[ad_1]

[film reel rattles]

[suspenseful music]

[Narrator] وقتی آنها را لمس می کنید ،

شما می توانید سرما را در آنها احساس کنید

قبلاً به من حافظ باران می گفتند.

تمساح و دکمه ها را می چرخاندم

چند فرو رفتگی در خاک پشت او قرار دهید

خواستار باران و خواستار توفان.

او کهنه را بیرون آورده و جدید را وارد می کند.

حتی ساختمانهای بتونی را از بین می برد

و زمین را تازه می کند.

به همین دلیل آنها مرا نگهبان باران صدا می کنند.

[suspenseful music]

[motor boat whirring]

[Narrator] دلیل اینکه قبیله سمینول است

فلوریدا به عنوان تسخیر نشده شناخته می شود

زیرا ما هرگز پیمان صلح امضا نکرده ایم.

این بدان معنی است که ما هرگز هیچ قراردادی را امضا نکرده ایم

با ایالات متحده با جنگ های سمینو ، ما را بیرون راندند

در Everglades ، بنابراین ما مجبور شدیم از تمساح استفاده کنیم

به عنوان یک روش غذا خوردن

آنها همیشه تمساح را زنده می گرفتند

وقتی Everglades را تخلیه کردند

و مردم پایین آمدند ،

و آنها شاهد بیرون آمدن Seminoles هستند

و تمساح را بردارید ،

بعداً می دیدند

که آنها به طرف آنها پول انداختند

برای گرفتن پول و

که یک روز به خانواده خود غذا می دادند

دو هفته نیست

تنها چیزی که واقعاً چیزهای زیادی به همراه داشت

از جهانگردان در حال مبارزه با تمساح بود

و اردوگاه های سمینول هند.

[Alligator wrestler sighs]

[whispering]

[alligator wrestler sighs]

وقتی نگاهش می کنم این ترس مرا برمی گرداند

وقتی بچه کوچکی بودم

من در حال مبارزه عمویم با تمساح در دهه 80 بود.

وقتی این صدای خش خش ایجاد می کند ، مثل شنیدن یک آهنگ است.

[clapping]

[Speaker] مردی به نام هنری کوپینگر ،

خوب او یک مرد سفیدپوست بود ، او دید که چه اتفاقی می افتد

و او اساساً این روستاهای ساختگی را ایجاد کرد ،

آنها در سراسر جنوب فلوریدا در آنجا واقع شده بودند

در امتداد مسیر تایامی. او سمینول را اجاره خواهد کرد

و Miccosukees برای ورود به آنجا زندگی می کنند و در آنجا کار می کنند

و ساختن هنرها و صنایع دستی ، ساختن مهره ها ،

و با تمساح ها مبارزه کنید.

و این زمانی بود که فقط از یک صید درآمد

برای زنده ماندن نشان می دهد.

آنچه بیشتر از همه می شنوم ضربان قلب من است ،

و من آگاهانه سعی می کنم آرام شوم

و روی آن تمرکز کنید ، اما به نظر می رسد مانند هر چیز دیگری

نوع محو می شود و همه آنچه می بینید این است

فقط شما و تمساح ،

می دانید ، فقط با آن حرکت کنید.

یک چیز انرژی هم افزایی وجود دارد.

فقط گروهی از بچه ها نیستند که سعی می کنند هیجانشان را بدست آورند ،

در واقع یک شکل هنری است.

[coughing]

اینکه بتوانم تا این حد به حیوانی بسیار قدرتمند نزدیک باشم

و خیلی طولانی شد ، شما باید به او احترام بگذارید ،

بنابراین من فکر می کنم همراه با همه چیزهایی که شما باید نگه دارید

با توجه به قرارگیری دست ها ، خواندن زبان بدن ،

همه اینها اتفاق می افتد و هر چیز دیگری

فقط محو می شود

[Announcer] این تمساح دوباره ، نه فوت طول ،

230 پوند وای نه! وای نه! به این نگاه کن

[audience yelling]

من نمی دانم کجا و چرا این کار را کردم ،

اما من کمی سرم را کج کردم ،

و وقتی این کار را کردم ، گوشم بالای سقف را لمس کرد

از دهانش بیرون آمد و فقط ساکت شد ،

سرم را به سمت پایین تکان داد و قصد داشت رول شود.

او احتمالاً تکه هایی از صورت من را پاره می کند

یا حتی روی گردنم کلیک کرد.

لحظه عجیبی بود چون داشتم گوش می دادم

تا وقتی که آنجا هستم به ترک جمجمه ام

مثل این است که نوشابه بخورید و آن را فشار دهید

تا حد ممکن آهسته

تمام راه را تا زمانی که کاملا له کنید.

وقتی بیمارستان را ترک کردم ، مستقیم رفتم

به روستا و من با همان gator مبارزه کردم

سرم را گاز گرفت و من نمایشی را پشت سر گذاشتم

و سرم را در آنجا گذاشتم و این کاری بود که باید انجام می دادم.

بسیاری از اوقات جنگجویان گوت گاز می گیرند

و سپس همه چیز برای آنها خواهد بود ، یا آنها مردد هستند ،

و می خواستم ببینم که آیا هنوز مردد هستم و نیستم.

من هنوز تیزبین بودم و هنوز در نقطه ایستاده بودم ،

بنابراین فکر کردم حالم خوب است.

همان جایی است که من گفتم بیشتر یک هجوم آدرنالین است

اگر چنین چیزهایی را دوست دارید ،

پس مبارزه با گاتور برای شما مناسب است.

این همیشه باعث پمپاژ آدرنالین شما می شود.

خواه سعی کنید روشمند باشید یا کند ، یا خونسرد

یا هر کسی بگوید

این باعث افزایش آدرنالین می شود.

من فکر می کنم جایی بعد از حدس زدن آخرین جنگ های هند ،

و نه فقط جنگهای Seminole ،

به نظر می رسید رفتن و دیدن هندی ها عاشقانه است

آنها کارهایی مانند پیف واو و کارهای دیگر را انجام می دهند

جایی که مردم می خواستند دیدن رقصیدن بومیان آمریکا ،

و فلوریدا در اوایل دهه 1900 مانند جدید بود.

بنابراین این فقط یک چیز توریستی شد

و من فکر می کنم دیدن آنها چیز بزرگی بود

آمریکایی های محلی همان کاری را می کنند که می کنند ، منظورم این است که من حیرت می کنم

اگر من بچه 10 ساله ای را دیدم که با یک متر در هشت پا مبارزه می کرد.

شاید وانمود کنید که می توانید مانند آنها سخت زندگی کنید

سپس ، زیرا شرایط زندگی بسیار دشوار بود.

فکر می کنم مردم می خواستند احساسی را ببینند یا فکر کنند

به همین دلیل آنها می خواستند بیایند و او را ببینند.

[suspenseful music]

[dramatic music]

معنای FAWC کشتی آزاد تمساح است

مسابقات از سال 2009 شروع شد.

آنها می خواستند مسابقه ای را با همه شروع کنند

مبارزان تمساح مختلف در سراسر کشور.

حالا ما به جایی که الان است ، می آییم که چیزی سالانه است.

[Announcer] وای! وای ، این همان چیزی است که ما به آن سگ گردی می گوییم.

[Speaker] هر ساله فرزند جدیدی می خواهد که او می خواهد

جنگنده تمساح بودن.

بیشتر آنها در واقع قبیله ای نیستند.

کودکان سمینول زیاد ظاهر نمی شوند

که می خواهند یک جنگنده گاتور باشند.

[Announcer] اوه ، او آنجاست ، بچه هایی با ترفندها.

ما باید می فهمیدیم و باید با این تمساح ها کار می کردیم

تا کمی آنها را خسته کند

بنابراین ما لحظه ای خواهیم داشت که به پشت آنها بنشینیم.

رول مرده بیا دیگه!

[Narrator] من همیشه هر ساله می گویم که می خواهم بازنشسته شوم ،

اما من دوستش دارم. من احتمالاً این کار را می کنم تا 80 سالگی

در سن 90 سالگی.

سخت تر است ، هرچه پیرتر می شوید ، سخت تر می شود.

برای بدن شما سخت تر است. من فرم ندارم

من قبلاً وقتی کارهای زیادی انجام می دادم داخل آن بودم.

بعد از اینکه سر من را گاز گرفت ،

من خیلی از خانواده ام را ترساندم. این باعث ترس من شد

من دیگر با تمساح نمی جنگم.

شاید دو سال است که جنگ نکرده ام.

همانطور که در کشور خود با تمساح می جنگیم ،

ما دیگر این کار را برای بعضی از سفیدپوستان که صاحب آن است انجام نمی دهیم

دهکده تصمیم گرفت چندین هندی استخدام کند

و به آنها پول بدهید تا در آنجا کار کنند.

ما اکنون روستاهای خودمان را داریم که متعلق به مردم خودمان است.

اکنون ما کاری از دست خودمان انجام می دهیم و این واقعاً مهم است

با توجه به اینکه دولت زمین های شلخته ای به ما داد

و ما روی آن شکوفا شدیم

ما بیرون آمدیم که بیشتر در کنار جاده ها زندگی می کنیم ،

و زندگی در نمایش های تمساح ما ،

50 سال بعد صاحب یک صنعت میلیارد دلاری شود.

[tense music]

قبل از اینکه بازی های هندی داشته باشیم ، جنگ تمساح بود

چه چیزی غذا را روی میز می اندازد

این همان چیزی است که در طول روز لباس را به پشت ما می اندازد.

من معتقدم ما نباید این را فراموش کنیم.

[tense music]

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir