[ad_1]

من این پاییز غم مالیخولیایی را گرفتم. این متفاوت از تنهایی ای است که در مراحل ابتدایی همه گیری ، هنگام قفل ، وقتی از سایه خود عکس گرفتم پس از قدم زدن در محله که ورزش اندورفین را شروع نکرد ، احساس کردم. یازده ماه بعد کووید-19 در سراسر جهان در حال گسترش است و در طی آنچه شکرگذاری شاد خواهد بود ، غم و اندوه من و احتمالاً احساسات بسیاری پیچیده تر است. تحقیقات پزشکی نشان می دهد که چالش های عاطفی ما ، از اضطراب و افسردگی گرفته تا عصبانیت و ترس ، با همه گیر شدن بیماری تشدید می شود. در ماه ژوئن ، تنها سه ماه پس از یک بحران تاریخی بهداشت ، یک مطالعه توسط مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری نشان داد که چهل درصد از آمریکایی ها در حال حاضر حداقل با یک مشکل بهداشت روانی دست و پنجه نرم می کنند. در میان بزرگسالان جوان بین هجده تا بیست و چهار ساله ، از هر چهار نفر یک نفر در سی روز گذشته به فکر خودکشی افتاده بود. بنیاد قیصر دریافت ، تا ماه ژوئیه ، بیش از نیمی از آمریکایی های بالای هجده سال گفتند که سلامت روانی آنها تحت تأثیر احساسات ناشی از همه گیری قرار دارد. در ماه اکتبر ، AARP گزارش داد که دو سوم آمریکایی ها اضطراب بیشتری را تجربه کرده اند.

برای آمریکایی ها ، آفت بهاره همه گیر با فجایع وحشتناک انسانی و سوice نیت بی سابقه سیاسی در تابستان تلاقی می کند: تنش های نژادی و ناآرامی های ناشی از ترور جورج فلوید در غرب میانه ؛ افزایش بیکاری ، تعطیلی مشاغل و گرسنگی در سراسر کشور ؛ آتش سوزی جنگل در غرب و ثبت طوفان های گرمسیری در جنوب. و یک مبارزات انتخاباتی عجیب و شدید ریاست جمهوری. هر فاجعه ای حالت عاطفی ما را تقویت می کند. در حال حاضر نگرانی های ما با تعطیلات بدون عزیزان – شکرگذاری ، کریسمس و هانوکا ، سپس سال نو – و فرکانس تسکین دهنده درد عفونت های ویروس کرونا و ساعات تاریکی زمستان بیشتر پیچیده می شود. تجمع حتی در صورت استفاده از واکسن در گوشه ای ، کار را دشوارتر می کند. بنابراین ، هفته گذشته ، با یک متخصص مغز و اعصاب ، یک جامعه شناس ، یک روانشناس و یک متخصص خودکشی تماس گرفتم تا حالات روحی ما را درک کنم.

سر خود را بالا نگه دارید. فقط درک این پدیده – و علم مغز که با بحران مقابله می کند – کمک زیادی می کند. نیکلاس کریستاکیس در یک کتاب جدید و عالی به موقع ، پیکان آپولو: تأثیر عمیق و ماندگار ویروس کرونا در نحوه زندگی ما ، می نویسد که همه گیری ها باعث ترس و اندوه نیز می شوند ، که “به خودی خود می توانند مسری باشند ، نوعی اپیدمی موازی کریستاکیس ، جامعه شناس و پزشکی که آزمایشگاه طبیعت انسانی ییل را اداره می کند ، پدیده ای به نام “آبشارهای غم و اندوه” را توصیف کرد. او به من گفت: “اگر طاعون یکی از چهار سوار آخرالزمان باشد ، غم و اندوه سپر آن است.” ویژگی وحشتناک بیماری “ناامیدی عمومی است. در طی یک بیماری همه گیر در قرن دوم ، مارکوس اورلیوس ، امپراتور روم ، اظهار داشت: “فساد ذهن آفتی است که به مراتب بدتر از هرگونه بی نظمی و آشفتگی هوایی است که در اطراف خود تنفس می کنیم.”

جولیان هولت-لونستاد ، استاد روانشناسی و مغز و اعصاب در دانشگاه بریگام یانگ ، به من گفت که در این سال ، بحران های همزمان بهداشت ، اجتماعی ، طبیعی و سیاسی باعث ایجاد مراحل روانشناختی شده است ، تقریباً مانند فصل ها. وی گفت: “در آغاز ، من همبستگی زیادی دیدم.” وقتی مردم در مرحله اول شیوع همه گیر در بالکن یا خیابان های خود بیرون می آمدند و برای حمایت از کارگران پزشکی و پاسخ دهندگان ، گلدان ها را می زدند ، قابل مشاهده بود. جاناتان سینگر ، رئیس انجمن خودکشی آمریکا و استاد دانشگاه لویولا در شیکاگو گفت: داده های قبلی نشان می داد که خودکشی ها با شروع یک بحران ملی کاهش یافته اند ، “زیرا این احساس وجود دارد که همه ما در یک طوفان هستیم.”

اما در تابستان خستگی و انکار وجود داشت. هولت-لونستاد توضیح داد ، “در ابتدا ، همه ما امیدوار بودیم كه بیماری همه گیر وقفه ای كوتاه مدت در زندگی باشد ، اما بسیار بیشتر از آنچه انتظار می رفت به طول انجامید.” فاصله اجتماعی و سایر محدودیت ها صبر را از بین می برد و ناامیدی را افزایش می دهد. برخی از رعایت آنها خسته شده اند ، در حالی که دیگران آنها را به عنوان توهین به آزادی های شخصی پذیرفته اند. هولت-لونستاد به من گفت ، تنش ها در پاییز امسال ، حتی در خانواده ها ، به دلیل تماس و اقدامات احتیاطی ایجاد شد که منجر به ایجاد تفرقه هایی شد که تأثیرات خورنده خاص خود را بر روان داشتند. در پشت روابط انسانی ، زیست شناسی قرار دارد ، چه در بین خانواده ، دوستان ، همسایگان یا همکاران. او به من گفت: “برای بسیاری از افرادی که فکر می کردند عضوی از قبیله خود هستند ، ممکن است دیگر امضای عصبی از اعتماد و امنیت نداشته باشند.” مشکل فراتر از کاهش تماس با دیگران است. “ما اکنون در مکانی هستیم که دریافت حمایت عاطفی از دیگران که نیازهای بیولوژیکی ما را به عنوان موجودات اجتماعی برآورده می کنند ، دشوار است.”

کریستاکیس به من گفت که نحوه احساسات ما از طریق بیولوژیکی در خارج از رسانه های اجتماعی ابتدایی و باستانی است. “احساسات ما به طور جمعی وجود دارد. آنها نه تنها به ژن ها و تجربه شما بستگی دارند. آنها همچنین به بیوشیمی ، ژنتیک ، فیزیولوژی ، افکار ، احساسات و اعمال افرادی که ما مستقیماً – یا حتی غیر مستقیم – با آنها ارتباط داریم بستگی دارد. حالت عاطفی ما به آنچه در اطراف ما اتفاق می افتد بستگی دارد. وی گفت: “این در مورد جنین و در مورد احساسات یکسان است.” و این فقط در مورد مردم نیست. گونه های دیگر نیز آن را تجربه می کنند. وی گفت: “اگر از شبکه های اجتماعی فیل ها نقشه برداری کنید ، می فهمید که آنها از لحاظ ساختاری همانند انسان هستند و آخرین جد مشترک ما هشتاد و پنج میلیون سال پیش است.”

خبر خوب این است که از نظر فیزیولوژیکی ، علم ریشه غم و اندوه و عصبانیت را درک می کند و به چالش های فعلی بهداشت روان ما دامن می زند. جیم کوهان ، متخصص مغز و اعصاب ، روانشناس بالینی و مدیر آزمایشگاه علوم اعصاب عاطفی در دانشگاه ویرجینیا گفت ، مقصر در قشر جلوی پیشانی است. “قشر پیشانی قادر به انجام این کارهای شگفت انگیز است که هیچ حیوان دیگری قادر به انجام آنها نیست. این مثل یک ماشین فراری روی مغز ما است. این نوآوری باشکوه ما در تکامل انسان است. این به ما کمک می کند تا آینده را پیش بینی کنیم ، برنامه های اضطراری تنظیم کنیم ، نسبت به تهدیدها یا فرصت ها هوشیار بمانیم ، برای درک آنها از وقایع گذشته تأمل کنیم. “این اساساً عملکردهای اجرایی مغز را انجام می دهد.

کوآن گفت ، دلیل نگرانی بسیاری از افراد در حال حاضر این است که جریان خون محدود کننده مواد مغذی به مغز است. مغز بسته به شرایط ، خون را در وام های کوتاه مدت به قسمت های مختلف خود منتقل می کند. وی گفت: “اما میزان خون رسانی برای کنترل همزمان هر قسمت از مغز کافی نیست.” “هنگامی که این قشر جلوی پیشانی را با حداکثر سرعت رانندگی می کنید ، خون زیادی از مغز را می مکد. بنابراین این دلیل آن است که ما به طور ذهنی خستگی و خستگی شناختی را تجربه می کنیم. “بحرانهای بیشماری نیاز به توجه دارد – یک چشم به ویروس ، یک چشم دیگر برای اغتشاشات سیاسی ، یک سوم برای مشاغل و درآمد ، یک چهارم برای کودکان و تحصیل آنها ، یک پنجم برای ناآرامی های داخلی ، یک ششم برای آتش سوزی در جنگل ها و سایر فاجعه های آب و هوایی و به زودی. این شش یا هفت است کوان گفت ، و ما فقط دو چشم داریم.

اندوه ، اضطراب و ضربه امروزه گسترده شده است ، تا حدی به دلیل ویروس کرونا ما را متعجب کرد. در بیشتر تاریخ ، جوامع بشری انتظار داشتند که طاعون ، قحطی و بلایای طبیعی باعث مرگ یا ویرانی فاجعه بار چرخه ای شود. اپیدمی ها عهد عتیق و ادبیات یونان و روم باستان را پر می کند. اما در نیمه دوم قرن بیستم ، پس از رکود بزرگ و دو جنگ جهانی ، پیشرفت مدرن باعث شده است که افراد بیشتری بتوانند از نگرانی در مورد زندگی روزمره ، بیماری ها یا بلایای طبیعی غیرقابل توضیح خلاص شوند. علم واکسن هایی تولید می کند که از بیماری های کشنده محافظت می کنند. از زمان کودکی ، من بخشی از آزمایش بالینی واکسن فلج اطفال سالک بودم. اقتصادهای مدرن توانسته اند از جنگهای بزرگ و چندین رکود اقتصادی بهبود یابند. آینده ما را فریب داده و فکر می کند که افراد مدرن همیشه پیروز خواهند شد. ما از فروتنی یا صداقت درمورد آسیب پذیری خودداری کردیم. کریستاکیس گفت: “استکبار این است که ما باید در بوته ها وقت صرفه جویی کنیم.”

برای من ، غم و اندوه ناشی از تعداد افراد زیادی است که می میرند ، حتی حداقل سه واکسن جدید که می توانند از ما محافظت کنند ، بسیار در دسترس هستند. این من را به یاد جنگهایی می اندازد که من هنگام شروع گفتگوهای صلح به راه انداختم ، اما ترور همچنان ادامه داشت که مذاکره کنندگان از نظر سیاسی و ارضی اختلاف داشتند. نزدیک به یازده هزار نفر در شش ساعت گذشته از جنگ جهانی اول ، بین امضای پیمان صلح ، در یک اتومبیل راه آهن در شمال پاریس و تا زمان اجرای رسمی آتش بس ، در یازده سال کشته شدند. صبح هنری گونتر آخرین کشته آمریکایی بود – فقط یک دقیقه قبل از پایان رسمی جنگ. با ناراحتی به آمریکایی فکر کردم که ممکن است آخرین نفری باشد که می میرد کووید-19

در این میان ، ما باید به سیگنال های مغز خود توجه کنیم. کوهان به من گفت: “مغز ما روشی را تشویق می کند که ما از قشر جلوی پیشانی خیلی استفاده نکنیم.” این قسمت از مغز برای کمک به مردم در غالب گونه های موجود در زمین وجود دارد ، “اما برای ما مهم است که از منبعی استفاده کنیم که از نظر جادویی بسیار قدرتمند باشد.” مزخرفات دیگری نیز وجود دارد. “روش های ساده ای برای کاهش نیاز به قشر پیش پیشانی وجود دارد ، مانند خواب کافی و ورزش های اساسی. کوهان گفت: “شما بی ادبانه از روشی استفاده می کنید که جلوی قشر جلوی مغز را از انجام وظیفه خود بگیرید.” دیگری تعطیلاتی است که تقاضای تمرکز را به فعالیتی که فقط به یک چشم نیاز دارد کاهش می دهد.

و شاید چراغ های تعطیلات. هفته گذشته ، من تعجب کردم که چگونه بسیاری از افراد در محله من ، واشنگتن دی سی ، چراغ ها و درختان چشمک زن را نصب می کنند که معمولاً دو یا سه هفته بعد از آن در معرض نور قرار می گیرند. من متقاعد شده ام که این بازتابی از تمایل مغز ما برای کاهش غم و اندوه است. بومیان آمریکا پس از هالووین امسال برای اولین بار تزئین حیاط و خانه ها را با چراغ آغاز کردند ، مجله ی وال استریت گزارش ها. ارتباط مشخص است. واشنگتن پست به نقل از مدیر یک فروشگاه محلی تزئینات کریسمس گفته است که اقلام پرفروش وی زیور آلات با موضوع همه گیر است – تزئین شده با دستمال توالت ، ضد عفونی کننده دست ، ماسک و عکس دکتر آنتونی فاوسی.

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir