست.

شما واقعاً فرصتی برای فرار ندارید ،

و همه این کار را می کنند.

[gentle music]

مرد ، دو سال صبر نمی کنم که بازنشسته شوم.

من خیلی خوشحال خواهم شد

که دیگر هرگز نباید سوار قطار دیگری شوم.

ساعت 12-9 برای همه یک فاجعه است.

اما هنوز هم بهتر هستند.

منظورم این است که بیش از 8000 سفر در یک هفته عادی وجود دارد ،

حدود 1.8 میلیون سفر هفتگی در سال ،

و تعداد 12-9 را تجربه می کنیم

تعداد آنها هنوز خیلی خیلی کم است

از سفرهایی که انجام می دهیم

هنوز هم بسیار انحرافی است.

[tense music] [machinery whirring]

با رفتن از جاده ، اولین سفر بسیار عصبی بود ،

اما من مجبور شدم از تکنیک های آرامش خود استفاده کنم

که وقتی بیرون بودم رشد کردم

من توانستم فراتر از برآمدگی صحبت کنم

در بیشتر آن روز ، اما تا پایان آن ،

گفتم می توانم این کار را بکنم

بعضی روزها کمی سخت تر از روزهای دیگر است ،

اما من با چیزهای دیگر مشغول هستم ،

و این واقعیت کار است.

لازم نیست هر روز به آن فکر کنم.

[Announcer] لطفا قدم بردارید و مشتریان را ترک کنید

اول از قطار

من هنوز هم گاهی به آن فکر می کنم ،

و من فقط مراحلی را که در درمان آموخته ام تمرین می کنم

تا از آن لحظه ها خارج شوم.

من در این مورد در میان سایر همکاران صحبت کرده ام ،

و به دلیل فرکانس رخ داده

طی چندین سال گذشته،

تقریباً انتظار داریم روزی این اتفاق بیفتد.

[Announcer] لطفا-

اما جایی که ترجیح می دهم باشم وجود ندارد.

مترو نیویورک شگفتی جهان است

بنابراین می توانید افراد را در آنچه در نظر گرفته شده است حرکت دهید

پایتخت جهان

این یک افتخار بزرگ ، بزرگ است ،

و من به کار خود بسیار افتخار می کنم.

[Announcer] بررسی.

وقتی به فکر گرفتن این شغل افتادم ،

فکر کردم کار آسانی خواهد بود.

انرژی زیادی لازم نیست ،

به من خوب پرداخت خواهد کرد

و خوب میشم

و این کار بسیار ذهنی تر است

بیش از آنچه فکر کردم

بعد از گذر از این موضوع ، می فهمم که این کاملاً واقعی است

خطر شغلی که من تحت کنترل صفر هستم ،

و کار واقعاً نمی تواند آن را کنترل کند.

این چیزی است که از نظر آنها عبور می کند ،

آنقدر اتفاق می افتد که این یک حادثه دیگر است ،

اما برای مجری قطار این یک تصادف است

که تا آخر عمر با شما خواهد ماند.

بنابراین اگر کسی مصمم به خودکشی است ،

اثر موجی دارد و افراد بیشتری را تحت تأثیر قرار می دهد

از مرد جلوی قطار

[somber music]


منبع: https://outsidenews.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>