[ad_1]

سرنشین لو لائو یوان یو 010 هفت افسر چینی و یک خدمه چهار گامبیایی و سی و پنج سنگالی بودند. به زودی ، تیم گامبیا شروع به کباب کردن کاپیتان کشتی ، مرد کوتاهی به نام کیو شنژونگ ، که پیراهنی آغشته به حشرات ماهی پوشیده بود ، کرد. در زیر عرشه ها ، ده خدمه آفریقایی با دستکش های زرد و روپوش های آلوده کنار هم در دو طرف یک تسمه نقاله ایستاده بودند و دسته های ماهی ، ماهی خال مخالی و ماهی های سفید را در تابه ها مرتب می کردند. در همان حوالی ، ردیف های فریزرهای کف تا سقف به سختی سرد بودند. نانوایان روی دیوارها و زمین پیچ خوردند ، جایی که برخی ماهی ها را لگدمال می کردند و له می کردند.

من با یکی از کارگران صحبت کردم که به من گفت اسمش لامین جارجو است. گرچه هیچ کس نمی توانست ما را بالاتر از موارد کر کننده بشنود ca-thunk، ca-thunk از دستگاه دور شد ، از خط فاصله گرفت و صدا را پایین آورد. او به من گفت که کشتی در منطقه 9 مایلی ماهیگیری می کرد تا اینکه کاپیتان اخطار رادیویی را از کشتی های اطراف دریافت کرد که تلاش پلیس در حال انجام است. وقتی از جارجو پرسیدم که چرا او آماده است تا نقض کشتی را فاش کند ، او گفت: “مرا دنبال کن” و من را به دو سطح بالا برد و به سقف اتاق چرخ ، دفتر کاپیتان رساند. او لانه بزرگی از روزنامه ها ، لباس ها و پتوهای مچاله شده را به من نشان داد ، جایی که وی گفت چند نفر از خدمه در چند هفته گذشته از زمانی که کاپیتان کارگران بیشتری را از کشتی استخدام کرده بود ، خوابیده بودند. جارجو گفت: “آنها با ما مانند سگ رفتار می کنند.”

وقتی به عرشه برگشتم ، بحث بالا گرفت. یک ستوان در نیروی دریایی گامبیا به نام مودو جالو کشف کرده بود که دفترچه ماهیگیری کشتی خالی است. همه کاپیتان ها موظفند سوابق دقیق مکان ، محل کار ، مدت زمان کار ، تجهیزات و تجهیزات خود را ثبت کنند. زرد برای این تخلف دستور بازداشت صادر کرده بود و به زبان چینی فریاد می زد. کاپیتان کیو عصبانی بود. او جواب داد: “هیچ کس او را تماشا نمی کند!”

اشتباه نکرد. نقض اسناد ، به ویژه در قایق های ماهیگیری در سواحل آفریقای غربی ، که در آن کشورها همیشه راهنمایی های روشنی در مورد قوانین خود ارائه نمی دهند ، معمول است. استادان تمایل دارند که دفترچه یادداشت را به عنوان سلاحی از دیوان سالارانی که خواهان رشوه هستند ، یا به عنوان ابزار محافظانی که هنگام بستن زمین های ماهیگیری خم می شوند ، مشاهده کنند. اما دانشمندان برای تعیین نقاط ماهیگیری ، اعماق ، تاریخ ها ، شرح وسایل و “تلاش” به سوابق صحیح اعتماد می کنند – مدت زمان تورها یا خطوط موجود در آب نسبت به ماهی که در آن قرار می گیرند ، است. بدون وجود چنین سیاهههای مربوط ، تعیین سرعت تخلیه آبهای گامبیا تقریباً غیرممکن است.

زرد دستور داد کشتی به بندر برگردد ، و اختلافات از طبقه بالا به پایین به سمت موتورخانه منتقل شد ، جایی که کیو گفت تعمیر لوله چندین ساعت طول کشید – به گفته خدمه سام سایمون ، مدت زمان طولانی برای تماس با رئیسان در چین و از آنها بخواهید در خدمت مقامات عالی رتبه گامبیا تماس بگیرند. جالو با احساس تاکتیک تأخیر ، صورت کیو را زد. زرد فریاد زد و گلو کاپیتان را گرفت ، فریاد زد: “شما یک ساعت دیگر مشکل را برطرف خواهید کرد!” “و من خواهم دید که چگونه این کار را انجام می دهی.” بیست دقیقه بعد ، لو لائو یوان یو 010 در راه ساحل بود.

طی چند هفته آینده ، سام سایمون چهارده کشتی خارجی را بازرسی کرد – اکثر آنها چینی بودند و مجوز ماهیگیری در آبهای گامبیا را داشتند – و سیزده نفر را دستگیر کرد: همه کشتی ها به جز یکی به دلیل عدم ورود به سیستم مناسب متهم شدند و بسیاری از آنها نیز جریمه شدند. به دلیل شرایط نامناسب زندگی و نقض قانونی که گامبیایی ها را ملزم به تشکیل بیست درصد از خدمه خاص کشتی می کند. یک کشتی متعلق به چین چکمه کافی برای عرشه را نداشت و یک کارگر سنگالی هنگام پوشاندن فلیپ فلاپ با گربه ماهی با سبیل چاقو خورد. پای متورم او که از روی زخم چاقو سرازیر شده بود ، مانند بادمجان پوسیده به نظر می رسید. در کشتی دیگری ، هشت کارگر در فضایی که برای دو نفر طراحی شده بود خوابیدند – یک محفظه فولادی چهار فوت دقیقاً بالای موتورخانه – که به طور خطرناکی گرم بود. هنگامی که امواج بالا بر روی هواپیما سقوط کردند ، آب به کابین موقت جاری شد ، جایی که کارگران گفتند یک نوار برق تقریباً دو بار به آنها برخورد کرده است.

یک بعد از ظهر بارانی در بانجول ، پایتخت گامبیا ، در ساحل شمال گنجور ، به دنبال مصطفی مانه ، روزنامه نگار و دوستدار محیط زیست گشتم. ما در لابی با کاشی سفید هتل Laico Atlantic ملاقات کردیم ، تزئین شده با گیاهان گلدان جعلی و پرده های زرد ضخیم. کانن پاچلبل در یک چرخه بی پایان در پس زمینه بازی می کند ، همراه با آزاد شدن آب که از سقف در نیم دو سطل می چکد. مانه اخیراً یک سال بعد به گامبیا در قبرس بازگشت ، جایی که پس از دستگیری پدر و برادرش به دلیل فعالیت سیاسی علیه یحیی جمعه ، یک خودکامه وحشی بی رحمانه که در سال 2017 توسط مقامات مجبور شد ، فرار کرد. یک روز ، پیشنهاد داد که مرا به کارخانه “سرب طلایی” ببرد.

صبح روز بعد ، مانه مرا با یک تویوتا کرولا سوار کرد که برای رانندگی سخت اجیر کرده بود. بیشتر راه هتل و گلدن سرب خاکی بود که باران اخیر آن را به یک مسیر اسلالوم موذی از دهانه های عمیق و تقریبا صعب العبور تبدیل کرده بود. این سفر حدود سی مایل بود و تقریباً دو ساعت طول کشید. با سر و صداي صدا خفه كننده گمشده ، او مرا براي ديدار آماده كرد. وی هشدار داد: “دوربین ها دور هستند.” “من هیچ نکته مهمی در مورد پودر ماهی نمی گویم.” فقط یک هفته قبل از ورود من ، برخی از همان ماهیگیرانی که لوله فاضلاب گیاه را کشیده بودند ، ظاهراً تغییر حالت داده بودند و به تیمی از محققان اروپایی حمله کردند که سعی کردند از تأسیسات عکس بگیرند ، مانند اینکه آنها را با سنگ و ماهی پوسیده می پوشانند. برخی از افراد محلی اگرچه مخالف دامپینگ بودند و از صادرات ماهی خود خشمگین بودند ، اما نمی خواستند رسانه های خارجی مشکلات گامبیا را پوشش دهند.

سرانجام در ورودی کارخانه ، پانصد متری ساحل ، پشت دیواری ده متری از فلز راه راه سفید توقف کردیم. بوی تعفن ، مانند سوختن پوست پرتقال و گوشت پوسیده ، به محض پیاده شدن از ماشین به ما حمله کرد. بین کارخانه و ساحل زمین گل آلود و پر از درختان نخل و پر از ملافه بود ، جایی که ماهیگیران قایق های خود را در کلبه های سقف کاهگلی تعمیر می کردند. صید روزانه روی مجموعه ای از میزهای تاشو قرار داشت و زنان ماهی های فروشی را تمیز ، دود و خشک می کردند. یکی از این زنان با حجاب چکه می کرد و از تخته موج مرطوب می چکید. وقتی از او در مورد صید س askedال کردم ، او نگاه ناخوشایندی به من کرد و سبد خود را به سمت من متمایل کرد. به سختی نیمه پر شده بود. وی گفت: “ما نمی توانیم رقابت کنیم.” وی با اشاره به کارخانه افزود: “همه چیز آنجا می رود.”

کارخانه گلدن سرب از چندین ساختمان بتونی به اندازه یک زمین فوتبال و شانزده سیلو تشکیل شده است که در آن آرد خشک و مواد شیمیایی ذخیره می شود. تهیه کنجاله ماهی نسبتاً آسان است و فرآیند آن بسیار مکانیزه است. فیلم هایی که به طور مخفیانه توسط یک کارگر طلای سرب ساخته شده است ، فضای غاری را آشکار می کند – غبارآلود ، گرم و تاریک. در هر زمان و در یک کارخانه به اندازه آن حدود دوازده مرد روی زمین هستند. با تعریق شدید ، چند بیل دسته های براق دسته ای را در یک قیف استیل قرار داده است. یک تسمه نقاله ماهی را به یک وان منتقل می کند ، جایی که یک پیچ همزن غول پیکر قبل از ورود به یک اجاق استوانه ای طولانی ، آن را به یک خمیر ضخیم خرد می کند. روغن از روغن استخراج می شود و ماده باقیمانده به صورت پودر ریز پودر شده و در وسط انبار روی زمین ریخته می شود و در یک تپه عظیم طلایی جمع می شود. پس از سرد شدن گرد و غبار ، کارگران آن را با بیل داخل کیسه های پلاستیکی پنجاه پوندی که از کف تا سقف مرتب شده اند ، می گذارند. ظرف حاوی چهارصد گونی است و مردان روزانه حدود بیست تا چهل ظرف پر می كنند.

“بنابراین … شما به دنبال تمایل به نوآر اسکاندیناوی هستید تا از آن لذت ببرید؟”
کاریکاتور کیم وارپ

نزدیک ورودی سرب طلایی ، ده جوان از ساحل پایین آمدند تا سبدهای پر از دسته را روی سر خود بکارند. در زیر چند درخت نخل گاز گرفته ایستاده ، یک ماهیگیر چهل و دو ساله به نام ابریما جلو توضیح داد که در حالی که زنان محلی بیش از سرب طلایی برای یک سبد پرداخت می کنند ، این گیاه به صورت عمده خرید می کند و اغلب پیش پرداخت بیست سبد نقدی را پیش پرداخت می کند . وی گفت: “زنان نمی توانند چنین کاری کنند.”

در فاصله چند صد متری داود ، جک جبانگ ، صاحب پنجاه و هفت ساله Treehouse Lodge ، یک هتل و رستوران متروکه کنار دریا ، در حیاط کناری ایستاده و به موج های شکسته خیره شده است. او به من گفت: “من دو سال خوب را در این مکان کار کردم.” “و یک شب سرب طلایی زندگی من را خراب کرد.” رزرو هتل به طرز چشمگیری کاهش یافته بود و بوی گیاه گاهی به قدری مضر بود که مشتریان قبل از اتمام وعده های غذایی خود از رستوران آن خارج می شدند.

جبانگ گفت: “سرب طلا” بیش از آنكه به اقتصاد محلی كمك كند ، آسیب دید. اما در مورد همه آن جوانان که سبد ماهی خود را به کارخانه می برند ، چه می کنید؟ او با تحقیر در مورد این سوال دست تکان داد: “این شغل مورد نظر ما نیست. آنها ما را به الاغ و میمون تبدیل می کنند. “

کوویدهمه گیری -19 ضعف این چشم انداز اقتصادی و همچنین فساد آن را برجسته کرد. در ماه مه گذشته ، بسیاری از کارگران خدمه ماهیگیری مهاجر درست هنگام بسته شدن مرزها برای جشن عید به خانه بازگشتند. از آنجا که کارگران نتوانستند به گامبیا برگردند و اقدامات انسداد نیز برقرار بود ، طلای سرب و سایر کارخانه ها کار خود را به حالت تعلیق درآوردند.

حداقل مجبور بود مانت ضبط های مخفی دریافت می کند که در آنها بامبا بانیا از وزارت شیلات در مورد گرفتن رشوه در ازای اجازه کارخانه ها در حین قفل کردن کار می کند. در ماه اکتبر ، بنیا پس از تحقیقات نشان داد که بین سال های 2018 و 2020 ، او ده هزار دلار از ماهیگیران و شرکت های چینی از جمله سرب طلایی دریافت کرده است. وی از اظهار نظر در مورد مقاله خودداری کرد. اکنون این نیروگاه ها دوباره به صورت قانونی کار می کنند ، اما با افزایش قیمت گاز ، ماهیگیران زمان کمتری را در آب می گذرانند. آنها همچنان از گیاهان پودر ماهی پیش پرداخت می کنند و هرچه ماهی کمتری بیاورند ، بدهی بیشتری دارند.

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir