[ad_1]

وی تا زمان بازنشستگی در سال 2011 در خانه های دانشگاه زندگی می کرد. اکنون نیز شرایط او نسبتاً متوسط ​​است. دوستی دو ماشین خود را “ظاهری غیر صادقانه” خواند ، در حالی که اورجی ، دستیار سابق ، اقامتگاه بتونی دو طبقه خود را به سختی یکی از بهترین های این محله توصیف کرد. او می گوید: “من فکر می کنم خانه من از پروفسور زیباتر است.” وی می داند کجا حاضر شود و کجا حاضر نشود. “

مانند ورق های درب بطری ، که اغلب به عنوان نوعی بازیافت نامناسب شناخته می شود ، سبک زندگی سخت آناتسوی را می توان به راحتی مسلم دانست. در حقیقت ، او به همین دلیلی که از مواد پیدا شده استفاده می کند زندگی می کند: برای تأمین حداکثر آزادی ممکن. همه چیزهایی که می توانند مانع کار او شوند در خارج هستند ، به خصوص مجسمه های شخصی او. دیوارهای خانه اش برهنه است. او به من گفت: “اگر احساس می کنید به کار خود وابسته هستید ، به این معنی است که احساس می کنید به آخر رسیده اید.”

اولین کلاه های موجود در بطری آناتسویی کشف تصادفی بود. در سال 1998 ، او در حومه Nsukka در حال قدم زدن بود که در کنار جاده یک کیسه دور انداخته شده با کلاه های گشاد پیدا کرد. این یک دعوتنامه بود. برای دهه ها ، این هنرمند زباله ها را به مجسمه های دگرگونی احیا کرد و معنای اشیا everyday روزمره را بدون تغییر منشأ آنها گسترش داد. وی گفت: “من اجازه دادم مطالب من را راهنمایی کنند.” “اگر او نمی تواند چیزی بگوید ، پس بهتر است نباشد ساخته شده گفتنش “

در استودیوی Nsukka ، یک کار جدید با هدف موزه هنرهای زیبا در هوستون انجام شد.عکس لاکین اوگانبانو برای نیویورکر

روند او صبر زیادی می خواهد. آناتسویی نمی دانست با درب بطری های جمع آوری شده اول چه کند. مشغول آزمایش فلز دیگری که از آن استفاده شده است – قوطی های شیر تبخیر شده ، یک رنده کاساوا – او آنها را به مدت دو سال در استودیوی خود نگه داشت قبل از اینکه آنها را به یک مجسمه تبدیل کند. بیشتر آنها قرمز و طلایی ، با ته نقره ای و نام های تجاری جذاب بودند که هر چند ماه یکبار تغییر می کردند. سرانجام ، او با مشارکت در یک بازار فعال محلی ، از عرضه تقطیر محلی به طور منظم اطمینان حاصل کرد.

بعداً ، آناتسوی ارتباطات خود را با محیط تجارت خود و تجارت مثلثی كه زمانی اروپا ، آفریقا و آمریكا را به هم پیوند می داد ، برقرار كرد. اما اولین علاقه او این بود که درب بطری چه کاری می تواند انجام دهد انجام دادنو در چه ابعاد جدیدی می توانند در تلاش او برای انعطاف پذیری و آزادی باز شوند. معلوم شد که آنها یک ماده ایده آل – زنده ، شکل پذیر ، محلی ، فراوان و ارزان هستند.

با کمک دو دانش آموز سابق ، آناتسویی شروع به اتصال تکه های فلز به سیم مسی کرد ، همانطور که قبلاً با درب قوطی این کار را انجام داده بود. هیچ علامتی وجود نداشت که اتفاق مهمی در انبار سابق ، که در آن زمان استودیوی او بود ، اتفاق بیفتد. اوكافور كه ​​در صفحه های اول با آناتسویی كار می كرد ، گفت كه “بازی” با بازیگران در ابتدا نوعی كار شلوغ بود. دوستانش آمدند و خندیدند ، و پرسیدند چرا او وقت خود را در “مکانی ظاهری کثیف” احاطه شده با چوب و فلز قدیمی از دست می دهد. اما او یاد گرفته بود که هنر را طور دیگری ببیند: “شما در نهایت این کار را در خاک انجام می دهید ، و سپس بیرون می روید و آن را در یک مکان تمیز قرار می دهید.”

