چگونه همه گیری اروپا را تغییر داد


من همانقدر که در مورد بحران 2008 اقیانوس اطلس هستم ، همانطور که شما هرگز با آن روبرو خواهید شد ، اصرار دارم که بانکهای اروپایی عمیقا درگیر شده اند ، اما تأکید بر این که مرکز بحران آمریکا است مهم است. بر کووید-19 ، مهمترین چیزی که باید بخاطر بسپاریم این است که ، همانطور که در حال حاضر وضعیت موجود است ، درصد قابل توجهی بالاتر از جمعیت آمریکا بر اثر این بیماری نسبت به اروپاییان جان خود را از دست داده اند. این یک فاجعه بهداشت عمومی در سال گذشته در ایالات متحده بود و هرگز لحظه ای در اروپا رخ نداده است – و این البته به پدیده [Donald] ترامپ – جایی که یک دولت در اروپا به سادگی گفت: “ما دیگر چنین کاری نمی کنیم. ما بیماری را رها می کنیم. “این منحصر به فرد آمریکایی است.

و ترامپ پس از گفتن این جمله موفق شد چهل و هفت درصد آرا را به خود اختصاص دهد.

بنابراین باقی می ماند. اما آیا حزب دموکرات واقعاً دارای عناصر مترقی است؟ آره. آیا چتر حزب دموکرات ، چون چنین کلیسایی گسترده است ، به بسیاری از افراد قدرتمند با پول زیاد و قدرت زیاد اجازه می دهد تا با برنامه های کاملاً مترقی در شرایط اضطراری به ائتلاف بپیوندند؟ آره. دقیقاً به این دلیل که AOC در SPD یا CDU نیست ، این برای اروپاییان دشوارتر است. برخی مواقع وجود دارد و می بینیم که اکنون در ایالات متحده آمریکا ، جایی که گروه چپ در یک حزب مرکزی با ذهنیت گسترده مانند دموکرات ها می تواند به شکلی کاملاً نمایشی از قدرت استفاده کند. در واقع ، این یک ائتلاف چپ میانه است که در حال حاضر بر ایالات متحده حاکم است ، و در سمت راست همکاری صفر است ، به این معنی که جو مانچین و AOC هم قدرت دارند. این یک پیکربندی خاص است که در آن کار می کند.

من همچنین می گویم که حزب دموکرات و تکنوکرات های ذی صلاح اقتصاد کلان ، و همچنین روابط بسیار بی محابا بین تجارت و دولت در ایالات متحده ، منجر به گسترش سیاست های گسترده تری در سال های 2008 و 2009 و در سال 2020 شد. چنین سیاست هایی از یک نقطه نظر تکنوکراتیک. آنها در واقع برای تجارت نیز مفید هستند. و در سال 2020 پنی در اروپا افتاد. یارانه مشاغل آنها در این سال واقعاً سخاوتمندانه بوده است.

اما بله ، شما کاملاً درست هستید ، ایالات متحده یک بسته مالی فوق العاده گسترده را از سال 2020 به تصویب رسانده است. همچنین باید این کار را انجام دهد زیرا آنچه آمریکا ندارد ، یک دولت با ثبات در بازار کار ، یک سیستم بیمه بیکاری با ثبات یا حتی ، صریحاً ، یک سیستم بیمه سلامت عمومی پایدار. بنابراین او مجبور شد این مداخلات اضطراری را انجام دهد. در مارس سال گذشته ، و هیچ یک از ما هرگز آن را فراموش نخواهیم کرد ، ایالات متحده فقط وحشتناک ترین بحران اجتماعی را که من مطمئناً تجربه کرده ام ، مشاهده کرد ، جایی که شش میلیون نفر در هفته کار خود را از دست دادند و ده ها میلیون نفر ظرف چند هفته شغل خود را از دست دادند. بعضی چیزها باید انجام شوند. هیچ یک از این موارد در اروپا اتفاق نیفتاده است. هیچ کس شغل خود را از دست نداد زیرا آنها راهی برای نگه داشتن مردم در محل کار داشتند. بنابراین پاسخ مالی آنها نیازی به همان وحشت ناشی از اقدامات اضطراری ایالات متحده نبود.

بیایید به دسامبر سال گذشته فکر کنیم. اگر آنها این لایحه محرک دوم را تصویب نمی کردند ، میلیون ها آمریکایی در اوایل سال 2021 بدون پول برای حمایت از آن بدون پول می ماندند. میلیون ها نفر با اخراج روبرو می شوند. هیچ یک از اینها در هیچ یک از کشورهای اروپایی صحت ندارد ، زیرا در سطح ساختاری محافظت و سازوکارهای واقعاً خلاقانه ای برای حمایت از کارگران در روابط کار وجود دارد. سیستم کوتاه مدت در طی سال گذشته یک نوآوری واقعاً چشمگیر بوده است. این کاملاً جدید نیست ، زیرا آلمان ها در سال های 2008 و 2009 بر آن حکومت کردند ، اما به کل اتحادیه اروپا گسترش یافت ، به این معنی که بحران اجتماعی در اروپا بسیار متوسط ​​تر بود ، و سطح ناامنی بسیار پایین تری داشت. و در اینجا تفاوت ساختاری ظاهر می شود.

من همچنین فکر می کنم اینجا اتفاق دیگری در جریان است ، زیرا فکر نمی کنم افرادی مانند AOC تأثیر زیادی در لایحه تشویقی داشته باشند. من فکر می کنم راهی وجود دارد که نخبگان حزب دموکرات در اطراف بایدن ، که هیچ تصوری از رادیکال ها ندارند ، به برخی از اروپایی ها سپرده می شوند که چگونه بعد از یک فاجعه درباره واکنش مالی فکر کنند

این واضح است که درست است و این دو مرحله است ، درست است؟ من تازه با این قطعه عالی در مورد زندگی نامه فکری پاول کروگمن آشنا شدم که مستقیماً در این باره صحبت می کند ، به این معنا که اقتصاد اطلاعاتی پیرامون نخبگان آمریکا و گروه حزب دموکرات یک کینزی گرایی جدید به سبک MIT است. در یک بحران تقاضا ، آنها می توانند بهبود یابند و ممکن است در پایداری بدهی مشکل داشته باشند ، اما در اصل آنها به نیاز به محرک مالی در مقیاس بزرگ شک ندارند. در واقع پیچاندن سر برای آنها کار دشواری نیست. آنچه ما از آنجا اتفاق افتاده است و این در مورد دیدگاه شما در مورد بایدن صدق می کند ، این است که آنها با انطباق پاسخ خود به سیاست های مالی با آنچه فکر می کنند منطقی است ، درس دیگری آموخته اند ، سیاست مسئولیت پذیر اشتباه بوده است. در این میان ، موفقیت سیاسی جمهوری جمهوری در سال 2010 را به همراه داشت. این اشتباهی نیست که آنها بتوانند با مسئولیت پذیری در سال جاری تکرار کنند ، زیرا ما اکنون دیدیم که سیاست GOP چقدر سمی است.

از منظر کنار گذاشتن اقتصاد ، از دیدگاه آنچه به نظر می رسد امنیت جمهوری ، آینده دموکراسی آمریکایی است ، بسیار مهم است که این شرایط متوسط ​​از بین نرود. بنابراین یک تغییر اساسی اتفاق افتاده است و افرادی مانند جانت یلن زنگوله های واقعی آن هستند. یلن به طرز عجیبی به عنوان یک لیبرال چپ شهرت دارد ، اما از نظر سیاست مالی همیشه کاملا عوضی بوده و اکنون تریلیون ها بسته هزینه ای را به خود اختصاص داده است. این تغییر اتفاق افتاده است.

همانطور که به درستی می گویید ، از سال 2008 تا 2010 در اروپا نبود. SPD آلمان ، که فکر می کنید آن را به عنوان یک جناح چپ ، یا شاید حداقل یک مرکز چپ ، یک خط ریاضت محکم داشت. آنچه برای دیدن بسیار جالب است این است که آنها چگونه سال گذشته تغییر کرده اند. شما باید این واقعیت را تصدیق کنید که در حال حاضر هیچ کس در اروپا علاقه جدی به صحبت در مورد ریاضت اقتصادی ندارد. آنها در مورد بازیابی قوانین بودجه در اولین فرصت تا سال 2023 صحبت نمی کنند. آنها ترمزهای مالی را برداشته اند. آلمان در سال های 2020 و 2021 کسری کسری زیادی داشته و بدهی قابل توجهی انباشته کرده است. آنها یک برنامه چند ساله سرمایه گذاری به سبک بایدن را ارائه می دهند که در واقع ، در صورت نقد شدن ، ممکن است کمی بزرگتر از برنامه سرمایه گذاری بایدن باشد. بنابراین من موافقم که از هر دو طرف یاد گرفته شده است. قفل ها واقعاً باز هستند. در حقیقت ، نمونه دولت بایدن فشار آوردن به اروپاییان است.

حزب دموکرات علی رغم کمبودهای بی شماری که دارد ، اکنون در هفت انتخابات از هشت انتخابات گذشته ، رأی گسترده ای را کسب کرده است. این برای یک حزب در یک دموکراسی کاملاً چشمگیر است ، در حالی که تمام احزاب چپ میانه در اروپا ، همانطور که گفتید ، جای خود را به سبزها و سایر گروه ها می دهند. آیا درسی وجود دارد که فکر می کنید چپ میانه اروپا باید از حزب دموکرات بیاموزد ، یا این فقط تابعی از آمریکا با یک سیستم دو حزب است؟

این واقعاً تأثیر ساختار قانون اساسی است. این یک سیستم دو حزبی است و جناح راست در ایالات متحده خود را در موقعیتی قرار داده است که به راحتی مشخص نیست پیشنهاد اکثریت آنها چیست. مشخص نیست که جمهوری اسلامی در این زمان به عنوان یک حزب اکثریت چگونه تصور می شود. و این به نوعی افتضاح است ، زیرا آنها بدیهی است فکر می کنند که می توانند پیروز شوند و با کسب اکثریت برنده نخواهند شد. مدت ها است که بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی استدلال می کنند که ائتلاف دموکراتیک ، از ظرفیت نخبگان سفیدپوست گرفته تا اقلیت ها ، از جمله مزیت زنان و افراد تحصیل کرده ، برای بیشتر آینده است. اما ، همانطور که می دانیم ، قانون اساسی آمریکا فرصتهای زیادی را برای جلوگیری از حاکمیت اکثریت فراهم می کند و این نیز بخشی از تاریخ آمریکا است. فکر نمی کنم کسی در اروپا به آمریکا نگاه کند و بگوید: “خدای من ، کاش ما دموکرات بودیم.” زیرا این به معنای پیروزی در انتخابات و سپس عدم حفظ قدرت و سرانجام جعل دادگستری توسط افراد دیگر است تا جایی که حتی اگر قدرت را نیز در دست داشته باشید ، در واقع نمی توانید آن را اعمال کنید. من فکر می کنم در مورد سیستم سیاسی آمریکا چیز کمی وجود دارد که هر کس در خارج از آمریکا به آن حسادت کند.


منبع: https://outsidenews.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>