[ad_1]

تا روز چهارشنبه که رئیس جمهور جدید سوگند یاد کرد ، هیچ احزاب یا اعتراضی در خیابان های واشنگتن برگزار نشد. در عوض ، بیشتر ساکت بود و با آژیرهای کاروانهایی که به اطراف می چرخیدند ، صدای هلی کوپترها از بالا و خبرنگاران اخبار نامرئی را برای تماشاگران کره زمین قطع می کردند. جو بایدن در اعماق دایره ایست های بازرسی و سربازان رئیس جمهور شد. نگهبانان امنیتی به تلفن های آنها نگاه می کردند یا اصلاً نگاه نمی کردند. بیشتر آنها گزارشگر ، سرباز یا پلیس بودند. شایعاتی وجود داشت مبنی بر اینکه در میدان ایستگاه یونیون یک تجمع طرفدار ترامپ برگزار می شود ، اما چنین تماشایی رخ نداد: چندین مبلغ در مورد جهنم و فمینیست ها صحبت می کردند در حالی که رهگذران آنها را هک می کردند و کبوترها بالای سرشان خم می شدند. در میدان قضایی ، یک مرد تنها در میانسالی با پوشیدن کلاه زمستانی ساده روی ناحیه پیشانی و ماسک پزشکی یکبار مصرف آبی ، از پیاده رو به پایین پیاده روی کرد. او شخصیتی غیر قابل توجه بود ، به استثنای نشانه ای که روی آن نوشته شده بود: “این مثل پیونگ یانگ / فقط پلیس و نظامی وجود دارد / هیچ شهروندی وجود ندارد”.

او به خبرنگاران گفت که این مرد نمی خواست صحبت کند. نشانه های او حاوی همه چیزهایی بود که می خواست بیان کند. او پوستر دوم را از پشت اولین پوستر بیرون کشید و آن را روی درخت نزدیک آن قرار داد: “سانسور فنی بزرگ ، دموکراسی را کشت”.

همان سکوت شوم در تمام هفته ادامه داشت ، حتی در شرایطی که واشنگتن و پایتخت های ایالتی در سراسر کشور برای حمله هایی شبیه قیام 6 ژانویه آماده می شدند. یک فرد تحت تعقیب ملی به دنبال افرادی است که بر خلاف انتقال قدرت از دونالد ترامپ به بایدن به پایتخت حمله کردند. شرکت های رسانه های اجتماعی مشخصات طرفداران ترامپ و اعضای شبه نظامیان را که به تحریک خشونت متهم شده اند ، پاک کردند. آمریکایی ها خود را در مرکز و ساختمانهای عمومی محصور دیدند. و بعد از همه اینها – شاید به خاطر همه اینها – معلوم شد فقط تعداد معدودی از معترضین ترامپ هستند.

چهارشنبه بعد از ظهر ، یک زن تنها که لباس اتومبیل را پوشیده بود در حال قدم زدن در میان روزنامه نگاران در نزدیکی پایتخت بود خودم یک سویشرت و تابلویی با عنوان “استیضاح 46” ، اما او همچنین از صحبت کردن امتناع کرد. یک طرفدار ترامپ با کت و شلوار سفید بدون نقص و کفش های سفید براق و یک باندانا که پرچم آمریکا به دهانش بسته بود ، پرسه زد و با صدای بلند تعجب کرد که چرا تعداد بیشتری از رفقایش در آنجا نیستند. گروههای عیسی در بلندگوها علیه همجنسگرایی و مسلمانان تبلیغ می کردند. چندین یوتیوب غیرمعمول در حال تراولیدن بودند تا کسی را جلوی دوربین مسخره کنند. اینها محرکانی بودند که برای جلب توجه سرشار از جمعیت پر سر و صدا آمدند ، اما در عوض خود را در مرکز عمل ناراحت کردند.

روز دوشنبه ، برای اعتراض سراسری علیه حقوق اسلحه اتحادیه شهروندان ویرجینیا ، نسخه رادیکال تری از انجمن ملی تفنگداران ، به ریچموند رفتم. سال گذشته ، همین رالی ده ها هزار نفر را به خود جلب کرد و امسال به عنوان نقطه احتمالی احتراق دیده می شود. مقامات ویرجینیا وضعیت اضطراری اعلام کرده ، درهای نمادین مجلس قانونگذاری توماس جفرسون را قفل کرده و به مردم هشدار داده اند که از مرکز شهر ریچموند دوری کنند. این همه ترس هیچ چیز را از دست نداد. این تجمع جمعیت نازکی از فعالان اسلحه ، افسران پلیس و پسران مغرور را به خود جلب کرد که بسیاری از آنها اخیراً توسط رسانه های اجتماعی تیرباران شدند. آنها در مورد فن آوری و سلاح های بزرگ حرف های زیادی برای گفتن داشتند و در مورد ترامپ بسیار کم.

بیشتر اعضای VCDL در اتومبیل و وانت خود ماندند. چندین پرچم ترامپ و بسیاری از آگهی های “قدم بر من نگذار” در حالی که در کاروان پر سر و صدا از کنار دفتر می غلتیدند ، در باد تکان می خوردند. اما در راهروهای اطراف ساختمان ، طیف متنوعی از معترضین یک برنامه نمایشی رایگان را برای همه ترتیب دادند. به نظر می رسید همه ایده ها و الگوهای رفتاری و شخصیت های دوران ترامپ با هم آمیخته شده است. شخصی چهره ای از فرمانروای ویرجینیا ، رالف نورثهام را با عبارت “The Violator of Northham” پر کرد. شخص دیگری تصویری قاب شده از رند پل را که روی چاقوها سوار شده بود ، کشید. چندین پسر افتخار از میان جمعیت عبور کردند و سعی کردند تی شرت های بیست دلاری بفروشند تا پول آنچه را که رئیس محلی خود می نامید جمع کنند.

به سختی می توانید بدون مواجه شدن با خبرنگار یا شخصی که خود را خبرنگار می نامد یا مبهم مطبوعاتی است ، راه بروید ، اما ممکن است برخی از این افراد بهتر درک شده باشد به عنوان فعالانی که برای مستند سازی و جعل تلاش می کنند شبه نظامیان (در حقیقت ، بعداً یک عضو پسران مغرور توسط یک چپگرای که از شارلوتزویل به این رویداد سفر کرده بود ، در توییتر شناسایی شد.) گاهی اوقات مطبوعات در مقابل افراد مسلح جمع می شدند ، ظاهراً از کار بعدی مطمئن نبودند ، فقط عکس ها و مردان جوان با اسلحه. آنها در سکوت ژست می گرفتند ، به طوری که همه چیز شبیه نوعی فرش قرمز آخرالزمانی بود.

آخرین فرزندان آزادی ، رئیس محلی Boogaloo Bois ، به راهپیمایی با هدایت یک تفنگدار سابق بیست ساله به نام مایک دان آمدند. آنها در پیاده رو روبروی چمن های خانه دولت صف کشیده بودند. Dunn برای مقابله کثیف به نظر می رسید – او با پلیس ایستاده در محیط چمن مخالفت کرد. با این حال ، پلیس پس گرفته نمی شود. آنها با دقت تماشا می کردند که چگونه جمعیت مسلح به شدت ممنوعیت سلاح گرم را مسخره می کند.

“آنها چه خواهند کرد؟” مرا بکش و مرا از کشوری که بر حقوق من ایستاده دور کند؟ دان به خبرنگاران گفت. “همینطور باشد. برو و مرا شکنجه کن.

دون با انرژی مردی که بعد از نیمه شب وارد یک میله شد و آماده نبرد بود ، پیاده رو را طی کرد. در میان جناح ها و شبه نظامیان مختلف جناح راست ، Boogaloo Bois یک گروه نسبتاً جدید است که با تمایل به جنگ علیه دولت متحد شده است. برخی از آنها مافوق سفیدپوست شناخته می شوند ، در حالی که برخی دیگر ادعا می کنند که متحدان فعالان سیاه پوست هستند. یکی از مردان دان یک لباس مشکی از رنگ زندگی سیاه پوشیده بود. این گروه از یک تظاهرکننده که با پرچم ترنس تکان می داد دعوت کرد تا در خیابان به آنها بپیوندد. “ما در واقع اقلیت ها را در ویرجینیا آموزش می دهیم. ما چندین گروه آموزشی داریم. ” “ما بر این واقعیت ایستاده ایم که بلک مهم است.” او مکث کرد تا با صدای بلند تکرار کند ، “از آنجا که زندگی سیاهان مهم است” ، سپس به حالت طبیعی بازگشت و توضیح داد ، “ببخشید ، من سعی کردم بگذارید پسران مغرور من را بشنوند.

مرد جوانی تنومند و شکاف دار با یک دریچه وحشی با موهای بلند و مجعد ، آر -15 را زد و به من گفت که او را ساسکوچ صدا کنم. او به من گفت که شک نداشت که ترامپ در انتخابات باخته است و برای بایدن آرزوی موفقیت می کند. ساسکوآچ گفت که او یک قفل ساز است و اوقات فراغت خود را صرف تحقیق در شجره نامه ، تمیز کردن گورستان های قدیمی و داوطلب شدن در اتحاد هفت شهر ، یک شبه نظامی مقدماتی می کند. وی سال گذشته هنگامی که نمایندگان ویرجینیا ممنوعیت حمله به اسلحه را ملاحظه کردند ، به شبه نظامیان پیوست. اگر قانون پیشنهادی تصویب شود ، ساسکوچ گفت ، این کار وی را به عنوان یک جنایتکار در می آورد.

او با بی اعتمادی گفت: “یک جنایتکار.” “شما می دانید که در یک محله بد زندگی می کنم ، من تمام زندگی ام سعی کردم مجرم نباشم ، سعی کردم آدم بدی نباشم.”

لحن او رقت انگیز بود. من فکر کردم او مردی بود که آرزو داشت از نظر اخلاقی عادل شمرده شود. او می خواست مردگان را گرامی بدارد؛ او در صورت تیراندازی کسی تورنوردی را به این رویداد آورد. اما بعد با هشدار لحن او تاریک شد. و سپس این اخطار به تهدید تبدیل شد.

“من نمی خواهم آن نوع باشم. هیچ کدام از ما نمی خواهیم آن پسر باشیم ، می دانید؟ “او گفت:” ما را زیر پا نگذار. زیرا تعداد ما بیشتر از تعداد شماست. و وقتی موضوع به آن رسید ، بله ، من مایل به جنگ و هر آنچه در مورد حقوق من تصور می كنید خواهم بود. “

چهارشنبه بعد از ظهر در واشنگتن که ادامه داشت ، احساس می کردید که انرژی ذوب می شود ، مانند سکوت های طولانی که در یک مهمانی بد یا یک گفتگوی خسته کننده خسته می شوند. روز سرد بود و جایی برای رفتن نبود. در چشمه مقابل ایستگاه یونیون ، کریستوفر کلمب با چشمان مرمری سودا به گنبد کاپیتول و دادگاه عالی فراتر از آن نگاه کرد. چندین نفر روی زمین نشسته بودند و با کیسه های پر از موانع درگیر شده بودند و با هوا صحبت می کردند. مردی که از چادر من بیرون می زد فریاد زد: “خیلی دیر است”.

حق داشت – خیلی دیر بود. هر روز که بود ، هرچه بود ، تمام شد.

این هفته یکی از دوستان جمله ای را به یاد من آورد که پس از حمله آمریکا گزارش های زیادی در مورد آن در افغانستان شنیدیم: “آنها عمامه های خود را برداشتند.” هویت آنها و دوباره در میان مردم ذوب شد. اما بعد دیگر خندیدم. طالبان به زیر زمین رفته بودند ، افراد بی شماری را سازماندهی و کشته بودند تا آنچه تصور می کردند از آنها است ، به دست آورند.

البته ایالات متحده افغانستان نیست. خودم طالبان نیست اما همانطور که روز چهارشنبه در خیابان های سرد واشنگتن پرسه می زدم و پیاده روها را کجا می پیمودم خودم جمعیت نبودند ، این عبارت هنوز در ذهن من باقی مانده است. دونالد ترامپ همیشه یک رهبر شورشی بوده است – او یک شورش سیاسی را با روکش پوپولیسم دموکراتیک آغاز می کند که او را در کاخ سفید فرو می برد و با شیوع خشونت پایان می یابد. و اکنون واشنگتن دی سی توسط دیوارهای شهر و سربازان و وسایل نقلیه نظامی حصار کشی شده برای جلوگیری از خارج شدن از سالن های دولت مرکزی تکه تکه شده است. می توان گفت که دولت مخفی می شود ، یا آنها با احتیاط از خود محافظت می کنند. البته ، رهبران ما این هفته را با یک نیروی شورشی که ظاهر نشد ، تعطیل کردند.

شاید آنها فردا یا ماه دیگر یا سال دیگر بیایند. شاید سکوت فعلی به اندازه حمله به پایتخت است. یا شاید نه شاید در دراز مدت این مسئله چندان مهم نباشد ، زیرا همه م componentsلفه های دوران ترامپ باقی مانده است: نژادپرستی و مشکلات اقتصادی ، سلاح و توطئه گر ، تبلیغات و دستکاری ها ، و جنگ های طاقت فرسای ما برای فضای خود – فضای آنلاین ، فضای خیابان ، صحبت کردن و شنیدن

روز چهارشنبه در محیط پیرامون شادی و احترام وجود داشت ، اما فراتر از موانع شهر تصویری از ترس داشت. سالها ، من جنگ های تروریستی ما را پوشش می دادم ، و در نتیجه ، با نگرانی به ترس آمریکا نگاه می کنم. وقتی می شنوم که مردم در مورد سرکوب علیه ترور داخلی صحبت می کنند ، این احساس به من دست می دهد که دارم از یک راهرو بسیار تاریک نگاه می کنم و می دانم به کجا پایان می یابد.


درباره حمله کاپیتول بیشتر بخوانید

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir