[ad_1]

مرگ راش لیمبو در این هفته ، در هفتاد سالگی ، به دلیل سرطان ریه ، کتاب را برای بیش از یک ربع قرن رسانه های محافظه کار تعریف شده توسط لیمبو و دوستش راجر آیلس ، رئیس و مدیر عامل فاکس نیوز ، که در سال 2017 درگذشت ، بسته می کند. قبل از ورود دونالد ترامپ به سیاست جمهوری خواهان و حتی قبل از اینکه فاکس سلطه خود را آغاز کند ، در اواخر دهه 1990 لیمبو توانایی بی نظیری در تحریک پایگاه جمهوری خواهان و نزدیک کردن حزب به دیدگاه خود در مورد ریگانیسم ناب داشت. این چشم انداز شامل مالیات کمتر و مقررات کمتر ، مخالفت با سقط جنین و موضعی تهاجمی در خارج از کشور بود – اصطلاحاً “چهارپایه” ائتلاف رونالد ریگان. برای دهه ها ، این مانترا لیمبو بود ، با تمرکز بر کاهش مالیات. اما در آغوش گرفتن وی از ترامپ در سالهای اخیر و تمایل وی برای انقیاد محافظه کاری در برابر فرقه یک نفره ، دیدگاه دیگری از لیمبا را ارائه می دهد. او کار خود را به عنوان یک رهبر جمهوری خواه صرفاً به عنوان پیرو دیگر ترامپ به پایان رساند.

لیمبو در یک خانواده برجسته جمهوری خواه در میسوری متولد شد ، کار خود را در نوجوانی از طریق هوا آغاز کرد و در سال 1984 یک قطعه رادیویی در ساکرامنتو دریافت کرد. چهار سال بعد ، نمایش راش لیمبو پخش ملی شد. WABC در نیویورک. . (او در بیشتر کار خود به عنوان ایستگاه اصلی خود باقی ماند ، گرچه لیمبو سرانجام به فلوریدا نقل مکان کرد.) به استثنای دریافت تماس گیرنده – که اغلب مختص جمعه بود – لیمبو توانایی قابل توجهی در حفظ مونولوگ داشت. و فقط تبلیغات تجاری مثل وقفه ، تقریباً برای سه ساعت کامل که نمایش او هر روز پخش می شود. (توانایی ترامپ در کنترل میکروفون برای مدت زمان حیرت انگیزی تنها نمونه قابل مقایسه ای است که فکر می کنم ، اما لیمبو ، بر خلاف رئیس جمهور سابق ، می تواند به طور چشمگیری متمرکز بماند.) او اغلب یک نمایش را شروع می کرد و به شنوندگان خود در مورد پشته A “خود اطلاع می داد “از بریده ها – معمولاً مقالات و سیگنالهای خبری – و یافتن راههایی برای اتصال به برخی از موضوعات اساسی که وی می خواهد بیان کند ، که اغلب مربوط به تأثیرات جادویی کاهش مالیات بر اقتصاد و زباله های دولت فدرال است. وی یک بار گفت: “اگر توماس جفرسون فکر می کند مالیات بدون نمایندگی بد است ، باید ببیند که نمایندگی چگونه است.”

هرچه پیرتر و ثروتمندتر شد ، دوست داشت نیمی از ثروت و موفقیت خود را شوخی کند. او به “استعداد اجیر شده توسط خدا” افتخار کرد و یک بار گفت: “من حتی نمی توانم خودم را نابود کنم. خودم چندین بار امتحان کردم و نتیجه نداد. من به معنای واقعی کلمه نابود نشدنی هستم. “لیمبو مانند ترامپ ، که دوست دارد مردم را در مورد تحصیلات خود در زمینه Ivy League آگاه کند و به آنها بگوید چیزهای بهتری نسبت به حضور در تجمع هایشان وجود دارد ، لیمبو از این واقعیت لذت برد که این کاهش مالیات های ستودنی که همیشه برای آنها صحبت می کرد ، به دنبال افرادی مانند او بود.

طی 5 سال گذشته یک جریان بی پایان از مقالات و کتابها با این س struggال که چگونه ترامپ موفق به انجام عمل خاص خود شده است ، دست و پنجه نرم می کند ، مخاطبانی را که حتی در یک کالج تحصیل نکرده اند ، چه رسد به یک عضو در لیگ پیچک. موفقیت لیمبو یک کلید را به همراه دارد. برنامه رادیویی او برای زیبایی بخش خصوصی محل رشد باشگاه بروماید بود ، اما کشور دیگری وجود داشت که بیشتر از تعصب تشکیل می شد. این مردی بود که بخشی را به نام “ایدز به روزرسانی ها “، که در آن او به تمسخر نام قربانیان بیماری را با صدای دیون وارویک خواند. وی گفت که فمینیسم ابداع شده است تا “اجازه دسترسی آسان به زنان غیر جذاب را به جریان اصلی جامعه بدهد.” او برای شمارش اظهارات نژادپرستانه زیادی کرد ، اما به خصوص با باراک اوباما خصمانه بود. وی یک بار گفت: “در آمریکای اوباما ، کودکان سفیدپوست اکنون با کف زدن کودکان سیاه پوست در حال کتک زدن هستند.”

لیمبو ، مانند ترامپ ، هرگز علاقه خاصی به اهداف محافظه کار مسیحیان نداشت. او در مورد سقط جنین و ازدواج همجنسگرایان موضع “درستی” گرفت ، اما اوایل فهمید که گلایه های فرهنگی برای بیشتر مخاطبانش از اهمیت بیشتری برخوردار است. می توان ادعا کرد که استهزا است ایدز قربانیان و مخالفت قاطع با ازدواج همجنسگرایان هر دو نوع تعصب هستند. اما بسیاری از افرادی که دیدگاه های سیاسی ناخوشایندی دارند ، عادت – یا شغل – ظلم شخصی را ایجاد نمی کنند. وی در یک مونولوگ لیمبا در سال 2013 در مورد ازدواج همجنس گرایان گفت: “بسیاری از افراد هیچ گونه شخصیت شخصی علیه همجنسگرایان ندارند. درعوض ، واقعاً ، من نمی دانم ، احترام ، درباره چیزهایی است که آنها فکر می کنند این کشور را عالی توصیف می کنند. “او خودش را توصیف نکرد و می توان گفت که قلب او در او نیست. این را با نظراتی از قبیل مقایسه کنید: “یک عده پسر واقعا حیله گر وجود دارند که احتمالاً نمی توانند خانم ها را وادار به تماشای آنها در جریان عادی وقایع کنند.” و آنها تصمیم گرفتند ، می دانید چه چیزی؟ من ترانزیستور می شوم. “این اعتقاد به ویتوریول بود.

با این حال ، به همان اندازه که لیمبو مایل بود در مورد جزئیات اوباماکر به مخاطب خود دروغ بگوید – او حتی ادعا کرد که میزان طلاق را افزایش می دهد – به نظر می رسید که وی یک اصل اصلی در وفاداری به مالیات پایین ، مقررات کمتر و بازارهای آزاد دارد. به این ترتیب لیمبو می تواند ظهور ترامپ را از دو جهت ببیند. باید گفت که شخصی در اینجا وجود دارد که به محافظه کاری جنبش علاقه ای ندارد. که احتمالاً اطلاعات کمی در مورد ویلیام اف باکلی جونیور داشت. که با ارتدکس راست گرا بر سر تجارت و آداب و رسوم شکست. و کسی هیچ چشم اندازی از سرمایه داری بیش از سودمندی آن برای ثروتمندتر و مشهورتر بودن آن نداشت. راه دیگر این بود که به ترامپ به عنوان شخصی نگاه کنیم که کاتالوگ کینه همان لیمبا را دارد و – شاید مهمتر از آن – مورد نفرت همین افراد باشد.

لیمبو طولی نکشید که تصمیم خود را گرفت: او داخل بود. وی تا ابتدای سال 2016 به طور روزمره از ترامپ دفاع می کرد و شاید مهمتر از آن ، با همان لحن لفاظی برخورد کرد. وی در ژانویه همان سال گفت: “حزب جمهوریخواه پایگاه جمهوریخواه را دوست ندارد” ، و توضیح داد كه نخبه سالاری دلیل استقرار برای مخالفت با ترامپ است. اگر تصاحب GOP توسط ترامپ نشان داد که میزان خشم فرهنگی برای رای دهندگان محافظه کار بیش از هر مسئله دیگری مهم است ، سفر لیمبوگ به عنوان یک نمونه عمل می کند. وقتی ترامپ موضعی گرفت که لیمبو هرگز به آن اعتراض کند – مانند وضع تعرفه های جدید – لیمبو به سادگی نظر خود را تغییر داد و از ترامپ حمایت کرد.

اطمینان لیمبو ، یا بدتر از ترامپ ، این سال را به وجود می آورد که چه زمانی او در حزب کنترل داشت. نفوذ لیمبو در برخی مواقع اغراق آمیز بود. نامزدهای برگزیده وی لزوماً در انتخابات مقدماتی پیروز نمی شدند – شاهد عدم موفقیت وی در خارج کردن جان مک کین در سال 2008 – و توانایی او در هدایت رای دهندگان همیشه کمتر از حد انتظار بود. اما اگر او همیشه از قدرت مستقیم برخوردار نبوده است ، نمی توان نقش وی در ایجاد بنیان فرهنگی برای ترامپ را دست کم گرفت. جمهوری خواهان هرگز به ابزاری برای آزادیخواهی اقتصادی خالص و وفاداری به اندیشه های محافظه کارانه که لیمبو زمانی می توانست به آن امیدوار باشد تبدیل نشدند ، اما آنها به حزبی تبدیل شدند که لیمبو می توانست عاشق آن باشد.

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir