چرا استیضاح کار نمی کند نیویورکر


آخر هفته گذشته ، چهل و سه عضو سنای آمریکا به برائت رئیس جمهور پیشین دونالد ج رای دادند. ترامپ قیام 6 ژانویه را در کاپیتول تحریک کرد که منجر به کشته شدن یک افسر پلیس و چهار معترض شد و می توانست منجر به مرگ اعضای کنگره شود. پنجاه دموکرات و هفت جمهوری خواه به محکوم کردن ترامپ رأی دادند ، اما آنها از شصت و هفت رای که باید چنین می کرد فاصله داشتند ، غیر از اینکه تنها رئیس جمهوری بود که دو بار استیضاح شد ، اولین رئیس جمهور محکوم در سنا. جمهوری خواهانی که طرف دموکرات ها را گرفتند هم اکنون با مخالفت شدید جمهوری خواهان در سرتاسر کشور روبرو هستند و برخی نیز با احزاب ایالتی خود روبرو هستند. در حال حاضر ، سلاح اوباش برای محاصره شاخه ای از دولت برابر و بی عملی در حالی که کنگره را شکار می کند و مقامات منتخب را شکار می کند ، کاملاً مطابق با سوگند رئیس جمهور در “حفظ ، محافظت و دفاع از قانون اساسی” است. یا حداقل سلاح جمعیت رئیس جمهور بدون شک دلیلی برای بازداشتن آن از دفتر نیست.

در اوایل دسامبر 2019 ، در جریان اولین استیضاح ترامپ برای سو abuseاستفاده از قدرت و ممانعت از کنگره ، نانسی پلوسی ، رئیس پارلمان ، سوالی را تکرار کرد که نماینده الیاس کامینگز ، که فقط دو ماه قبل از آن فوت کرده بود ، به او گفته بود که از آنها خواسته خواهد شد: چه کاری انجام داده ایم تا اطمینان حاصل کنیم که دموکراسی خود را دست نخورده حفظ می کنیم؟ پلوسی در جواب دوست دخترش گفت: “ما هر کاری از دستمان برمی آمد انجام دادیم.” “ما از او تقلید کردیم.” این دو استیضاح ممکن است مخالفت بی امان حزب دمکرات با فساد ، اقتدارگرایی و تعصب را که دولت ترامپ را تعریف می کند ، به فرزندان یادآوری کند. اما به همان اندازه ممکن است که مجموعه محاکمات همزمان ترامپ نکته دیگری را نیز آشکار کند: ضعف کلی استیضاح به عنوان ابزاری برای کنترل ریاست جمهوری. اگر این سلاح واقعاً قدرتمند است ، احتمالاً نیازی به استفاده دوبار از آن ندارید.

با این حال استیضاح هاله ای از اقتدار هسته ای را در سیاست حفظ می کند. آنقدر ترسناک است که وجود آن به عنوان یک عامل بازدارنده عمل می کند. پیش از استیضاح بیل کلینتون در سال 1998 ، فقط یک رئیس جمهور دیگر به نام آندرو جانسون محاکمه شده بود و ظاهراً تنها چشم انداز وی کافی بود که دست ریچارد نیکسون را مجبور به استعفا کند در سال 1974. بیعت با او. اما در حالی که کارهای زیادی در مورد داشتن سناتور میت رامنی برای جسارت به عنوان تنها متجاوز جمهوری خواه در دادگاه اول ترامپ انجام شده است – او رأی داد كه به اتهام سو abuse استفاده از قدرت محكوم شود – اما حتی بیشتر قابل توجه بود كه رامنی اولین سناتور بود. یک رئیس جمهور از حزب خود را محکوم کند. این واقعیت نشان می دهد که در جو سیاسی فعلی ما ، مجازات هیچ رئیس جمهوری قابل تأیید نیست. در مقابل ، نیکسون می تواند ، شاید از این مدل مستثنی بودند. در سال 1974 ، دموکرات ها پارلمان را تا حد قابل توجهی کنترل کردند و پنجاه و هفت کرسی در مجلس سنا داشتند – برای محکومیت در یک رأی دقیق حزب کافی نیست. اما مشاوران نیکسون به او هشدار دادند که این یک محکومیت است. ما هرگز نخواهیم فهمید ، زیرا او قبل از رأی دادن به مجلس استعفا داد. اما مدتها پیش از آنکه افراط گرایی دونالد ترامپ به قدرت برسد ، دلیل تردید در استیضاح وجود داشت.

استیضاح سابقه طولانی دارد و به قرن 14 میلادی در انگلیس باز می گردد. قانون اساسی ایالات متحده آن را به عنوان بخشی از اقدام متعادل کننده با هدف جلوگیری از به دست آوردن قدرت بیش از هر شاخه از دولت تصویب کرد. نیاز به اکثریت دوسوم مجلس سنا (برخلاف اکثریت ساده لازم برای تأیید قضات دیوان عالی کشور) تضمین می کند که این عمل کمتر مورد سو less استفاده قرار خواهد گرفت. و مانند تمام مفاد قانون اساسی ، استیضاح قبل از اینکه احزاب سیاسی آمریکا به نیرویی در سیاست های انتخاباتی تبدیل شوند ، ایجاد شد. هیچ راهی برای در نظر گرفتن تأثیر غالب نهایی حزب گرایی در روند کار وجود نداشت ، زیرا پارتیزان ها هنوز رسماً ظاهر نشده بودند.

مشارکت نه تنها پویایی رای گیری در آخر هفته گذشته را توضیح می دهد ، بلکه عامل تعیین کننده ای در هرگونه استیضاح ریاست جمهوری پیش از آن است. هیچ رئیس جمهوری استیضاح نیست مادامی که حزب وی اکثریت مجلس را داشته باشد و فقط تعداد بسیار کمی از نمایندگان تصویب کرده اند و به استیضاح رئیس جمهور از حزب خود رای داده اند. استیضاح در بهترین حالت ابزاری است که می تواند عدالت را تأمین کند وقتی حزب رئیس جمهور در کنگره اقلیت باشد و در بدترین حالت مکانیزمی است که سد موفقیت آن چنان بالاست که سودمندی خود را باطل می کند.

وقتی بیل کلینتون به دلیل دروغگویی و ممانعت از عدالت استیضاح شد ، جمهوری خواهان دویست و بیست و هشت کرسی مجلس نمایندگان را به دویست و شش دموکرات بدست آوردند. هر دو ماده با حمایت اسمی دو حزبی تصویب شدند: پنج دموکرات از هر اقدام حمایت کردند ، در حالی که پنج جمهوری خواه به اتهام دروغ گفتن و دوازده مخالف اتهام انسداد عدالت رای دادند. در سنا ، چهل و پنج دموکرات – کل مجلس نمایندگان – و ده نفر از پنجاه و پنج جمهوری خواه به برائت از شهادت دروغ کلینتون رای دادند. پنج جمهوریخواه به باشگاه متحد دموکراتیک پیوستند تا آن را به دلیل ممانعت از عدالت توجیه کنند. در روزهای پس از استیضاح دوم ترامپ ، پلوسی و جو بایدن رای را دو حزبی خواندند ، از نظر فنی. ده جمهوریخواه با آنها رأی داده بودند. اما با توجه به گستردگی شکاف بین جنایات کلینتون – شواهدی از نقایص شخصیتی و افکار خود حفظ کننده او – و تلاش ترامپ برای کودتا ، به قیمت جان انسانها ، ده کراس اوور در مجلس به نظر می رسد بسیار کمیاب است.

هنگامی که اندرو جانسون در سال 1868 به اتهاماتی مانند نقض قانون مأموریت ، برکناری ادوارد استانتون ، وزیر جنگ ، استیضاح شد ، چهل و پنج جمهوریخواه در سنا حضور داشتند و فقط 9 دموکرات – بیشتر کشورهای کنفدراسیون سابق هنوز این کار را نکرده اند مجدداً به اتحادیه پذیرفته شده است. اگرچه جانسون معاون رئیس جمهور مشهورترین جمهوریخواه تاریخ ایالات متحده بود ، او یک دموکرات مادام العمر بود که در طول جنگ داخلی در سال 1864 به حزب اتحادیه ملی پیوست تا با آبراهام لینکلن که همان کار را کرد ، شرکت کند. همکاران سابق جانسون دموکرات در مجلس سنا به عنوان یک بلوک رای به برائت از او در هر سه اتهام دادند ، همانطور که ده جمهوریخواه نیز رای دادند ، در نتیجه یک رای از دو سوم مورد نیاز ، حتی در این خانه کاهش یافته ، برای محکومیت و برکناری از دفتر کاهش یافت .

این اعتقاد وجود دارد که محکومیت اشتباهات ریاست جمهوری توسط کنگره ، به جای استیضاح ، می تواند نتایج حزبی کمتری را به همراه داشته باشد ، اما تاریخ چنین اثبات نمی کند. چهار رئیس جمهور – اندرو جکسون ، جیمز بوکانان ، لینکلن و ویلیام هوارد تافت – مورد کینه توزی قرار گرفته اند که منجر به تصویب قطعنامه ای شده است و هیچ یک از اقدامات توسط اعضای احزاب خودشان ارائه نشده است. سرانجام همکاران دمکرات جکسون این توبیخ را لغو کردند. واقعیت این است که انتظار می رود بسیار اندک بتواند رفتار روسای جمهور را هنگامی که احزاب آنها کنگره را کنترل می کنند ، آزمایش کند. هفته گذشته ، در خلاصه ای پرشور از پرونده ترامپ ، سخنگوی جیمی راسکین پرسید ، “استیضاح چیست ، اگر این نیست؟” این سوال از زمان شروع صحنه های بدلام از 6 ژانویه ، ذهن همه آمریکایی های معقول را به خود جلب کرده است. پاسخ ، تا آنجا که ممکن است تأیید دشوار باشد ، این است: “شاید هیچ چیز”.


درباره حمله کاپیتول بیشتر بخوانید


منبع: https://outsidenews.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>