آدم و حوا از آناتسویی در رسانه های جدید “بوم مرد” و “بوم زن” بودند. “مرد” از نوارهای مستطیلی مسطح از گردن بطری تشکیل شده بود. “ماده” سر بطری های گرد را اضافه می کند. تردید در مورد اینکه آیا کلاهک ها مقاومت کششی کافی برای نگه داشتن در اندازه های بزرگتر را دارند ، آناتسوی هر کدام را فقط چند گز ساخت. او این زن و شوهر را به عنوان یک آزمایش یکبار تصور کرده بود ، اما احساس فرصت یافتن در مطالب را پیدا کرد. شبکه درب بطری های الکلی چیزی ساکن نبود ، بلکه نوعی “کر” لمسی است که تلقی های مبهم و گریز از زندگی جامعه را تقطیر می کند. او به من گفت: “آنچه برای من جالب است این واقعیت است که من دست های زیادی دارم.” “وقتی مردم کار را از این طریق می بینند ، باید بتوانند حضور آن افراد را احساس کنند.”

در روزهای اولیه ، آناتسویی گاهی مجسمه های خود را با درب بطری به روشی عملی منتقل می کرد که گیرندگان آنها را متعجب می کرد: در جعبه های کوچک تاشده یا حتی چمدان هایی که خودش تهیه می کرد. اولین شخصی که چنین محموله ای را دریافت کرد الیزابت لالاهک ، مدیر هنری در گالری اکتبر در لندن بود ، جایی که بوم مردان و بوم زنان در سال 2002 نصب شد. در تصاویری که او به جلو فرستاده بود ، آنها با بوته پوشانده شده بودند. Lalouschek آنها را در قالب آشنا خود نصب می کند: به عنوان پرده های دیواری با موج و چین ، به عنوان ملیله های فلزی.

Laloushek از اوایل دهه 1990 ، زمانی که نقش برجسته های چوبی او را در یک مستند اسمیتسونیان در مورد هنر معاصر نیجریه نشان می داد ، طرفدار کارهای آناتسویی بود. اما “کیمیاگری” این ورقهای فلزی او را – و تقریباً همه کسانی که آنها را می دیدند – به عنوان یک تبدیل معجزه آسا از آب به شراب به وجود آورد. وی گفت: “فرقی نمی کرد چه کسی وارد گالری شود ، چه کودک ، چه سفیر و چه شخص دیگری.” “آن زمان ما مورد توجه قرار گرفتیم. ما وارد یک صحنه کاملا جدید شده بودیم. “

مجموعه های بزرگی که قبلاً توجه کمی به هنر معاصر آفریقا داشتند ، قابل توجه است. موزه بریتانیا بوم مردان و بوم زنان را به دست آورد. سال بعد ، آناتسوی گروهی کامل از ورق های بطری را برای یک نمایشگاه انفرادی در گالری موستین ، در لاندودنو ، ولز به نمایش گذاشت ، نمایشگاهی که در نهایت به 9 مکان دیگر در اروپا و ایالات متحده سفر کرد. تا سال 2007 ، درب بطری های آناتسویی در مجموعه های موزه یانگ در سانفرانسیسکو ، مرکز پمپیدو در پاریس و موزه هنر متروپولیتن در نیویورک بود.

درب بطری به طرز چشمگیری از انتظارات آناتسویی فراتر رفت. او طیف وسیعی از عناصر جدید را از این ماده فریب آمیز ساده اختراع کرد و تیمی از دستیاران نیمه وقت را استخدام کرد تا آنها را در کارهای همیشه بزرگتر ادغام کند. ساسا ، ترکیبی از بیست و هشت فوت از سبک در حال تکامل او ، اولین مجسمه برجسته او با یک درپوش بطری بود و به طور برجسته در آفريقا رمکس ظاهر شد ، نمايش گروهی که در سال 2004 در دوسلدورف افتتاح شد و به دنبال آن به لندن ، پاریس ، توکیو ، استکهلم و ژوهانسبورگ سفر می کند.

تصویب موفقیت جدید آناتسوی در دوسالانه ونیز در سال 2007 انجام شد ، جایی که مجسمه های او با درپوش بطری تأثیرگذارترین مخاطبان دنیای هنر را به وجد آورد. وی برای نمایشگاه مرکزی در آرسنال ، که زمانی کارگاه کشتی سازی قرون وسطایی بود ، دو کمیسیون بزرگ طراحی کرد. دوساسا دوم ، یک ورق بیست و چهار فوتی که بین ستون ها در انتهای یک راهرو طولانی آویزان بود ، در اوج اوج گرفت. (موزه متروپولیتن به سرعت مجسمه را به دست آورد و اخیراً آن را در نمایشگاه زندگینامه Making the Met ، 2020-1870 به نمایش گذاشت.) سومین مجسمه ، خاطرات تازه و محو ، مانند داربست مسحور شده در کاخ Forzoni قرن پانزدهم سقوط کرد. . این اولین مورد از معاشقه های فراوان با معماری بود ، یک ورق طلای سفید با خطوط مشبک رنگی که روی پرده های چوبی سنگین مانند پرده ای بالا می آمد. اشک های دقیق ، آجر نمای زیرین را آشکار کرد. یک کیوریتور به این هنرمند گفت که به نظر می رسد این اثر صد سال در آنجا بوده است.

در دنیای هنر بسیار کارکرد یافته هنر ، آناتسویی شناخت جهانی پیدا کرده است. از نظر فرم گرایان ، او یک اکسپرسیونیست انتزاعی بود که در ضایعات آلومینیوم کار می کرد. به پرسشگر بی مصرف و پسامدرن و پسااستعماری مصرف و تجارت ؛ از گارد قدیمی آفریقایی ها ، بازگرداندن سنت های صنایع دستی باستان. برای اکثر آثار او ، آنها بسیار زیبا ، با آرزوهای متعالی ، در زمینه خود بازتاب هنر معاصر نادر بودند. همانطور که مشخص شد ، فرم ثابت فقط یک روش مجسمه سازی نبود. اصل شغل بدون از بین بردن صداقت آن به جهان باز شده بود.

در سال 1944 ، سیزده سال قبل از اعلام استقلال غنا از انگلیس ، ال آناتسویی در دهکده مرداب گلد کوست آنیاکو به دنیا آمد. او به من هشدار داد که به دنبال نام تولدش نروم. ال بعداً فرزندخواندگی بود که او را در اواسط بیست سالگی از لیست کلمات الهی انتخاب کرد. پدرش ماهیگیر و بافنده بود ، اما آناتسوی ، کوچکترین فرزند از سی و دو فرزند ، هیچ حرفه ای یاد نگرفت. پس از مرگ مادرش ، خانواده او را از آن طرف تالاب نزد عمویش ، وزیر وزیر پروتستان ، فرستادند. آناتسوی در یک خانه مبلغ بزرگ شد و رشته ای را که زندگی وی را به عنوان یک هنرمند مشخص می کرد ، فرا گرفت: “شما آنچه لازم است انجام می دهید – فقط – و اسراف نمی کنید.”

او توانایی خود را در نقاشی کشف کرد و بدون تشویق خانواده اش در هنرستان ثبت نام کرد. هفت سال از استقلال می گذرد و رئیس جمهور کوامه نکروما فوراً در مورد لزوم ایستادگی در برابر “شخصیت آفریقایی” صحبت کرده است. او هنوز در دانشگاه علم و صنعت كوامه نكروما در كوماسي ، آنجا كه آناتسوي در حال مطالعه برنامه درسي ارائه شده توسط گلداسميت ، دانشگاه لندن بود ، حاضر نشده بود. او مجسمه سازی را به دلیل تازگی خود انتخاب کرد و در مورد سلطنت برای رهبری مقاله ای نوشت و استعدادی در مجسمه سازی ایجاد کرد که بدون هیچ زحمتی اقتدار را پیش بینی می کند. او مربیان خود را تحت تأثیر قرار داد ، اما تمرکز آنها بر روی مواد وارداتی مانند گچ پاریس را زیر سال برد و فراتر از کلاس به دنبال راه هایی برای “بیان زیبایی شناسی خود” بود.

“نقشه و شرارت متراکم می شود.”
کاریکاتور جانی دی ناپولی

پس از فارغ التحصیلی ، او در شهر ساحلی وینبا موقعیت شغلی را به دست گرفت و شروع به خرید سینی های چوبی گرد کرد که برای نمایش کالا در بازارهای محلی استفاده می شد. منبت های فلزی را در اطراف لبه ها اضافه کرد و با استفاده از یک چوب گرم شده روی آنها را به اصطلاح نماد نقش بست. adinkra. این غالباً در منسوجات غنا یافت می شود ، adinkra ضرب المثل ها و گفته ها را نشان می دهد. در صخره پیروزی ، که به عنوان شمایل بر روی دیوار نصب شده بود ، به نظر می رسید که آنها به جای ماهی و لوبیا ، غذای متافیزیکی ارائه می دهند.

سینی ها تعهد شغلی خود را برای کار از “هر آنچه محیط زیست دور بیندازد” ، آغوش مردم محلی ، که یک انتخاب عملی نیز بود ، متعهد شدند. آناتسوی هر کجا خود را پیدا کند ، مطالب به راحتی در دسترس خواهد بود. در سال 1975 ، وی از غنا برای تدریس در دانشگاه نیجریه ، نسوکا ، که پانزده سال قبل افتتاح شده بود و اولین دانشگاه در این کشور بود و از هر موسسه اروپایی مستقل بود ، تدریس کرد. UNN که زمانی یکی از مدارس برجسته نیجریه بود ، در هنگام جنگ داخلی این کشور متحمل رنج هایی شد که منطقه جنوب شرقی با اکثریت ایگبو سعی در جدایی به عنوان جمهوری بیافرا داشت. وقتی آناتسوی رسید ، هنوز سوراخهای گلوله پرده دانشگاه را پوشانده بود.

در زیر آوار ، احیای دوباره درحال حرکت بود زیرا هنرمندان و روشنفکران ایگبو که ناخواسته در جای دیگر کشور به UNN سرازیر شدند. پدید آوردن در دانشگاه و اوچه اوکه ، یکی از هنرمندان برجسته نیجریه ، که ادغام مدرنیسم اروپا و سنت های طراحی محلی را در جنبشی به نام “سنتز طبیعی” آغاز کرده بود. آچهی یکی از اولین نمایشگاههای اناتسویی را افتتاح کرد. اوكه رئیس بخش خود بود. طولی نکشید که مهاجر غنائی در مدرسه به اصطلاح نسوکا ادغام شد که از آن الهام گرفته شد از نو، سنتی از نقاشی بدن و نقاشی دیواری در میان زنان ایگبو ، که با طراحی های اضافی و خطی مشخص می شود.

غرق در سبک های محلی ، آناتسوی شروع به ایجاد تصویر عمیقاً ترکیبی از “شخصیت آفریقایی” کرد. او سیستم های نشانه ای زیادی را مطالعه کرد – از جمله خط Bamum از کامرون ، نمادهای یوروبا آروکو ، و سیستم محلی معروف به nsibidiهمچنین از نو و adinkra– وسواس در حال رشد با سناریوهای باطنی یک قاره که اغلب خالی از سنت های ادبی به تصویر کشیده می شود. وی به یاد می آورد: “ما به جای اینکه احساس کنیم در آفریقا سنت نوشتاری وجود ندارد ، سندرم برج بابل داشتیم.” وی به همین ترتیب شیفته موزه های ملی نیجریه و اماکن باستانی بود ، شواهدی از میراثی دست نخورده ، همانطور که وی دید ، نسبت به غنا. تاریخ و شکستگی های آن ، از ناپدید شدن جوامع باستان تا بی ثباتی ملت های پسااستعماری ، در کارهای بعدی او در خشت و چوب نقش اساسی داشت.

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir