[ad_1]

گزارشی که واتیکان هفته گذشته به اتهامات تئودور مک کارریک ، اسقف اعظم کاردینال سابق واشنگتن منتشر کرد ، با هر سند عمومی دیگری که کلیسا تاکنون صادر کرده متفاوت است. پاپ فرانسیس دستور داده است كه مک كاریك در سال 2018 از وزارت بركنار شود ، پس از آنكه فردی در دادخواست برنامه جبران خسارت قربانیان كه توسط كلیسا تنظیم شده بود ، مک كاریك را به ارتكاب اعمال جنسی جنایت آمیز علیه وی متهم كرد ، از سال 1971 ، زمانی كه مك كاریك او کشیشی در نیویورک بود و این مرد شانزده ساله بود. ادعاهای دیگری از جمله یکی از مردانی که در مصاحبه با تایمز مک کارک را به سو abuse استفاده ای متهم کرد که از سال 1969 شروع شد ، زمانی که این مرد تنها یازده ساله نبود و سالها شدت گرفت. مک کارک از کالج کاردینال استعفا داد و در سال 2019 از رکود خارج شد.

برای بیش از سه دهه ، بسیاری از ادعاهای دیگر در مورد اقدامات انجام شده علیه مردان مسن و خردسال انجام شده است ، و گزارش ، که چهارصد و چهل و نه صفحه از پاورقی ها را در بر می گیرد ، قرائتی عمیقا آزار دهنده است. این شامل تفاهم نامه های به روز شده توسط اسقف ها با جزئیات اتهامات ، بخشهایی از مصاحبه های اخیر با قربانیان ادعا شده و سایر افرادی که از سو about استفاده های احتمالی می دانستند ، و یک سری نامه هفت گمنام و نامعلوم که از طریق Zer بین چندین اسقف اعظم و وکلا ارسال و توزیع شده است. 1992 و 1993 ، که مک کارک را “جنایتکار جنسی ناقص” خواند و هشدار داد که اتهامات علیه وی “کلیسای آمریکا را متلاشی خواهد کرد”. در این گزارش جرم مک کارک در قانون جنایی یا قانون متعارف مورد بررسی قرار نگرفته است (وی در سال 2019 به جرم “گناهان نسبت به فرمان ششم” مجرم شناخته شد) ، بلکه در عوض به ثبت فرآیندهای کلیسای “دانش نهادی و تصمیم گیری” می پردازد. (مک کارریک ، اکنون نود ساله است ، هرگونه عمل نادرست را انکار کرده است).

چگونه مک کارک در سلسله مراتب قیام کرد ، حتی وقتی داستان های سو m رفتار او در کلیسا پخش شد؟ در گزارش های خبری شواهدی مبنی بر پاپ ژان پل دوم ، اکنون سنت جان پل دوم ، توقیف شده است. مک کارریک ، متولد 1930 در منهتن ، در سال 1958 مقرر شد و منشی کاردینال ترنس کوک شد. وی که مناسب زبانها بود ، برای کاردینال کارول وویتیلا ، اسقف اعظم کراکوف (و برای دبیرش ، مونسیگنور استانیسلاو دیزیوز) تفسیر کرد ، بازدید از نیویورک در 1976 ؛ دو سال بعد ووتیلا با نام جان پل دوم به عنوان پاپ انتخاب شد. مک کارریک در سال 1981 به اسقف کمکی منصوب شد ، سپس در سال 1981 به عنوان اسقف متوهن ، نیوجرسی و در سال 1986 به عنوان اسقف اعظم نیوارک منصوب شد. تلاش های کلیسای آنجا و نوشتن جان پل (و جیویش) جریان نامه های شخصی در مورد این اثر. در دهه 1990 ، مقامات آشنا به اتهامات مطرح شده علیه مک کارریک به جان پاول توصیه کردند که او را به عنوان “تختی” برجسته تر از نیوارک منصوب نکند. با این حال ، گزارش می گوید پاپ ممکن است از ادعاهای غیر مستقیم که رژیم کمونیست در لهستان برای مسح روحانیون استفاده می کرد ، ناراضی باشد.

از جمله مقاماتی که در این سالها بیشتر درباره ادعاهای مختلف در مورد مک کارریک آگاهی داشتند ، یکی از برجسته ترین شخصیتهای کاتولیک آمریکایی بود: کاردینال جان اوکانر ، اسقف اعظم نیویورک از سال 1984 تا زمان مرگ در سال 2000. اوکانر ، روحانی و دریادار نیروی دریایی ، به عنوان یک رهبر سرراست ، در درگیری ثابت قدم ، شهرت داشت. او مرتبا به رم سفر می کرد و رئیس کلیسای ایالات متحده برای تدریس در زمینه مسائل جنسی و زناشویی بود: علیه طلاق ، رابطه جنسی قبل از ازدواج ، سقط جنین ، اعمال همجنسگرایی و استفاده از کاندوم. گزارش جدید نشان می دهد که اوکانر سعی کرده است ، مانند بقیه ، به جان پل در مورد نگرانی در مورد مک کارک هشدار دهد. با این حال ، اسناد موجود در گزارش نشان می دهد که چرا این تلاش ها ناموفق بوده است. اسقف اعظم ، که هنگام گفتگو با خبرنگاران به صراحت شناخته می شد ، در مورد مک کارک با زبان مبهم و مبهم پروتکل واتیکان ابراز نگرانی کرد و عدم رویکرد او منجر به ناتوانی کلیسا در برخورد موثر با خشونت جنسی معنوی شد: امتناع وی از توصیف مسئله. به صراحت ، واضح است.

طبق گزارشی در سال 1986 ، اوکانر – که یکی از اعضای جماعت اسقف بود ، که به پاپ در انتصابات اسقفی توصیه می کرد – مک کارک را برای تعیین اسقف اعظم به نیوآرک “تقریباً مأمور” خواند. این دو نفر سپس به عنوان اسقف اعظم در دو طرف هادسون خدمت می کردند ، جلسات منظمی با پاپ داشتند و برای جلب توجه کاتولیک های ثروتمند در نیویورک ، زادگاه مک کارریک رقابت می کردند. مک کاريک به ياد مي آورد: “اسقف اعظم مك كاريك اينجاست ، پس جيب هاي خود را بدوزيد” و به اوكانور در يك مراسم به مخاطبان گفت.) در 1992 و 1993 ، اوكانور يكي از روحانيوني بود كه از هفت نامه چندين نامه را دريافت كرد. بیشتر آنها مهر و موم پستی در نیوآرک بود ، با حروف بزرگ نوشته شده و به زبان مخلوط شده با هم ویتریول و عامیانه لوازم التحریر ساخته شده است. اوکانر حداقل دو بار کپی نامه ها را با یادداشت های شخصی برای مک کارریک ارسال کرده است. (“این چیزها مرا دیوانه می کند. من از ارسال آنها برای شما متنفرم ، اما دوست دارم شما هم برای من همین کار را انجام دهید.”)

در سالهای بعد (اگر نه قبل) ، شایعات مداوم مک کارریک به اوکانر می رسید: یعنی اینکه او از یک خانه ساحلی در Sea Geert ، نیوجرسی برای بیرون رفتن با حوزویان ، افراد مسن استفاده می کرد ، که یکی از آنها را مجبور به خوابیدن می کرد. در رختخوابش ، روی زمین ، که تعداد مردان بیشتر از تخت است. وقتی کشیشی تلفنی با اوکانر در مورد شایعات صحبت کرد ، اوکانر گفت که “در مورد این کار در رم کاری انجام خواهد داد” ، اگرچه هیچ نشانه ای از این کار وجود نداشت. قبل از سفر جان پاول به ایالات متحده در سال 1995 ، اوکانر شایعات را با اطمینان بررسی کرد تا تبلیغات نامطلوبی به خود جلب نکند و نتیجه گرفت که هیچ مانعی برای سفر پاپ به اسقف اعظم مک کارریک ، نیوآرک وجود ندارد.

این شایعات سپس با ادعاهای خاصی در مورد مک کارریک توسط کشیش دیگری پشتیبانی شد و توسط افرادی که او می شناخت و به آنها اعتماد داشت به او کانر منتقل شد. کشیش گفت که در حالی که هنوز یک حوزوی بود ، مک کارک را دیده بود که در کشیش دیگری مشغول ماهیگیری در ایالت نیویورک بود و سپس هر دو به یکدیگر اعتراف کرده بودند و مک کارک پس از او را مجبور کرد که در یک آپارتمان در منهتن ، اسقف اعظم خود اوکانر ، یک تخت مشترک داشته باشد. پاسخهای اوکانر به آنچه اسقف اعظم دیگر “ابر” بر سر مک کارریک می نامد ، دائماً دفاعی و تحقیرآمیز به نظر می رسید. گفته می شود که وی با مک کارک تماس گرفته ، اتهامات موجود در خانه ساحلی را ذکر کرده و به او گفته است: “شما باید این موارد را بردارید.” این گفته که توسط مک کارریک به کشیشی گفته شده ، نشان می دهد که اوکانر حداقل اعتقاد داشته است برخی از شایعات اما او از ادعاهای کشیش عقب نشینی کرد ، وی گفت که مک کارریک او را در منهتن از نظر جنسی پیشرفت داده است ، تا حدی به دلیل اینکه خود کشیش سابقه سو abuse استفاده جنسی داشته است. یک روانپزشک ، سپس یک روانشناس کشیش ، که توسط اوکانر خواسته شد تا موضوع را ارزیابی کند ، وقت خود را با کشیش گذراند و به نظر می رسید که وی صحت گفته های او را دارد ، اما اوکانر اینگونه نبود.

در سال 1997 ، مجمع اسقف ها مک کارک را به عنوان اسقف اعظم شیکاگو در نظر گرفت. جماعت در مقابل این تبلیغات مقابله کردند ، و به طور رمزآمیز متذکر شدند که “صدایی با اطمینان کمتر ظاهر می شود که اکنون به نظر می رسد ساکت می شود” و اشاره به “محیط قابل اشتعال در شیکاگو”. مک کاريک پست را دريافت نکرد. اما دو سال بعد ، اوکانر فهمید که جان پل در نظر دارد مک کارک را تبلیغ کند ، احتمالاً به عنوان جانشین او در نیویورک. اوکانر به ناجی پاپ یا سفیر مستقر در واشنگتن اشاره کرد “برخی از عناصر با ماهیت اخلاقی که توصیه نمی کنند.” ناجی از او خواست که این عناصر را در نامه ای توصیف کند.

اوکانر نامه را در اکتبر 1999 ، چند هفته پس از عمل جراحی برای سرطان مرحله نهایی مغز ، نوشت. این نامه در گزارش گنجانده شده است و بخشی نفیس از غیر مستقیم و ابهام روحانیت است. اوكانور با اشاره به “مقامات كاملاً بی عیب و نقص” ، ادعاهای مربوط به خانه ساحلی و اینكه مك كاریك بازدید كننده های مرد داشت ، كه آنها را “پسر عموها” خواند ، برای صرف شام و فراتر از آن به محل اسقف اعظم در نیوآرك آمد. برای گذراندن شب – معمولاً “آنها یک تخت مشترک دارند. وی سپس به نقل از مقامات اظهار داشت: “به طور موثری گزارش شده است كه رویدادهای مختلف و فعالیتهای رفتاری كه در بالا توضیح داده شد كاملاً تغییر كرده اند و اخیراً چنین رویدادهایی رخ نداده است.” او پیشنهاد می كند كه مک كاریك او به سادگی این مردان را “پسر عموی” خواند زیرا “هیچ اقوام زنده ای نداشت” و به “خانواده ای کاملاً تنظیم شده” نزدیک شد و ممکن است از این طریق به مردان آن خانواده مراجعه کرده باشد. او می گوید که بحث را پیدا نکرد با یافته های روانشناس کشیش یا روانپزشک در مورد ادعاهای کشیش “قطعاً قانع کننده” است ، اما اضافه کرد که “به دلیل سنگینی ادعاها” نمی تواند آنها را رد کند. “از هفت نامه (چهار نامه را پیوست کرد) ، وی گفت:” اگر بتوان آن را تأیید کرد ، بدیهی است که این نامه ها ادعاهای جدی است. “وی در پایان با توصیه به” رسوایی جدی “که شایعات در صورت علنی شدن باعث ایجاد شایعات می شود ، توصیه کرد که مک کارک ارتقا نیابد. اما او چنین نگرانی هایی را در مورد” ماهیت اخلاقی “بیان نکرد. “ن و اقدامات مک كاریك به همین ترتیب یا برای افرادی كه ممكن است مك كاریك به آنها آسیب رسانده و هنوز هم آسیب رسانده است.

بر اساس این گزارش ، نامه اوکانر به روم ارسال شد و خلاصه ای از ادعاها ، همانطور که وی آنها را ارائه داد ، با جان پل به اشتراک گذاشته شد. نوکیو با چهار اسقفی که در نیوجرسی خدمت می کردند مشورت کرد (یکی از آنها اوکانر پیشنهاد تماس با او را داد) ، و طبق این گزارش ، سه نفر از چهار “اطلاعات نادرست و ناقص ارائه دادند”. غیرمستقیم بودن و ابهام ، البته ، ابزار معمولی بوروکراسی کلیسا است که در خدمت محافظت از افراد قدرتمند و پناه دادن به نهاد از اقدامات قانونی است. با این حال اوکانر مسئولیت شخصی دارد. شاهزاده کلیسا ، در پایان کار طبقه خود چیزی برای از دست دادن و ترس از کسی در سلسله مراتب نداشت. وی در ابتدای دوره خود به عنوان اسقف اعظم ، به سیاستمداران کاتولیک هشدار داد که با حمایت از سقط جنین قانونی (عملی “دقیقاً مشابه قتل یهودیان توسط نازی ها”) و به طور کلی خطر همجنس گرایی ، خطر تکفیر را به خطر می اندازند. در مخالفت با مصوبه حقوق همجنسگرایان در شهر ، از وی نقل شد که وی گفت “به جای استخدام یک مرد همجنس باز ، همه یتیم خانه های من را تعطیل خواهد کرد” وی بعداً موسیقی راک را به عنوان “کمک شیطان” تقبیح کرد و از بیس بال لیگ برتر به دلیل برنامه ریزی یک بازی جمعه خوب کینه ورزید. با این حال ، وقتی نوبت به ارزیابی “ادعاهای ناگوار” درباره مک کارک و ارائه آنها به پاپ رسید ، اوکانر مبهم صحبت کرد.

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir